تبليغاتX
پرواز تا بیکران

بنام خدا

سلام

میگم نمردیم بعد خیلی وقت یک سریال دیدم که مردم توش بجای نون باگت سنگک می خورن ، ماشینشون یه پیکان ابوغراضه هستش ، جای اینکه روی مبل  لم بدن رو زمین میشنن، غذاشون هم کنار یک دیگه رو زمین میل می کنن از قضا ماتیک و سرخاب کمی تو صورت زناشون دیده میشه و الحمدالله دختر چادری توش زیاده و دختر مانتوی نقش منفی هم که نداره! یا که داره و ما ندیدیم هرچند همون هاهم شلوار لی زیر چادر می پوشن با کفش اسپورت .....بماند خوشحال شدیم که بعد مدتها  اینجور چیزی دیدم ........

ولی لعنت به این زندگی فلاکت بار جنوب شهری که سیاه روزی دست از سرش بر نمی داره!

دلمون از غصه ترکید اینقدر این بدبختای بیچاره بی پول زجر می بینند!

الان تو صدا سیما این قشر شدن آینه دق من و شما!

دروغ میگم؟

این قصه اوس محمود رو ببینید ..........

راستی یادی از آقا ماشاءا.... هم بکنید

کاشکی ماهم یه پولی جور میکردیم و یک دست مبل و مان و ماتیک و سرخاب و مانتو و پژو ......می خریدیم تا سرنوشتمون نشه مثل این برو بچ لبه تیغ!!

+ نوشته شده توسط محمد در 85/11/30 و ساعت 23:41 |

چرا بازتاب توقیف شد  الان زیاد مهم نیست و در پست بعدی سراغش  می ریم  ،  اما چیزی که بسیار مهم  و حساس هستش تبعات نحوه بخورد دولت با چنین قضایایی هستش.

در پست قبلی اومد که دولت با ارگان یکی از گروهای درون حزبی چنین برخوردی رو داشت و این یعنی که دیگر کسی  حق صحبت کردن ندارد !!

مگر اینه فقط از دولت تعریف کند و تمجید !!

دوستانی که با این حقیر آشنایی غیر وبی (بیرون از دنیای اینترنت)دارن می دونن که برای حاکم کردن اصول گرایان  و بخصوص این گروه  در دور انتخابات  از دل و جانن و مال مایه گذاشتیم  .  یعنی اینکه بنده  صد سال از  دولت  احمدی نژادی رو  حاضرم تحمل کنم و نه یک روز از  دولت  حضرات!!

اما  بیاییم بپرسیم چه شد که این دولت رو انتخاب کردیم ؟

یکی از مهمترین دلایلش  عدم آزادی اندیشه و عدم پاسخ گویی حضرات در دولتهای قبلی بود مثلا یکیش ممنوعغ تصویر شدن دکتر عباسی ، اون روز چقدر  ماها داد و بیداد کردیم ! یادتون که نرفته ؟

مطمئن باشید فردا اگر دولت واگذار بشه به طیف مخالفینمون ، اگر دهنمون رو بستند دیگه جای گله گذاری نیست!

در یک جامعه پویا  همین مخالفتهاست که نیرو محرکه دولت و در کل جامعه هستش!

الانی چقدر همین بچه های حزب الهی در و بلاگاشون به آقای هاشمی گیر میدن ؟

خب فردا اگر جلو رومون ظلم آشکار بشه که نفس هیچکی در نمیاد .......تازه بماند که بازتاب در خیلی از اصول با ما مشترک بودش حالا بخاطر دوری از رکن قدرت شروع کرده بود به مخالف و جو سازی  های که سرچشمه اون یا راست بود یا دروغ !!

خدا نکنه دهن یک ملت بسته شه اون وقت صدای ملت با آتشفشان بیرون میاد.

و آخرین چیزی که هستش که دولت آقای احمدی نژاد  دولت کریمه موعود نیست ! سعی نکنیم از چیزی که نیست یک اسطوره بسازیم کما اینکه اگر به این کار مبادرت بورزیم اگر اشتباهی از  سوی ایشان یا کارگزاران ایشان صورت بگیره  برای  خراب شدن اذهان عمومی از اساس دولت اسلامی  بسیار موثر هستش.

از منظر فنی به این رویداد توجه کنید :

سایت بازتاب فیلتر شده ! یعنی میشه با فیلتر شکن بازش کرد ، خب این دیگه چه جور جلوگیری از کار هست !؟

یعنی فقط سایتهایی با هاست داخلی با خطر حذف کامل روبرو هستند و این حرف چیزی جزء فرار سایتهای داخلی به هاستهای خارجی نیست ، چرا یک سایت در داخل  کشور بعد از مدت زمان بسیار که از تولد اون می گذره با تغییر دولت و یا بهتر بگم با تغییر ذائقه دولت محتویاتش رو در خطر از بین رفتن قرار بده ؟

و این خودش با بحث وارد کردن هاستهای سایتهای داخلی از خارج به داخل کشور  کاملا از بین می بره ، مگر اینکه فقط سایتهایی خود وزارت ارشاد به داخل برگردن که اونم با تغییر دولت محتویات قبلیش  رو از از دست میده !از طرفی وقتی  هاست سایت خارج از کشور هستش هیچ کس داخل کشور نمی تونه  بر محتویات سایت تاثیر بگذاره ، و تنها کار که میشه انجام داد فیلتر اینگونه سایتهاست که اونم با فیلترشکنهای مختلف کاری از پیش نخواهد برد.

 

 

اما چرا  سرانجام  بازتاب ابنگونه شد و چرا دولت مجبور به این کار شد ؟

+ نوشته شده توسط محمد در 85/11/27 و ساعت 23:46 |

بنام   آنکه   اجازه   داد  فکر   کنیم

 

سلام

 

 

 

آنهم دوباره  و این  بار توسط وزارت ارشاد   اصول گرایان

 

--------

درباره اینکه  بازتاب چرا فیلتر شد بعد می نویسم  اما در نوشته حاضر  چند سوال  که ذهنم را بخود مشغول داشته  را بیان می کنم  شاید یک نفر  خواست بنده  حقیر را از این گیجی در بیاورد !!

 

هنگامی  یک سایت یا  کتاب یا یک فیلم و یا یک شخص !! فیلتر می شود ( در مورد کتاب  سانسور یا توقیف و در مورد شخص آن شخص ممنوع المنبر یا تصویر می شود ) که  باعث بوجود آمدن خطر شود برای یک حکومت و یا برخی آرمانهای یک حکومت . مثلا  یک سایت پرونو  در کشورهای غربی برای افراد  زیر 18 سال فیلتر است در حالیکه  در کشوری مثل ما آن سایت پورنو   برای همه افراد فیلتر می شود چرا که آرمانهای حکومتی  کشور ما با کشور  آمریکا فرق می کند  حال مثال دیگه ، گروه هایی که با دولت مرکزی معارضه مسلحانه دارند در هر کشوری که باشند  از طرف آن دولت مرکزی  به شدت بایکوت و سرکوب  می شوند  مثلا در کشور ما گروهکهای دمکرات و کومله و یا منافقین  و در کشورهای غربی   جنبشهای جدایی طلب باسک در اسپانیا  و  ارتش جمهموری خواه در  ایرلند  شمالی و انگلستان  نمونه هایی از این  گروه ها هستند که به تبع عملکرد نظامیشان تمام کارکردهای فرهنگی و سیاسی  شان   محدود  و سرکوب  می شوند !

و دسته ایی دیگر  گروه هایی هستند که تعارضشان با حوزه فکری و سیاسی  و بطور کلی ایده ئولوژی غالب مشکل دارند،این دسته وارد فاز نظامی نمی شوند ولی  مسیر را برای ورود به آن حیطه عمل  آماده می سازند که آن نیز بنا بر شرایطی است  که حکومت باعث می شود ، یعنی اگر حکومت هیچ زمینی را در اختیار این سری از گروه های قرار ندهد  این گروه ها سعی می کنند برای کشت افکار خویش زمین مناسب را پیدا  کنند  و از اینجا درگیری شروع می شود .خب گروه مجاهدین خلق که بعدها  وارد فاز نظامی شدند دقیقا مصداق همین گروه ها هستند یا گروه نهضت آزادی  در همین فضای تعریفی سیر می کنند  که این امکان دارد تا ابد در  همین حیطه بماند و یا اینکه  به فضای  تعریفی دوم (فاز نظامی)وارد شود.

 

گروه های بعدی  با اصل ایده ئولوزی  حکومت مخالف هستند  ولی مشکل  اصلی  که دارن  با نحوه  اجرای اساس ایده ئولوژی  توسط جریان حاکم  است  .

خب در کشور آمریکا دو حزب  جمهوری خواه و  دمکرات  هر دو  ایده  هژمونی  جهانی را در سر می پرورند ولی  گروه اول  بصورت  برخورد خشک و سخت خواهن آن هستند و گروه دوم یعنی دمکراتها  با شیوه نرم  این امر را خواستر هستند  یا اینکه در کشور خودمان  گروه هایی هستند  که در اصل با جمهوری اسلامی و ولایت فقیه مشکلی ندارند هرچند  نحوه اعمال سیاستهای  کشوری و لشکری  خود باعث  افتراق این گروه ها شده است  نگاه کنید به برخورد دوم خردادی های  با حکومت اصول گرایان و یا برخورد اصول گرایان با  حکومتهای دوم خردادی !!

حال هر کدام از این گروه ها  در راس حکومت قرار بگیرند به گروه دیگر  فشار خواهند آورد  ولی به هرجهت  همدیگر را قلع و قمع نمی کنند و هم دیگر را نیز  بایکوت نمی کنند  چه  اصل این گروه ها  یکی بوده است ! به این مثال توجه کنید  وقتی دوم خردادی ها از امام صحبت می کنند  اصول گرایان چه چیزی استباط می کنند و برعکس! اما دیگر هم دیگر را  نمی درند ! یا از سخن گفتن  همدیگر جلوگیری نمی کنند. اما اگر گروه حاکم در مقام استیصال قرار بگیرد دهان هر مخالفی را خواهد بست

 

اما یک گروه یا یک جناح سیاسی باز خود یک ایده دارد  که  آدمها و زیر گروه های آن گروه اصلی برای رسیدن به آن ایده  راه های متفاوتی را قائل هستند ولی  مماشاتی  که این زیر گروه ها دارن خیلی خیلی بیشتر است  از دو جناح اصلی  چونکه اینها در مقام رسیدن به ایده زیاد به هم شبیه هستند.مثل همین بر و بچه های که  گررو بزرگ اصول گرایان را ساخته اند  که  در انجام کارها  به سه زیر گروه  اصلی تقسیم می شوند یک گروه  بر مجلس  سلطه دارن یک گروه با سلطه نسبی بر شهرداری  و  گروه سوم قدرت کل بر کشور را دارد یعنی حاکم بر دولت است !! و جالب اینکه هر کدام از سه گروه  افرادی را در حوزه قدرت سه گروه دیگر دارند !  که  خود باعث ایجاد یک نوع  تعادل قدرت در این سه حیطه  شده است  به عبارت دیگر  هر گروه  بوسیله عوامل تاثیر گذار  دو گروه دیگر را اداره می کند ! و این  خود باعث کاهش قدرت  این مجموعه فکری در ابعاد کلان عمل ایده ئولوژیکی شده است و همین شکاف باعث سنگ اندازی و شرارت وتفرقه اندازی بین گروهی   از سوی گروها وجریانات خارج از حزب ، خارج از نظام!، خارج از کشور،و دشمنهای خارجی شده است.

 

و  سایت بازتاب که نماینده خبری و فکری یکی از سه نحله اصول گرایان بود نیز  به دو علت  مختلف  از سویی یک حزب مخالف و یک گروه مخالف توقیف و فیلتر شد.

دوم خردادی ها  یک بار بازتاب را  توقیف کردند

و بار دوم  گروه حاکم اصول گرایان   بازتاب را توقیف کرد

 

بنده حقیر خودم با بازتاب سر خیلی چیزها و خبرها مشکل داشتم  و بعضی از نقدهایی که داشتم در قسمت  صحبتهای خوانندگان درج کرده ام  

 

اما چرا  بازتاب دست به زیاده روی هایی زد که پای بند های  درون گروهی را گسست  و معارض گروه دولتی شد  در قسمت آخر  مقاله خواهد آمد .

 

چیزی که مهم است این نکته می باشد دولت باید زمینه نشر آراء  حداقل گروه های دوست را بدهد تا زمینه ناهنجاری بعدی که این مساله را پیش خواهد آورد را بگیرد !!

 

بقیه  ماجرا بازتاب  را در پست های بعدی خواهم نوشت !

تا بعد   

+ نوشته شده توسط محمد در 85/11/26 و ساعت 23:29 |

 

نه سیمرغ و نه مرغ خالی   دریغ از یک تخم مرغ گندیده

 

 

 

خب دیگه همه خبر رو شنیدید  و دیدید  !!

منظورم اختتامیه جشنواره  فیلم فجر هستش .

 

از این بگذریم  که کسی  چهره  آرایش کرده  و مدرنیزه  شده  برنده سیمرغ بهترین بازیگر زن   یعنی  باران کوثری رو ندید و  صدا و سیما چهره واقعی بازیگرانش را بخاطر نشکسته شدن قبح آنها! پخش نمی کند هرچند مردم  روز تا شب چهره  هایی به مراتب  قبیح تر رو تو کوچه و بازار  می بینند بگذریم شاید بارن کوثری بخواد سریال جدیدی را کار کند یا کار کرده که آماده پخش است و الان به چهره موجهی که در بازی های قبلی داشت نیاز دارن ( و شاید می خواهند چهره مذهبی این بازیگر رو تو  سریال بی دلان !«ببخشید صاحبدلان» مخدوش نکنند هرچند که خواهی نخواهی شد!) اما برای  سیمایی که حاشیه ها رو بیشتر بزرگ می کنند تا خود  اصل ماجرا  سخنان برادر  بزرگوار  ده نمکی  رو در  اخبار های مختلف پخش  کرد  تا شاید برای مردم کنجکاو  این سوال پیش نیایید چرا  ده نمکی آن طور  بر هیت داوران تاخت ؟!

خوب بود می گفتند چه خبر  بوده  که بهترین فیلم از دیدگاه  مردم   ،  حتی یک تخم  مرغ گندیده از این همه سیمرغها غربی نصیب این  فیلم نشد !

 و یا حتی حاضر نشد با داوران مسابقه  مصاحبه ایی انجام بدهند !

خب بماند  به عملکرد صدا و سیما ایرادی نیست  باید بمانیم ببینیم  چه وقت  اخراجی ها اکران عمومی خواهد شد و یا احیانا سی دی اش  را در  بازار سیاه  تهیه کنیم و در تلوزیونهای  سینمایی سامسونگمان و احیانا سونیمان  مشاهده کنیم  !!

و شاید هم مثل رنگ ارغوان حاتمی کیا  اصلا نبینیمش !

و شاید هم  صدا و سیما از دق  برو بچ وزارت ارشاد و اینکه نشان دهند چقدر لارج هستند  همین فردا نشانش بدهند !

واسه همین سعی می کنم بدون پیش داوری  و ذهنیت  خاصی درباره  اخراجی ها  بنویسیم یعنی اول فیلم را ببینم بعدش  صحبتهای دو طرف را یعنی هم مسعود را هم جنابان قضات را !!

اما برای  خالی نبودن عریضه این چند لینک را زیارت کنید و اینکه  دم بروبچی که رفتند راهپیمایی گرم !

راستی درباره  سریالهای  ماه مبارک رمضان مجله سوره حسابی مقاله نوشته  اون مجله رو هم ببینید.

ده نمكي : در عالم هنر نیز باندبازی است

از وبلاگ ده نمکی بعد از مراسم !!

نظرات آخرین پست مسعود ده نمکی

فحش های کاف دار مساله اصلی «اخراجی ها»

وقتي مردم داوران را اخراج کردند!... گزارشي از حاشيه اهدا جوايز ديشب در تالار وحدت

تو فقط به درد گاوداری می خوری

+ نوشته شده توسط محمد در 85/11/24 و ساعت 1:18 |

بنام خدا

 

سوگند به سپید دمان * سوگند به شبهای ده گانه

این عبارت را  را میداند که گفته؟

همو که همه را آفریده!!

و نیست کسی که بپرسد از اوی که این شبهای ده گانه کدامند

بعضی آن را ده شب اول ذی الحجه نسبت داده اند و بعضی ده شب آخر رمضان.......

و شاید هم ده شب اول محرم...

و شاید هم ده شب دوم بهمن!؟!

که هرکدام را میتوان به ظن خود نسبت داد و آخر اینکه الله العلم!!

که جالب است هرکدام از این ده شبها

یک فجر واقعی به دنبال خود دارد

اولی رویداد عظیمیست بعد از ده شب بنام حج

دومی ده شبی است بعد از شب قدر

سومی ده شبی است قبل از عاشورا

و آخر ده شبی است قبل از انفجار نور!!

(( انقلایب ما انفجار نور بود)).

****************

حال چه دانیم اما همینقدر که  دو دسته از این شبها با هم تلاقی کرده اند

برای یکی مثل بنده خدا  کافیست که بنویسم :

انقلاب ما ...............

هرچه داشت از کربلا و عاشورا داشت...

و آن چیزی نیست جز جانبازی در ره معشوق!!

 

***************

 

مردی با سپاهی که خانوده هایشان نیز با آنانند

(( سر همین به این سپاه میگویند کاروان‌‌ ))

قدم در راهی میگذارد که هدف آن را اصلاح امت جدش که به عصیان و تباهی کشیده شده اند میگذارد...

همراه سپاهی که تا چند روز بعد جز معدودی

( 72 نفر ) کسی با او باقی نمی ماند!!

 به کوفیان سالهاست که لعن میفرستیم.......

و شعارمان شده که ما اهل کوفه نیستیم.......

اما به کسانیکه از مدینه و مکه خارج شده اند

 و در شبهای آخر با  او را ترک میکنند چه گفته ایم؟!

این دسته تعداد کمی نبوده اند !!

حساب کنید وضعیت خودمان را الانی که هی میگویم :

آقا کجایی

خدا کند زودتر بیایی!!.

با آن کسانیکه که رکاب امام حسین بوده اند

و سپس سر باز داده اند از ولایتش را!!

خدا کند  امام زمان ظهور کند.......

و ادامه دعا را نمیگوییم.........

خدا کند امام زمان زودتر ظهور کند و ما را هم در رکابش ثابت قدم کند........

امام زمان میاید ......

ولی ثابت قدم بودن ما یا فرزندانمان را از خدا حتما بخواهیم.........

 خدا کند بمانیم!!

+ نوشته شده توسط محمد در 85/11/21 و ساعت 0:14 |

بنام خدا

در خبرها اومده بود که جناب هاشمی رفسنجانی  طرحی رو مبنی بر  تعیین جانشین برای  رهبری  ( بصورت مثلا ولیعهدی ) پیشنهاد کردند .این امر بخاطر اینکه آزادی بیان هستش برای همه ! ، بخودی خود مشکلی ایجاد نمی کنه  اما  چندین  نکته  رو بطور خاص  و نه عام   به ذهن متبادر می سازه  که از نقاط   مثبت و منفی این طرح و صحبت هستش  . که در این مقاله هرچند کوتاه سعی میکنم درباره اون صحبت کنم :

 

اول از همه  از نقاط مثبت این صحبت بگم  که   هنگامی که جانشین رهبری   بصورت  قبلا  انتخاب شده باشه  فقدان رهبر  بهر علتی  باعث نمیشه  که جامعه از خلاء  رهبری  که خود باعث ایجاد طمع و یا جنگ قدرت  در یک برحه کوتاه( و احیانا تبدیل آن به یک گروه بندی در درازمدت ) نخواهد شدو همچنین بیگانگان حسابی برای آن روز ها باز نخواهند کرد ، کما اینکه سیره امامان و همچنین رسول بزگوار اسلام بدینگونه بوده است  مثلا در سیره حضرت رسول آمده  که حضرت در  جنگهایی که شرکت نمی کردند تا سه فرمانده لشکر را منظور می فرمودند !!

 

 

اما  از نقطه ضعف این قضیه  که بنده حقیر نیز از آن ترس دارم  این است که در شرایط حاضر که تقریبا اصول گرایان خود به چند بخش تقسیم شده اند و اصلاح طلبان معتقد به ولایت فقیه هم زیاد گزینه هایی در پیش رو ندارند  طرح  این  قضیه زیاد بازخوردی  خوبی در اذهان  ملت و همچنین  اذهان فرصت طلبان  خارجی  برای گمانه زنی  و  ایجاد تفرقه   ندارد  لذا  این قیضه را می توانستند که آقایان در  میان همان  مجلس محترم خبرگان  بصورت سری بررسی کرده و هنگامی که کار از کاز می گذشت و جانشین رهبری تعیین می شد  آن را به اطلاع  مردم می رساندند کما اینکه  این امر می توانست در سکوت مطلق انجام می گرفت !!

 

آقا با شما هستیم تا آخر  راه

 

من نمی دانم  چرا  این  صحبتها با شایعه فوت مقام معظم رهبری  و کسالت شدید  باید همراه باشد  چون در چنین مواقعی در انظار عمومی نباید اصلا درباره  جانشینی رهبری سخنی به میان بیاید که حدس و گمانهایی را در پی داشته باشد ! و اما أست آخر اینکه

یک چیز را این حقیر سراپا تقصیر کاملا به آن  ایمان دارم و آن اینکه جانشینی و مسند ولایت  فقیه و  زعامت تشیع  فقط و فقط از سوی  امام معصوم در پرده غیبت وتعیین می شود و به این همه سر و صدا کردن  احتیاجی نیست !! و اگر هم کسی انتخاب شود و  ولی عصر ارواحنا له الفدا   با آن شخص مخالف باشد  آن شخص  کان لم یکن است ! بله آن شخص کان لم یکن است  خود  مساله جانشینی بماند!!

 

لینک خبر !!

 

هاشمي:امروز هم نيازمند تعيين جانشين رهبر هستيم!

 

سخنان عجيب رفسنجاني در قم

 

 

این هم  بعضی از نوشتهایی است که درباره خبر مذکور در سایت رجا نیوز در ستون  بغلی اون سایت آورده شده است  توجه کنید (قسمتهای آبی رنگ را ملاحظه فرمایید):

منظور ایشان انتخاب مقام معظم رهبری بوده است
سلام لطفا جواب این شخص را با قدرت و تحلیل بدهید لطفا کوتاه نیایید در ضمن وی جایگاه خود را گم کرده است
سلام آقا ایشان خود را شخص اول خبرگان میداند حال آنکه به نسبت جمعیت آقای شاهرودی و آقای دستغیب در مشهد و شيراز بالای یک میلیون آوردند پس این آقا در تهران بالای یک آورده که نفر اول محسوب نمی شود چرا مقاله تحلیلی در این زمینه با ارقام نمی نویسید
بابا اينكه تابلوست در مورد آقا صحبت كردند نه در مورد منتظري.ضمن اينكه اصل قضيه مد نظر داشتن جانشين براي رهبري امري معقول و منطقي است ولي معرفي و تعيين جايگاه امري غير قابل قبول است.
ایشان یعنی رئیس مجتمع مسکونی سعداباد میگوید که باید کسانی را که امتحان پس داده اند رصد کنیم.من هم برای اولین بار وآخرین در عمرم به آین حرف رئیس مجتمع گوش کردم.حالا برایتان تشریح میکنم چگونه به این حرف عمل کردم.من در پاریس ساکن هستم وقتی این خبر را از طریق سایت محترم رجا دیدم شال وکوپال پوشیدم.هوا بشدت ابری وابرهای سیاه آسمان را پوشانده است درست ساعت ۱۸ و۱۷ دقیقه مغرب است.باران تندی آمد وحالا دوباره ممکن است بارش شروع شود.امده ام در بالکن.یک دوربین دردست دارم از آن دوربین های دوچشمی که بچه ها باان اطراف را نگاه میکنند.دوربین را به آسمان گرفتم فقط سیاهی بود.ابر بود باران بود آخه شب زمستان بود.چه زمستان سیاهی را برای برای انتخاب جانسین انتخاب کردم.تنها کسی که میشناسم که امتحانش را پس داده دارم رصد میکنم.ایشان امتحانش را نداده تا ببینم چه نمره ای گرفته چون ایشان امتحانش را پس داده یعنی پس انداخته مثل مادیانی که کره اش را پس انداخته است.بیچاره کره مادیان سر زارفت.نه انگلیس و نه امریکا نتوانستند این کره را نجات دهند.با دوربین بدقت ابرهای سیاه را رصد میکنم. ناگاه زیرزمین کاخ شاهنشاه که شوهر شهبانو بود از میان دوربین دیده میشود.همان شهبانویی که داشت فراموش میشد که ناگهان توسط یکی از جان نثارانش بنام خانم نمیدانم کی چون اسم ورسمش را فعلا فراموش کردم دوباره زنده شد.پیام عید نوروز جمشید شاه را این نسای سنتی که بنت همین خطیب موقت است از لسان ملکه سلطان معدوم در ایران اسلامی پخش کرد.هزینه پخش گران بود برای تامین آن اخوی این بنت انگلوفیل که پسر همین خطیب موقت است اقدام به اخاذی کرد انهم پانزده میلیارد تومان معادل دلاری رشوه ای که این برادر از یک شرکت نروجی ببخشید نروژی بنام استات اویل دریافت کرد.خلاصه هنوز دارم رصد میکنم.آسمانی که این افراد در ان دیده میشود از ابرهای سیاه پوسیده است تازه شب سیاه وظلمانی هم آمده است.بیچاره ها عجب جایی گیر افتاده اند.آخه همین صبح بود که رهبری سرحال و استوار تو دهن این تیپ زد که چرا دارند صحبت از فوت ومریضی میکنند.مریض کسانی هستند که تاب دیدن سلامت رهبر را ندارند الموت بر منتظرین الموت.والسلام با احترام
"وي خاطرنشان كرد: به نظر من انتخاب شخص آيت الله سيد علي خامنه‌اي چنان كه در شرايط بسيار حساس و خطير سال 68 بهترين و مناسب‌ترين انتخاب بود امروز نيز ايشان بهترين گزينه مناسب براي اين مسند هستند." شما واقعا با غرض خبر می نویسید.


پس عطریان فر بیخود نگفته بود ایشان می خواهد رهبر شود ولی دو گروه با ایشان مخالفند! اللهم نشکوا الیک ... تنها پناه ما فقط اوست از او میخواهیم شر بد خواهان را خودش کوتاه کند.


مصلحت اندیشان ِ مصلحت نشین به خیال خودشان برای امور مملکت مصلحت اندیشی می کنند در حالی که نمی دانند مصلحت کشور در نبود این آقایان است.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در 85/11/20 و ساعت 0:53 |

بنام الله پاسدار شهدا

 

میخواهم بنویسیم ؛ نمیتوانم کلمات را جفت هم بنشانم و بهشان نظم ترتیب بدهم بعضی موقعها نوشتن چه سخت میشه؟!

خب  می خوام با چیدن این کلمات کنار هم فکرم را تمرکز بدهم وبنویسم..............

 

*******

چیدن  ونظم و انتخاب خیلی سخته....

چون هر حرفی اگر بیجا استعمال بشه آهنگ و تمام نوشته را به هم میریزد و حالا برسد به یک کلمه!!

این مثال را یه توجه ایی بفرمایید :

بنده با قاشق غذا میخورم.....

بنده وقاشق غذا میخورم....

یه حرف تمام جمله را نابود کرد ؟!

 حالا این تو نوشتنه اگه بریم سراغ چیزای دیگه ومهمتر توجه باید بیشتر بشه !!

 

*******

کربلا نوشته ایست (( بعضی از عزیزان تابلو میفرمایند)) که نویسنده اش استادانه از تمام کلماتی که در اختیار داشت به نحو احسنت استفاده کرد!!

اول از همه صفحه کاغذی که انتخاب میکنه واسه نوشتن از هر جهت بی نقصه!!

کربلا!!

این دشت بلا دشتیست سر سبز و خرم حاصل از جلگه فرات و آب آن با نخلستانهای فراوان که کافیست دستت را دراز کنی و خرما بچینی!!

یا چند گام برداری تا به کی ار پرآبترین رودهای جهان برسی و گلویی تازه کنی!!

حال در این پس زمینه  ؛یکی از ابعاد هولناک داستان که اتفاق((و نه هدف ماجرا))داستان را نیز در بیشتر موارد تحت تاثیر خود دارد رخ میدهد.....

وجالب اینکه همین بعد داستان هنگام برآوردن یکی از نیازهای اولیه بشری ذهن آدمی را بایاد جمله ایی بسمت داستان و یاد آوری واقعه سوق میدهد....

فدای لب تشنه حسین لعنت بر یزید!!

عطش!!

ابتدای ماجرا

مسلم بن عقیل در اوج تشنگی در کوفه جان میبازد!!

حر فرمانده سپاه پیشتاز ابن زیاد«لعنت خدا بر او خاندانش باد» همراه سپاهیانش هنگامی به کاروان امام میرسند که جملگی تشنه اند و حضرت سیدالشهداء امر میکند که آنها و اسبانشان را آب دهند!!

روز واقعه سربازان جان بر کف ابا عبدالله تشنکام از دنیا میروند که اوج آن حماسه علی اکبر است که با بعد از نبرد اولش تشنه به خدمت آقا میرسند و تقاضا آب میکنند که مولا زبان در دهان مبارک آقا زاده میکنند......

سپس  تشنگی تاب و توان از کودکان حرم می‌رباید و آنان ندای العطش عموجان سر میدهند عمویمان عباس خدمت حضرت میرسند و تقاضای رفتن به شریعه را میکنند...

برادر برادر اذتن خروج میدهد...........

سقای تشنکامان بر لب رود فرود میاید دوست در آب فرو میکند ومیخواهد آب بنوشد که به یاد میاورد سیدش و کودکان حرم تشنه اند پس آب بر زمین میریزد و حماسه‌ایی ماندگار میسازد .......

حادثه دگر بردن اصغر شش ماه توسط پدر  به میدان است .........

و شاه بیت این غزل هم  هنگامیست که وقتی ملعون شمر «لعنت خدا بر او باد» از گودی کربلا بیرون میاید برای کسی که آب برای پسر رسول خدا میاورد میگوید لازم نیست من سیرآبش کردم.........................

 

حسین ای چشمه زلال معرفت

ای جوشش خزائن نبوی

ای بلند اختر آسمان هستی

ای اوج شکوه و فر انسانی

ای قافله سالار آزادگان جهان

نمیتوانم بنویسم از شما

نمیتوانم

آنچنان که دوستت دارم  سخن بگویم

پس سخن کوتاه کنم و در خلوت ناگفتنی ها را برایتان بخوانم

این سر وتن فدای تشنه لبان کربلا!!

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در 85/11/01 و ساعت 18:2 |