تبليغاتX
پرواز تا بیکران

 

 طنز غریبی است.

سایت‌های تند و تیزی که تا ظهر چهارشنبه از ضرورت مجازات و «اعدام» ۱۵ ملوان بریتانیایی در ایران سخن می‌گفتند و کارشناسان هوادار حل و فصل سریع این موضوع را به «ترس»، «انفعال»، «وادادگی» و «مزدوری» متهم می‌کردند، ظرف چند ساعت کاملاً تغییر جهت دادند و آب از آب تکان نخورد. عجیب‌تر آن که به رغم گردش ناگهانی رسانه‌های افراطی، این رسانه‌ها هنوز هم از انفعال منتقدان دولت سخن می‌گویند و اگر قبلاً با صدایی بلند محاکمه و اعدام ملوان‌ها را «رفتار انقلابی» می‌دانستند، این بار با صدایی بلندتر آزادی آنان را «رفتار انقلابی» می‌دانند. آیا منافع ملی تا این اندازه سیال و متحرک است؟

 این رویداد تصویری شفاف و دقیق از میزان آگاهی، صداقت و اصولگرایی کسانی ارایه می‌کند که غالباً اهداف سیاسی خود را بر تمام مفاهیمی چون منافع ملی، مصالح کشور و... ارجح دانسته و گاه مهم‌ترین دستاوردهای کشور را به قربانگاه علایق خود برده‌اند.

در این که بازداشت ۱۵ ملوان بریتانیایی به جرم ورود غیرقانونی به آب‌های سرزمینی ایران اقدامی قانونی و درست بوده است جای هیچ تردیدی نیست. فیلمی که شبکه اسکای‌نیوز شامگاه پنج‌شنبه از گفتگو با افسر ارشد ملوان‌ها پخش کرد (وی ۵ روز پیش از بازداشت اعلام کرده بود جمع‌آوری اطلاعات درباره ایران یکی از اهداف نظامیان تحت امر اوست) اثبات می‌کند که حساسیت گارد ساحلی ایران درست و حتی ضروری بوده است.

 ایران در پهنای تاریخ تاکنون هزینه‌های بسیاری درباره مرزهای سرزمینی و مخصوصاً اروند‌رود متحمل شده است که بازداشت نظامیان انگلیسی نمایی از این حساسیت‌هاست. بنابراین، اصل موضوع «برخورد مقتدرانه» با متجاوزان نه تنها به هیچ‌ وجه مورد مناقشه نیست که بایستی از گارد ساحلی ایران نیز قدردانی کرد. با این حال، گفتنی‌های دیگری نیز وجود دارد که پرداختن به آن‌ها کم‌اهمیت‌تر از کل ماجرا نیست:

 ۱) رسانه‌های که چشم گو ش خود را بخاطر خویشتن و نه دولت محترم بسته اند  و ب دروغ از حمایت دول حرف می زنن و در حقیقت حامی ودشان هستن و بس  !! و در فرا روز چرخ گردون بچرخد هین دولت را هم زیر سنگینترین هجمات خود له می کنن  بلافاصله پس از بازداشت ملوان‌های انگلیسی دور تازه‌ای از حمله به دولت‌های گذشته را آغاز کردند و در مقام مفاخره به رفتار محمود احمدی‌نژاد، دولت‌های گذشته را به سیاق اغلب مطالب خود، مرعوب و ترسو و منفعل و غربزده و ... خواندند. طنز ماجرا این جاست که همین رسانه‌ها که تا ظهر چهارشنبه تا مرز اعدام ملوان‌ها پیش رفته بودند، عصر چهارشنبه ناگهان آزادی آنان را جشن گرفتند.

بی‌شک اگر این رفتار از سوی دولت‌های هاشمی و خاتمی صورت می‌گرفت هم‌اکنون گروه پیروز در انتخابات سال ۸۴ سیل دشنام‌ها و اتهامات خود را به مسئولین سرازیر می‌کرد و آنان را منفعل، واداده، غرب‌زده و ... می‌خواند

 ۲) آزاد کردن ملوان‌های بریتانیایی تصمیمی درست و هوشمندانه بود. ایران در شرایط بغرنج کنونی هرگز نباید به استقبال بحران‌ برود. مخصوصاً بحران‌هایی که افکار عمومی غرب را تحریک و تحقیر کرده و هزینه‌های آمریکا برای تعرض احتمالی به جمهوری اسلامی را به شدت کاهش می‌دهد. با این حال سئوال اینجاست: آیا آزاد کردن نظامیان بریتانیایی نمی‌توانست پیش از بیانیه شورای امنیت، بیانیه تند و تیز اتحادیه اروپا و سوءاستفاده رسانه‌های غربی صورت گیرد؟ رسانه‌های غربی از روز چهارم بحران موج بزرگی از تبلیغات ضدایرانی را هدایت کردند که آمریکا با میلیاردها دلار قادر به سازماندهی آن نبود. نقطه اوج این فضاسازی آن‌جایی بود که جرج بوش با «گروگان» خواندن ملوان‌های خاطی کوشید پیوندی میان این ماجرا و ماجرای حمله به سفارت آمریکا ایجاد کند. اگر دولت قصد داشت ماجرا را به این شکل پایان دهد چرا باعث شد هزینه‌هایی تبلیغاتی سنگینی به جمهوری اسلامی تحمیل شود؟

3)رفتار افراطی رسانه‌های حامی دولت که در غرب به عنوان تریبون کابینه نهم شناخته می‌شوند باعث شد تا ضربه‌ای بزرگ به ایستادگی و اقتدار ایران در بحران هسته‌ای وارد شود. چندین رسانه‌ اروپایی و آمریکایی در دو روز اخیر با توجه به مواضع حداکثری حامیان دولت نهم در بحران ملوان‌ها و آزادی ناگهانی آنان این گونه تحلیل کرده‌اند که این ماجرا نشان می‌دهد افزایش فشار بر ایران در پرونده هسته‌ای نیز کارساز خواهد بود و گروه‌های افراطی در ایران به مجرد وخامت اوضاع ناگهان تسلیم می‌شوند و فریاد «پیروزی» سر می‌دهند! این تحلیل غلط رسانه‌های غربی ناشی از رفتار غیرکارشناسی و سردرگم آنانی است که برداشت‌های خود را عین حقیقت می‌دانند و هر کارشناس و منتقدی را با اتهاماتی چون بزدل و مزدور حاشیه‌نشین می‌کنند.

4)رئیس‌جمهور محترم در اظهارات خود تاکید کرده‌اند ایران در مقابل عفو وبخشش این ملوان‌ها هیچ توقعی نداشته و هیچ چیزی دریافت نکرده است! اگر واقعاً این گونه است (که ان‌شاءالله چنین نبوده) پس دریافتی ایران در مقابل هزینه‌های سنگین روانی این ماجرا چه بوده است؟ جایگاه منافع ملی در این میان کجاست؟ استراتژیست‌ها همواره تاکید می‌کنند که یک سیاست خارجی موفق باید بتواند «تهدیدات» را به «فرصت» تبدیل کند. حال که به هر دلیل موضوع بازداشت ملوان‌های بین‌المللی به مهم‌ترین بحران بین‌المللی تبدیل شده بود و در صدر اخبار تمام رسانه‌های غربی قرار گرفته بود، دولت باید به گونه‌ای رفتار می‌کرد که نهایتاً منافع بیشتری نصیب کشور شده و امتیازاتی نیز کسب گردد.

احمد لطفی CNN

 

=============

از این دست مقالات خیلی خیلی زیاد شده توی اینترنت

و نمیشه کاریش کرد !!

اما بعضی  از این مقالات واقعا حرفی بر ای گفتن دارن مثل بند 3

کسی نیست یه جواب واسه این بند بده؟!

+ نوشته شده توسط محمد در 86/01/23 و ساعت 18:21 |

این پست را در سایت آفتاب دیدم و به نظرم حاوی مطالب مهمی  درباره آزادی تجاوزکاران انگلیسی است ، تقریبا با همه بند ها آن موافقم و بند 9 ((حضور اسفندیار رحیم مشایی))  واقعا جالب است ...................

آقای احمدی‌نژاد مثل همیشه غیرمنتظره عمل كرد و در نخستین كنفرانس خبری خود در سال ۱۳۸۶، به جای خبر خوش هسته‌ای، دستور آزادی پانزده نظامی دستگیرشده انگلیسی را اعلام كرد و خبر داد، این نظامیان امشب آزاد می‌شوند و خبرنگاران هم در مراسم آزادی آنان شركت خواهند داشت. اما آزادی این افراد تا شب هم طول نکشید و به محض پایان کنفرانس رئیس‌جمهور، همگان دیدند که نظامیان متجاوز، آزاد و با کت و شلوارهای شیک اهدایی ایران، در نهاد ریاست جمهوری دیده شدند و رئیس جمهور، وزیر امور خارجه و اسفندیار رحیم مشایی که مدتی پیش ملاقات‌های غیر عادی با مقامات انگلیسی داشت، با لبخند از آنها استقبال کردند.


رئیس‌جمهور، علت این دستور خود را رأفت اسلامی عنوان كرد و هرگونه معامله و بده بستان را تكذیب كرد.

در رابطه با این اقدام دكتر احمدی‌نژاد، توجه به نكات زیر خالی از لطف نیست:

۱) این‌كه علت اصلی این اقدام از سوی رئیس‌جمهور ایران، رأفت اسلامی اعلام شده، با توجه به آیه كریمه «محمد رسول‌الله و الذین معه اشداء علی الكفار، رحماء بینهم»، که حوزه رأفت را از دیدگاه پیامبر رحمت (ص) مشخص می‌کند،‌ جالب توجه است؛ به ویژه این‌كه احتمالا باید امیدوار باشیم، آقای بلر بر اساس رأفت اسلامی، نصرالله تاجیك، دیپلمات ایرانی را كه ماه‌هاست به طور غیرقانونی در انگلیس بازداشت شده و نیز آقای بوش بر پایه رأفت اسلامی، پنج دیپلمات ایرانی ربوده‌شده در اربیل را آزاد كند.


۲) نفی بده بستان و معامله یا به عبارت دیگر، گرفتن امتیازات متقابل از رقیب یا به قول هواداران رئیس‌جمهور، دشمن نیز جای شگفتی است. اگر ما نخواهیم امتیاز متقابل از طرف مقابل بگیریم، پس باید حتما این امتیازات را از دوستان بگیریم و ضمنا با نفی امتیازگیری، مفهوم جدیدی برای دیپلماسی تعریف كنیم؛ چراكه در تعریف فعلی، دیپلماسی بنا بر داد و ستد در روابط بین كشورها تعریف شده و یا دست‌كم كشورهای دوست و دشمن حاضر نیستند كوچكترین امتیازی بدون مابه‌ازای آن به ما بدهند.

 
۳) با توجه به آن‌كه ظاهرا دكتر لاریجانی از سوی نظام، مأمور مذاكره در این پرونده شده و مذاكراتی هم با دولت انگلیس انجام داده بود، بهتر بود اگر تصمیمی در این زمینه گرفته شده، از سوی ایشان اعلام می‌شد تا در افكار عمومی شایبه ... .


۴) دستگیری نظامیان انگلیسی توسط نیروی دریایی سپاه پاسداران صورت گرفته بود و رسیدگی به اتهامات آنان نیز در صلاحیت قوه قضائیه بود و با توجه به آن‌كه كلیه امور نظامی كشور زیر نظر ستاد كل نیروهای مسلح و فرماندهی كل قوا قرار دارد، از نظر قانونی انتظار این بود كه تصمیم‌گیری در این رابطه طبیعتا باید توسط ستاد كل نیروهای مسلح انجام و اعلام می‌شد.


۵) اگر قرار بود این نظامیان بر پایه رأفت اسلامی آزاد شوند، آیا بهتر نبود آنان را دو روز پیش و قبل از آنکه نخست‌وزیر انگلیس اولتیماتوم ۴۸ ساعته برای آزادی آنها بدهد، یا پس از گذشت این مدت آزاد می‌کردیم تا شایبه ارتباط آزادی آنان با گستاخی بلر به وجود نیاید.


۶) برگزاری مراسم استقبال از آزادی نظامیان انگلیسی، خرید لباس‌ و گرفت عکس یادگاری نیز جای تعجب دارد. اگر افراد مجرم هستد، پس نباید مانند قهرمانان از آنان استقبال کرد و بدتر از آن، حضور پر از شوق و ذوق شماری از اعضای کابیه در این مراسم بود. هرچند امید داریم نظامیان انگلسی فردا که به لندن رسیدند، نامه‌ها و اعترافات خود را تکذیب نکنند.


۷) همواره ایراد اصولگرایان و از جمله دكتر احمدی‌نژاد به دیپلماسی اصلاح‌طلبان، تنش‌زدایی یك‌طرفه و دادن امتیازات فراوان به طرف مقابل بدون دریافت امتیاز متقابل بود كه مصداق بارز آن تغلیق دو و نیم ساله غنی‌سازی بود. اما اكنون چگونه دستگاه دیپلماسی دولت می‌تواند از این اقدام با ادبیات اصولگرایانه دفاع كند؟


۸) موضوع دستگیری و آزادی نظامیان انگلیسی آزمون خوبی برای هواداران افراطی رئیس‌جمهوری بود تا آنان که تا امروز خواهان اخراج سفیر انگلیس و برخورد شدید تا سر حد اعدام با این نظامی بودند، است؛ اگر آنگونه که تاکنون دیده شده، این افراد بعدا رنگ عوض کرده و آزادی بی قید و شرط نظامیان انگلیسی را عین اصولگرایی و انقلابی بودن بدانند، این نکته بر همگان اثبات می‌شود که شخص‌گرایی و باندمحوری، شایسته‌تر از تفسیر اصولگرایی برای این نوع برخورد است.

با این حال، به نظر نمی‌رسد دانشجویان بسیجی که همواره مخالف توطئه‌های قدیمی‌ترین دشمن ملت ایران بوده‌اند، با کنار گذاشتن اصولگرایی اقدام دولت را بدون اعتراض بگذارند.


۹) حضور اسفندیار رحیم مشایی، معاون میراث فرهنگی و گردشگری که از نظر شغلی ارتباطی با موضوع نظامیان انگلیسی ندارد، ولی شایبه روابط نزدیکی با مقامات دولت بریتانیا دارد و و دیدار غیر منتظره و خلاف رویه وی با وزیر خارجه وقت انگلیس خبرساز شد و بر اساس برخی قرائن در این فرایند مؤثر بوده است، نیز جالب توجه است.

۱۰) هرچند نظامیان انگلیسی با زدن لبخند در برابر رسانه‌های داخلی و خارجی آزاد شدند، اما جا دارد در کنار این لبخندها و شادمانی مردم انگلستان، به یاد اشکها و نامه‌های سوزان خانواده‌های شهدا، مفقودین و اسرایی باشیم که توسط آمریکا، انگلیس و عوامل آنها در منطقه داغدار شدند و خانواده‌های علیرضا عسگری، نصرالله تاجیک و پنج دیپلمات قهرمان و در بند ربوده شده در اربیل، آخرین آنها به شمار می‌روند.

سید عمار کلانتریhttp://www.aftab.ir

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در 86/01/19 و ساعت 0:47 |

پدر می آمد به خانه تا باهش گرم میشدیم و خجالت روکنار میزدیم و خودمون رو می چسبوندیم بهش .....تلفن زنگ میزد ....گوشی را ور میداشت .....باخنده احوالپرسی میکرد....گل از گلش میشکفت......نگاهمان میکرد.....پشت بهمان میکرد....مادر گوشه روسریش رو میبرد طرف چشماش......پا میشد می رفت تو آشپزخانه ....ما مانده بودیم آن وسط مات که چه شده...پدر گوشی را میذاشت ...نگاه همان میکرد و می خندید .........و فرداش دوباره شال و کلاه میکرد و میرفت!!....مادر هم گریه میکرد.....و ما باز می فهمدیم عملیات نزدیک است!! وشاید دیگر پدر نیاید..... نامه پدر می امد.....من خوبم اینجا جام خوبه و ماهم نمفهمیدیم پدر رفته است پیک نیک یا جنگ ودوباره مادر می رفت توی آشپزخانه گریه میکرد..... پدر بعد از مدتها که چهرش را از روی عکس دیواریش بیادمان می ماند می آمد .....ناراحت می نشست ....ما هم خوشحال روبرویش می نشستیم ....پدر حال نداشت......و ما آن موقع با حال شده بودیم.....پدر از هجر دوستانش ماتم میگرفت.......ما از وصل پدر می خندیدیم.......پدر تا چند روز غمین بود.....ما تا چند روز شکر خدا از لبمان جدا نمیشد.......دیگر داشت با ماها گرمتر میشد....دوستش می آمد درب خانه را می زد......پدر خوشحال می شد......مادر گریان می شد .....ما دوباره مات می ماندیم......مادر می دوید سمت اشپزخانه.....فهمیدیم پدر دارد می رود .......

ما اینگونه زندگی کردیم 8 سال!!و بزرگ شدیم بی آنکه سایه پدر بالای سرمان باشد.....وقتی امد روزی که مادرم میگفت دیگر نمی رود ما نوجوان و جوان شده بودیم........ و پدر هم ناراحت و دمق با هزار درد و نا درد آمده بود....او از ما میخواست مثل دوست شهیدش باشیم!! و ما مات می ماندیم کدام دوستش.....پدر بهمان اخم میکرد.....و ما میفهمیدیم رفیقش اینکار را کرده یا نکرده.....پدر خیال میکرد از دوستش گفته .....ما بهم نگاه میکردیم کی گفته.....و بعد از نجواهای(دادگونه) شبانه او می فهمیدیم پدر کی دارد از دوستانش میگوید..... از خواب می پرید....حاجی حاجی میکرد....تانکا اومدن....دور مون زدن ....سعید ببر اینارو اونور کارخونه نمک... افشین کجایی !! شیمیایی زدن........ الماسی این برنو یا استینگر ....بزن اون میگ رو بزن......محسن کانال ماهی افتاده.....بریم حمید رابیاریم ....نه حق ندارید اگه دیگران را اوردید او را هم بیارید....آقا مهدی ،آقا مهدی.....مرتضی آب نداریم ....منصور شمیایی زدن ....یاحسین......بچه ها درو شدن برید اون کاتیوشا رو خاموششش کنید.....یا زهرا ......این معبر باید باز بشه ....سید سید مهمان داریم نقل نبات بفرست....موقعیت خودته .....می دونم فقط بریز.....جان زهرا بریز......علی دارن میان بالا ...حاجی چیزی نداریم ....پس این سنگا چیه هول بدید سرشون(اینگونه فهمیدیم پدرمان یک سرش جنوب بوده یکسرش شاخ شمیران!!)......... وما اینطور فهمیدیم دوستان پدر کی بوده اند....و مادر هم باز گریان نشسته بود و می زد بر دستش........و خودش خیال میکرد نشسته برایمان از رفقاش گفته.....حالا هم که بزرگ شدیم و دستمان خالی!! از سفره جنگ....روایت فتح میدهد نگاهمان به پدر است ...پدر زل زده است به صفحه تلوزیون ..... در باغ شهادت را نبندید به ما بیچارگان زان سو نخدید ...رفیقانم دعا کردند و رفتند ...مرا زخمی رها کردند و رفتند رها کردند در زندان بمانم دعا کردند سر گردان بمان......و پدر هم داشت گریه میکرد

+ نوشته شده توسط محمد در 86/01/18 و ساعت 1:6 |

بنام خدا

دلم گرفت وقتی خبر آزادی 15 بازدشتی متجاوز را شنیدم........

بیشتر هنگامی که فهمیدم انگلیس 48 ساعت فرصت داده بود به ایران.......

و نمی دام چرا دلم برای امام خمینی(ره) تنگ شد ........

یاد 444 روز گروگانگیری جاسوسان آمریکایی افتادم.........

و آخر سر یاد طوفان طبس (طوفان شن) و سوره فیل هم افتادم........

ناسامتی داشتم یک مقاله می نوشتم درباره عزت اسلامی و ملی مان ........

و اینکه گور پدر سیاست خارجی

نمی دانم این جمهوری چیه اینقدر باید از عملکرد روسایش(از ویرره قوه قضاییه بیگیرید تا این رفتگر محله)  پیش بقال پیش نان خشکی پیش داداش پیش عمو پیش خاله پیش  نانوای سر کوچه پیش  هر کس و ناکسی !! دفاع کنم............

نمی دام بخدا........ نمی دانم

آهای عمو     

می ذاشتی از 48 ساعت التیماتوم   یه نیم ساعت می گذشت بعدش  می بخشیدید ایشان را !!

 

فرزندان انقلابى ام، اى کسانى که لحظه اى حاضر نيستيد که از غرور مقدستان دست برداريد، شما بدانيد که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى گذرد.

مى دانم که به شما سخت مى گذرد، ولى مگر به پدر پير شما سخت نمى گذرد؟ مى دانم که شهادت شيرينتر از عسل در پيش شماست، مگر براى اين خادمتان اينگونه نيست؟ ولى تحمل کنيد که خدا با صابران است.

بغض و کينه انقلابى تان را در سينه ها نگه داريد، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگريد، و بدانيد که پيروزى از آن شماست.

حضرت روح الله (روحي فداه)

 

 


 

نویسنده: محمد
چهارشنبه 15 فروردين1386 ساعت: 22:37
اما دو نكته كه هرگز نبايد فراموش كنيم اين است كه:

اولا اين اولين باري نيست كه اشغالگران عراق به مرزهاي ما تجاوز مي كنند، به همين دليل آزادي دستگيرشدگان انگليسي بدون محاكمه، خشم و كينه فرزندان معنوي حضرت روح الله از مسئولان سازشكار را به بار خواهد آورد.

: جملات بالا از خودت بود . اما دیدیم که ازاد شدند. حال ایا شما از اقای احمدینژاد و لاریجانی کینه گرفته ای . اگر نه که پس دروغ نوشته ای و اگر اره که.........


 

نویسنده: یاسر
چهارشنبه 15 فروردين1386 ساعت: 23:17
داداش سیام باز ضایع شد.بدجوری هم ضایع شد


 

نویسنده: رهگذر
چهارشنبه 15 فروردين1386 ساعت: 23:45
کم کم دارم بهت مشکوک می شوم احتمالا باید از اعضای سازمان تروریستی رجوی

باشی شنیدم که خیلی از اعضای این سازمان با چهره های حزب اللهی حتی تو

راهروهای مجلس شورای اسلامی هم فعالیت دارند تو خیلی به اونا می خوری.

بزرگی می فرماید بهترین راه برای خراب کردن یه موضوع اینه که ازش بد دفاع کنی

و تو خائن بی ریشه خیلی گند و افتضاح داری از انقلاب و مملکت و شهدا و آرمانها

دفاع می کنی. لعنت خدا به تو


 

نویسنده: آوای آشنا
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 0:17
سلام
احمدی نزاد مردی با شجاعت و درایت خمینی!
احمدی نزاد با این تصمیم خود نه تنها بلر و بوش که همه قلم به مزدان داخلی را نیز ضربه فنی کرد!


 

نویسنده: یک نفر
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 0:22
نفری یک دست کت شلوار نو، ماچ به عمو، قربون صدقه و بدرقه. فکر کنم محمود خان امشب آش پشت پا هم بپزه براشون! به هر حال خوشحالم که باز هم یه سری آدم میانه رو پیدا میشن و حرف کسانی مثل شما و حسین شریعتمداری رو گوش نمیدن.


 

نویسنده: شاید بشه گفت یه دوست
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 0:52
خدا رحم کرد که اعلام آزادی این انگلیسی ها توسط احمدی نژاد بود وگرنه هر کی که این کار را می کرد بهش برچسب وطن فروش یا نفوذی رو می زدید....
واقعا متاسفم با این هم تلاشی که کردید (شما و امثال شما) باز هم اینا آزاد شدن
ولی این رو جداً می گم هیچ ابر قدرتی یا حقیر قدرتی نمی تونه این شعار رو (که تبدیل به یک اعتقاد درونی شده ) عوض کنه تا ابد ما ایرانی ها می گیم
مـرگ بـر انگلـیس


 

نویسنده: حاج رحیم ظفرقندی
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 1:3
می بینم کم آوردی. نکنه احمدی نژاد هم مرعوب شده؟ می دونی، خیلی بچه ای!


 

نویسنده: آرش
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 1:37
آقای طالبی
سلام
این سومین و شاید چهارمین پیغامی هست که می ذارم.اما همیشه خواننده ی وبلاگت هستم.
با اینکه با مرام و فکر تو و همفکرانت کاملا مخالفم اما تو این قضیه واقعا متاسف شدم.می دونی؟ننگ ایرانی بود.یک داغ تاریخی.من با بازداشت انگلیسیها کاملا مخالف بودم.اما اصلا فکر نمی کردم و دوست نداشتم که آزادی آنها با این شرایط انجام بشه.آخه رییس جمهور مملکت باید برای بدرقه متجاوزین بره؟بوس و ماچ کنه و خوش وبش کنه؟ا زاینکه انگلیسیها به سفر اجباری آمدند بخواد از دلشون در بیاره؟ای بابا...
این خط ، این نشان همین فردا با شجاعت و شهامت اعلام می کنند ملت ایران در مسئله ی هسته ای به پیروزی دست یافت و علی رغم خواست قدرتها دست از غنی سازی اورانیوم برداشت و به کوری چشم دشمنان فعالیتهای هسته ای خود را متوقف کرد.حالا ببین برادر.


 

نویسنده: 900
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 2:45
من مناسفم برا کسانیکه سعی می کنن میزان قوای دراکه خود را به عمد تنزل دهند .
من بهتر از این ندیدم . احمدی نژاد بهترین کار رو کرد. در بهترین زمان
هم زمان را بردیم
هم برد روانی داشتیم
و به همه نشان دادیم روح و باور واقعی ایرانیان را . حالا بروند بازهم 300 بسازند.
من فکر نمی کنم تمام کسانی که 300 را دیده اند با دیدن کار امروز ایران دیگر باور داشته باشند 300 و امثال 300 را.
آقای خاتمی با آن گفتگوی تمدنهاش در طول8سال نه تنها نتوانست در تنویر چهره واقعی این رذاله های به قول آقا "نجس" را به جهانیان نشان دهد بلکه آن عزتی هم که داشتیم هر روز سواریخش بیشتر و بیشتر می شد.
اما احمدی نژاد امروز شده مظهر روشنگری در عرصه بین الملل . هر روز یه ور استکبار با براهین و سوالات و مواضع احمدی نژاد رعشه می گیره .
اسرائیل به شدت دچار لرزش شده. آمریکا هرروز دستش بیشتر رو می شه . بقیه هم همینطور.
تازه در داخل هم عمله فعله آمریکا بیشتر برا مردم شناخته می شن.
احمدینژاد تکلیف خیلی چیزا رو روشن کرد.
کار امروزش حرف نداشت. شما هم بچه نشید.
28سال ژیش فقط ایران ژرچم اون نجاستها رو آتش می زد. حالا بگید کجا این کار رو نمی کنن.
بگذارید بقیه روشن شن و هی سینه ترکیده خودتون رو عرضه نکنید.


 

نویسنده: ق-ل
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 3:5
اینقدر بغض توی دلت نگه دار تا بمیری


 

نویسنده: حسن روزی
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 3:11
اون sms كه امروز برات فرستادم يادت باشه
احتمالا نيك براون واسطه آزادي 15 نظامي متجاوز شده


 

نویسنده: بلند نظر
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 3:16
از بعضی از این کوتاه بین ها حالم داره بد می شه البته اول سلام اگه می خواستیم کوتاه بیان که کوتاه اومدن عقب نشینی تو حرفاشون رو به خوبی می شد دید حالا با آزدای اون ها یه حربه تبلیغاتی پیدا کردیم که تا روز قیامت بگیم که " دیدید ما چقدر خوبیم نیروهای متجاوز رو در عین قدرت و اقتدار آزاد کردیم" البته به نظر من اونا تقصیری نداشتند دستور بهشون داده بودند اونا خب اومدن
التماس دعا


 

نویسنده: حامد
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 3:17
سلام
سایت بازتاب از اولتیماتوم 48 ساعته بلر به ایران سخن گفته است. بنده بالشخصه به جز بازتاب در هیچ منبع خبری دیگری، چیزی در این مورد ندیده بودم. شما که خبرنگار هستید بد نیست این مورد را پیگیری کنید تا معلوم شود که بازتاب راست می گوید یا دروغ. اگر دروغ باشد باید یک گوشمالی اینترنتی حسابی به بازتاب داد.


 

نویسنده: محمد
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 3:43
نکند اینم به پای خاتمی مینویسی یا رفسنجانی ولی احمدی نژاد دوباره گاف داد و اونم وقتی بود که گفت اگه مخواهیم بده و بستان داشته باشیم باید هزارتا بگیریم این حرف داره خون منو به جوش میاره یعنی هر نفر انگلیسی مساویه با 7 تا ایرانی واقعا که برید خودتون رو درست کنید حیف که سانسورش میکنی ولی اینو گفتم که بدونی ای خوارجی


 

نویسنده: علیرضا
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 4:45
اللهم العن الجبت و الطاغوت

سلام بر ولایت مداران

با ولایت زنده ایم تا زنده ایم رزمنده ایم

مرگ بر انگلیس(روباه پیر)


 

نویسنده: هکر پلنگ
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 5:33
بازم سلام.

میدونم که از آزادی ملوانای انگلیسی حالت گرفته است. ببینم اگر راست راستی اعدامشون میکردن خوشحال میشدی؟

تو چه بخوای چه نخوای این سران غیور و به قول خودت خیلی مرد (احمدی نژاد) فقط و فقط و فقط به حفظ حکومت (قدرت) فکر میکنند و بس. اعتقاد و دین و وطن و مردم و انرژی هسته ای و ... همه و همه براشون کوچکترین ارزشی نداشته و نداره و همش حرفه.

همین پدر پیری که ازش حرف میزنی خودش گفت که وقتی پای حفظ حکومت در میان باشه حتی میتونین ضروریات دین رو هم تعطیل کنید.

دیگه خودت تا آخرش بخون.

حالا یه عده مثل تو دنبال اینها راه افتادن و با هارت پورت کردنهای اینها تحریک میشن و جو میگیرتشون. زیاد دلتو به احمدی نژاد هم خوش نکن. اونوم مثل بقیه است.

زمان شاه هم یه عده مثل تو هی اعلی حضرت اعلی حضرت میکردن. بعد وقتی هوا پس شد گنده گنده هاش از جمله خود اعلی حضرت زدن به چاک و مردم پدر اون جوجه اعلی حضرتیها رو در آوردن.

این بلا سر تو هم میادها. فردا اگر از تیر چراغ برق سر و ته آویزونت کردن نگی نگفتی ها!

کلام آخر:
حامد جان. اینها نه دنیای تو رو آباد میکنن و نه آخرتت رو. از اینها طرفداری نکن. اینها خیلی کارشون خرابه. تو هنوز اینها رو نشناختی. حتی همون احمدی نژاد هم اون چیزی که تو فکر میکنی نیست.

دیگه خود دانی.


 

نویسنده: دانشطلب
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 6:50
برو بابا توام دلت خوشه ...


 

نویسنده: حیدریم
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 9:57
از آن چهار نفر پس از 20 و اندی سال چه خبر ؟ از دیپلماتهای تازه روبده شده اربیل عراق چه خبر؟ راستی ملوانان انگلیسی با بدرقه رسمی رفتند یا ؟؟؟؟


 

نویسنده: mast14
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 11:58
به نام خدا...
فقط مي توانم بگويم كيش و مات در سه حركت...
1)‌بازداشت نظاميان انگليسي و از بين بردن بار تبليغاتي قطعنامۀ ضد ايراني
2)پخش مرحله اي اعترافات نظاميان انگليسي وعقب نشيني گام بگام دشمنان و اعتراف رسانه هاي بيگانه به روش زيركانۀ ايران در تحقير بلر و انگليس
3) درست وقتي كه هيچ كس انتظارش را نداشت اعلام آزادي انگليسي ها به عنوان هديۀ عيد ميلا نبي اكرم از طرف ملت ايران به ملت انگليس.

وجدان جهاني، اين برخورد كريمانۀ ما را با روشهاي جنايتكارانۀ آنها مقايسه خواهد كرد و نتايج درستي خواهد گرفت...

تشريف بياوريد سرود جديد دارم


 

نویسنده: یه غریبه
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 12:19
سلام
ای کاش دوربین داشتم و صحنه ای که دکتر احمدی نژاد داشت با ملوان های انگلیسی در روز سیزده به در سبزه گره می زد رو براتون ایمیل می کردم و صحنه های وخیم رو ملاحظه می کردید .
زیاد حرص نخور . ما ایرانی های مسلمان همیشه سخنمون با عملمون به اندازه دو تا ایستگاه اتوبوس فاصله داره .


 

نویسنده: حامد
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 13:7
سلام
بابا بعضیها دیگه بی انصافی رو به حد اعلایش رسانده اند. احمدی نژاد گفت اگر بنا به مبادله بود هرکدام از نیروهای ما باید با صدهزار تا انگلیسی مبادله می شدند(یعنی هر ایرانی به اندازه صدهزار تا انگلیسی می ارزه) اون وقت سایت بازتاب و برخی از دوستان در همین جا دارند این قضیه را توی روز روشن وارونه جلوه می دهند!


 

نویسنده: ریحانه.الف
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 13:20
زیبا بود و..به جا


 

نویسنده: سید
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 13:42
مطلب بسیار جالبی از حضرت امام خمینی نوشته بودید که البته بیش از یک برداشت می شد از آن کرد.

لطفا به وبلاگ ما هم سر بزنید: وبلاگ رسمی دوستداران و منتقدان دکتر احمدی نژاد

من شما را لینک کردم. اگر صلاح میدانید شما هم اینکار را بکنید


 

نویسنده: آوای آشنا
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 14:3
http://i14.tinypic.com/2vn2dmb.gif


 

نویسنده: گمنام از طاقانک
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 14:11
پس چی شد اون حرفا،فقط دلم می خواست این کاری که آقای احمدی نژاد انجام داد را خاتمی یا هاشمی یا هر کس دیگه ای انجام می داد،اونوقت شما که پدرش را در می آوردین ، همین خانم فاطمه رجبی که خودشو عقل کل می دونه و در هر موردی اظهار نظر می کنه چشماشونو در می آورد.واقعا زشت نیست در پی یه اولتیماتوم 48 ساعته، رئیس جمهور ما به دست بوسی چند متجاوز بره،خدایا خفت و ننگ از این بیشتر،وطن فروشی از این بیشتر ،تاریخ ایرانی و اسلامی ما بر باد رفت


 

نویسنده: درد دل
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 14:43
من از دوستی شنیدم که در یکی از شبکه های ماهواره ای انگلیس اعلام کرده است که اگر ظرف 24ساعت اینها آزاد نشوند به وسیله جنگ نظامی اینها را آزاد می کنیم . حال سوال این است که ایران ترسیده است یا رافت اسلامی بوده است ولی احتمال دوم قوی تر است چون که با برنامه ویزه ای بدرقه شده اند .
راستی بس تکلیف معاون وزیر دفاع چه شد یا سفیر ایران در عراق .معلوم است مانند حاج احمد متوسلیان و یارانش می شود


 

نویسنده: س. ابوالقاسمی
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 15:27
سلام حامد جان
بهترین گونه ای که می تونستی احساسات خودت رو از این اتفاق بیان کنی بیان کردی... و این بهترین درس برای من بود که احساسات رو برای بیان کردن نباید حتما به زبون آورد....
و دوم اینکه ممنون از اینکه "شکست خبری در ایام نوروز" رو توی لینک روزانه ات قرار دادی... فکر نمی کردم خوب نوشته باشم اما خوشحالم که باب طبع بوده...
به روز شو... منتظرم...
چاق باشی...
تا بعد...


 

نویسنده: مهدی
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 15:50
بسم الله
ببین چه جوری مغز یک عده را شسته اند که وقتی به بدترین وجه ممکن و بعد از اولتیماتوم آقای بلر (آقا حامد عزیز صدا و سیما هم این را پخش کرد ) این 15 نفر را آزاد می کنند ، کت وشلوار می پوشانند ، پسته و گز می دهند (فقط مانده بود به مجردها زن هم بدهند !) بعد باز می گویند که ما روی دنیا تاثیر گذاشتیم ، نه آقا دنیا و مردم خودمان هم فهمیدند که از ترس بود .


 

نویسنده: حامد
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 16:43
سلام اخوی

یه مقایسه کوچولو با داستان مارینزهای دستگیر شده تو زمان خاتمی بکن، واکنش خودت و دوستات رو هم یادت بیار ... بعد کلاهت رو قاضی کن و نظرت رو بگو ....

انصافا این نوع آزاد کردن 15 جاسوس انگلیسی که برای محاکمه شون داشتی خودکشی می کردی، عزت مندانه بود؟

یا حق


 

نویسنده: الف
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 18:26
به عنوان كسي كه نفس آزاد كردن اين نظاميان با اين شرايط را قابل تأمل و نيازمند تحليلهاي كارشناسانه (و نه مشابه آنچه در اين كامنتها آمده است) مي‌دانم، بايد عرض كنم حضور رئيس جمهور در مراسم آزادي آنان اتفاقا لازم بود، چون اين حركت مجدداً اين امر را خاطرنشان كرد كه آزادي اين دستگيرشدگان مطابق روال طبيعي و مورد انتظار نبوده و رئيس جمهور شخصاً و بنا بر اختيارات خود، نعمت آزادي را به آنان اعطا كرده است. بنابراين خوب است در مورد اين قسمت از قضيه بيخود جوسازي نشود و اگر هم كسي حرفي دارد در مورد اصل قضيه بيان كند.


 

نویسنده: مصباح نیوز
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 19:59
سلام
در سالگرد شهادت سيد شهيدان اهل قلم سيد مرتضي آويني موسسه روايت فتح با همكاري وزارت كشور برگزار مي كند:

به ياد آويني:

مكان : تالار..........

www.mesbah-news.blogfa.com





 

نویسنده: کمیل
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 22:1
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم
جملات امام (ره) همه تا عمق جان آدم نفوذ می کنه ... اما درباره آزادی 15 جاسوس انگلیسی ... اینو مطمئن باشید که کار بجایی بود... و دقیقا مطابق بعضی از کامنتها اگر این کار توسط بعضیا انجام شده بود قطعا از موضع ضعف بود... نقطه ضعف یا قدرت افراد به مجموعه عملکردشونه ... اسلام دین رافت و رحمته و این رحمت و رافت جایی کاربرد داره که باعث شبهه ضعیف بودن و سر فرو آوردن نشه ... مورد رحمت و عفو اسلامی قرار گرفتن توسط کسی که از فرط تساهل و تسامح ما رو در وضعیت داخلی به فساد و در روابط بین الملل رو به ذلت کشونده باشه دقیقا نقطه ضعف یک دولت و ملته و اگر همین کار توسط فردی مقتدر که جز از باب عزت مدارانه رفتاری نداشته صورت بگیره بازهم همان موضع عزت و اقتدار است ...
التماس دعا
باولایت تا شهادت
یاعلی(علیه السلام)


 

نویسنده: یه نفر(شتر و درخت نخل نیستم!)
پنجشنبه 16 فروردين1386 ساعت: 23:56
آقا من دیدمت از تلویزیون وقتی احمدی نژاد خبر رو می خوند. قیافه ها کلا جالب بود. هم داخلی ها هم خارجی ها.
در ضمن کاشکی یه خورده یه خورده به چیزای دیگه ای غیر از چیزهایی که خودمون می دونیم هم فکر کنیم. گرفتی؟

 

+ نوشته شده توسط محمد در 86/01/17 و ساعت 1:32 |
 
انسان در شک باشد  بهتر است از اینکه در در  دکترین پرچم در باد قرار  بگیرد !

مواضع جرج بوش ؛ پاپ ؛  اسراییل زیاد مهم نیست چون یک روز خواهی نخواهی مثل حزب الله باید در مقابلشان مردانه بیستیم

 اما می ترسم از مسلمانانی که از پشت خنجر فولادی میزنن ( این گفته سید حسن بود بعد 33 روز شهید دادن )

ای شمشیرهای معاویه های اسراییلی از نیام خارج نشوید

  که خنجرهای نهروانیان ما  را در سجده گاها در بر خواهند گرفت

 و سپس مویه های مامونی بر جنازه هایمان  گوش فلک را پر خواهد کرد

 و مردی از کنار میگذرد و تیری بر تابوتمان خواهد زد و

 اگر فرصتی پیش بیاید جلوی جنازهایمان

 روسری از سر  دخترکانمان برمیگیرند

و  آن گاه برای اینکه بدانند آزادی بیان هم هست

بر صورتش  سیلی میزند

و می گویند از شادی و خوشی و شرم  چهرهای دخترکان  سرخ شده

وکسی نمی داند

 این سرخی از خون برادرانش است که همفکری کردن

در خبرهای تابستان آمده بود

 هزاران هزار !! F-22 آمریکای تحویل به اسراییل شد

بیچاره نمی دانستند ابابیل خدا این بار بر خلاف جنگ ابرهه 

در زیر زمین با آنها می جنگند

دیروز شنیدم که همان منبع خبری گفت

 دارن ناتوی فرهنگی درست میکنن

نمی دانم شاید این بار بدانند که که نباید به کاه دان بزنن

روزی علی شمشیر کشید در بدر و احد و خیبر بر بیرقهای لات و عزی

آن روز با همانهای دیروزی جنگید البته با قرآنهایی بر سر نیزه ها

مالک سه قدم به خیمه معاویه با شمشیری به دست خشک شد

معاویه در محاصره شمشیر خدا بود

برگشت

مالک سه قدم به خیمه مولا با شمشیر در نیام خشک شد

مولا در حصر شمشیر خارجی بود

روزی در دانشگاه با لیبرالیستهایی که آمریکا پدرشان بود مبارزه کردیم

گند زد به کاسه کوزه ی آنها آمریکا

با آن دمکراسی وحشیانه اش در عراق و افغانستان ولبنان

//////

امروز با همان آدمها ولی با تفکری ولایتی و

 حرفهای خودمان بر پرچمهاشان

بخدا خشکمان زد

چرتمان شکست  همان که به شما گفتم

بله

 چرت حاصل از مستیمان شکست

الان میدانم چرا عده ایی بر قرآن های نیزه ایی شوریدند

و عده ایی بر قرآن ناطق

و عده ایی در سکر این  دعوا و هروله  دو مسلمان  یکی نیزه بدست یکی شمشیر بدست

مدهوش شدند

میدانم ما را در راه مصر مسموم میکنن

و یا در راه شام طعمه تیر جنیانمان می کنند

و یا بر نخلی بلند  تمارمان میکنن

و اگر بتوانن بر آتش حلاجیمان کنن و خاکستر مان بر آب

 و شاید در کنار آبی خروشان تشنه مان کنند

و اگرم باشد در هوای دم کرده بخوردمان خردل میدهن

وچه شاید مثل میرزا جنگلیمان کنن سه سال تن بی سر و سر بی تن

و اگرم شد آسمانیمان میکنن و بعدش غرق آب در محل دفن ریگان

آه نمی توان فکر نکنم که شاید هم جام زهر اول در گلویمان بریزند و سپس دقمان دهند

و اگر نشد از کله 70 میلیونمان  مناره های چنگیزی بسازن لااقل

تازه شاید  از حقارتی که به شان وارد شده چیزی کاسته نشود

و بخواهند بر قبرهای پدر شهیدم برادر شهیدم خواهر شهیدم مادر شهیدم

آب ببندد و زراعت راه بندازن و تریاک صادر کنن و اشتغال سازی کنن

اسم خیابانها رو هم بکنن

خیابان  آریل شارون

خیابان صدام تکریتی

میدان هولوکاست

و  برای بوش که تا آن زمان به دست یکیمان دفن شده

مقبره بسازن و اسمش را بگذارن حرم مطهر بوش

و هر یکشنبه شب برون آنجا دعای یار دبستانی  بخوانن و

چهارشنبه ها  نماز جمعه ! برگذار کنن و در آخر هر خطبه

وقتی رسیدن به اسم

 هگل

بیکن

دکارت

و ایضا ماکیاولی

بلندشن از جا

از مجسمه آزادی  که در خلیج نیویورک خود در حسرت آزادی است

کپی بکشن 

 هدیه بگیرن وبذارنش تو این خلیج عربی خودمون!!

 سپس  هر چی خواستند ابلیسک بسازن بذارن سر مزار رجوی و مریم  و تازه رفتگانشان

و هر روز یک روزنامه زنجیره ایی زیر سایه حکومت عدل آمریکایی

یکی به اسم آنشب یکی به اسم امشب یکی دیگر به اسم فرداشب

و مجله از خودشان بیرون بدهند که این سوره توماس آکویناس هستش

و فرداش مایکل مور را بفرستند تا با آن هیکل چاقش

بشود آوینی شان

و مجوعه روایت درویوزگیشان را کوک کند برای ارباباناش در آنور آب

که ما از شما آمریکایی تریم!! و اسراییلی تر فکر میکنیم

البته مثل آوینی که با وضو فیلم می ساخت 

مایکل مور اول یک گلوی تر کند

و چند دور قر زدن  دخترکهای بیست سال به بالا را ببیند

تازه  آن موقع  ببیند حال دارد برود

فیلم بسازد

تازه  تازه حقوق 20 میلیونی البته به دلار هم بهش  به سرعت برق و باد میدن

مثل آوینی خودمون که بهش دو هزار تا  البته اونهم به ریال و بیشتر

با هزار زحمت که مال بیت المال است نمی دادن

و صد البته آن پولها رو آوینی نگرفت

صدای گرمش را نمی شنوی که گواه پاکی اوست

حالا از خونش بگذریم

که از مینهایی که شب عملیات توی فکه

عراقیها کاشته کردن بودن به امر مهندسان انجمن.....!!

 ودستمان کوتاه از مینه هی آک بند!!

مجبور بودیم برویم برداشت کنیم از مزرعه های عراقی

البته حق مان بود و دزدی نبود چون واسه ماها کاشته بودن!!

و همین  ولی فقیه که باید پشتیبان اون می بودیم و نبودیم واسه

دفاع نکردن از اون ممتسک میشدیم به صد آیه متشابه

نذاشت یه وجب خاک از دست بدیم که این شد اتهامش 

اونم تحت محاصره اقتصادی نظامی

که باید مین ها رو از مزرعه دشمن می دزدیم

که این چون مال مردم بود بد بود

آره اون مین آوینی بعد  چند سال مهمونش کرد

و سعید قاسمی رو حیرون تو اون هلی کوپتر

ببخشید بذار فارسی رو پاس بدارم

تو اون چرخ بال یا بالگرد که هیچ فرقی نمیکنه

حالا یکی نمیاد بگه نماز خوندن امریکایها تو

عراق چه حکمی داره ؟

یکی گفتش این رو نگو

بگو با وجود شما باید حکم کنیم

نماز امریکاییها در ایران چه حکمی دارد

و این هم نه بگو

نماز ایرانی تو ایران تحت اشغال  آشغالهای آمریکاییی چطوره

بخشید  به کسی بر نخورد به امرییکاییها گفتم آشغال

اما اون نماز خوندن خب نگاه کن به مصر وعربستان

با اون شکمهای برآمده و دختران خوش رقص

 و یا به افغانستان هم نگاه کنی میبینی چه حکمی داره 

شکم های چسبیده به شکم و دختران خوش کشف حجاب شده !!

 ای بابا بی خیال چی میگی

 شما رو هم توی گورهای

دسته جمعی شهرها بوسنی مثل سربنیتسا

و سارایوو چال میکنن و با همون بولدوز سرتون راه میرن

و بعدش زنانتون رو به اسم  زندگی بهتر کوچ میدن به

فاحش خانه های  آلمانی و فرانسوی  و اگرم شد

سه هزار تا هزار تا می فرستنشون واسه  پادگانهای آمریکا

در عراق تا بفهمن هویتشون چی هست ؟

و اگر هم نشد می بندنشون به همون صلابه هایی که قبلانا

خودشون کشیده شده بودن روشون

البته مطمئنم باید اون صلابها رو بسازن

چون مثل اتاق های گاز آشویتس ساخته ذهن مظلوم نمایی دورغین هستن

بعدش هم فلسطینی رو بسوزن

توی آمبولانس 

تا بفهمد آقای ریس جمهور آدم سوزی شاخ و دم که نداره

حتی اگر زیاد نفهمیدیم  ماها  50 تا 60 تا از زن بچه ا رو میذارن

زیر یک سقف و با اون F22روش شیرجه میزنن و یه راکت

که مهر گمرک لندن روشه 

و رو هدایت میکنن از پنجره سرک بکشه تو پناه گاه

البته واسه شادی دل بچه ها  قبلش دیوار صوتی رو میشکنن

بچ ها می خندن و  میگن

 آخ جون آقا خلبانه ما رو دوست داره واسمون

پشتک و بارو میزنه

و اونایی که فهمیده ترند  با خودشون میگن

از مسجد محلمون چی باقی مونده

و نمیگن از سید حسن چی مونده

ول کن  خسته نمی شی از این یاوه هههههههههههههها

انشاءالله  خود امام زمان تشریف میارن  نمی ذارن این اتفاقات بیفته

با خودم فکر میکنم  انشاءالله

اما فکر نوخوارجیون  دلم را می لرزونه

شاید بعد از هزار سال گورهای دسته جمعی

مثل  بوسنی توی ایران کشف کنن

که کله های امثال من که بجای توپ فوتبال

مورد استفاده

بچه هایی که انگلیسی رو با لهجه ضایعه آمریکایی صحبت میکنن

لو داده باشه 

این جا چال شدن  بعدش استخونامون رو جمع کنن

و بریزن تو دستگاه  و غدای ماهیمون کنن

و آخر سر  کنار هفت سین  عید  4000  میلاد شمسی

بعد دعای سال تحویل  که خواننده  متالیکها  از زبان شیطان میخوانندنش

هر بار تیکه ایی از  توی پاکت لوکس با

عنوان صادراتی غذاماهی بلدوزری اصل  شرکت زنجیره ایی فوفولستان و شرکاء

بندازنمون جلوی ماهی قرمز توی تنگ

وبعدش روز سیزده بدر یک دروغ سیزده واسه خشنودی شیطان

بگن و تبرکا ماهی قرمز رو توی  آب لجن بندازن!!

بیچاره ماهی قرمز که نمی داند از لجنزاری

بیچاره ماهی قرمز

یادم باشد اون روز که غذای اون شدم

بپرسم از کجا صید شده بوده ؟

 بی خیال  به توچه!

دم درنیار و دفتر بیهود پاره کن

می تراود مهتاب می درخشد شبتاب

....

غم این خفته چند خواب

در چشم ترم میشکند

=========نه بابا!!

+ نوشته شده توسط محمد در 86/01/13 و ساعت 2:22 |