به کابوس استاندارد خوش آمدید.
این داستان را حتمنا بخوانبد <تمام داستان در ادامه مطلب آورده شده است>
جانی گفت: «باشه پیش خودت. من یكی دوتا خواهش كوچولو ازت دارم كه البته فكر نمیكنم باهاشون مخالفتی داشته باشی. اما اگه اعتراض كنی، اونوقت...»ویرهه گفت: «تصور میكنم این پیشگویی برایتان جالب باشد. ما ویژگیهای نژادی شما را ارزیابی كردیم و متوجه شدیم كه با ویژگیهای نژادی ما تقابل دارد. به نظر میرسد كه شروع یك درگیری بر سر احراز برتری بین مردم ما حتمی است. البته این درگیری را شما شروع خواهید كرد، نه ما. اهالی سیاره شما آرام نمیگیرند، مگر اینكه بر ما مسلط شوند، یا ما بر آنها چیره شویم. با توجه به سطح تمدنتان، این وضعیتی اجتنابناپذیر است.»«این چیزی نیست كه لازم باشه یه اداره یا یه آدم خیالباف بهم یاد بده. حالا نیگا كن...»ویرهه گفت: «عرایضم تمام نشده. حالا اگر صرفاً از جنبه فنی و علمی به قضیه نگاه كنیم، شما زمینیها هیچ شانسی ندارید. هر چیزی كه به سمت ما بفرستید و بخواهید بر ضد ما استفاده كنید، نابودش میكنیم.»«پس لازم نیست نگران چیزی باشین.»«آخر در این موارد تكنولوژی به اندازه روانشناسی اهمیت ندارد. شما زمینیها آنقدر پیشرفت كردهاید كه به همین سادگی خودتان را جلوی آتش سلاحهای ما قرار ندهید. اول مذاكره میكنید، بعد معاهده امضاء میكنید، نقض پیمان میكنید، باز مذاكره میكنید، بعد تعرّض میكنید، توجیه میكنید، قصب میكنید، برخورد نظامی میكنید و از این جور كارها. از طرفی ما نمیتوانیم وجودتان را نادیده بگیریم و از طرف دیگر قادر نیستیم از همكاری با شما برای دستیابی به راه حلهای منطقی و منصفانه چشم بپوشیم. چنین كاری صرفاً برایمان ناممكن است، همانطور كه برای شما صرفاً غیرممكن است كه ما را به حال خودمان بگذارید. ما مردمانی صدیق، ثابتقدم، منطقی و قابل اعتماد هستیم. شما نژادی پرخاشجو، خشن و نامتعادل هستید و قادرید مرتكب شیطنتها و تزویرهای باور نكردنی بشوید. حتی به نظر نمیرسد با این واقعیت كه دلایل روشن و قدرت كافی برای نابود كردنتان در اختیار داریم، قانع شوید. به همین دلیل و بر اساس حقایق دیگر، شما تردید ندارید كه قادر هستید بر ما چیره شوید و ما هم تردید نداریم كه قادر نیستیم طرز فكرتان را عوض كنیم. به بیان خودتان، آنچه كه رخ میدهد، برخورد یك فرهنگ كاملاً آپولونی در برابر یك فرهنگ كاملاً دیونیزی است.»
ادامه مطلب