|
آمریکا و ما!؟ | |
| مرجع : وبلاگ آرمان خواهی | |
در قبال مساله "آمریکا و ما" در ماه های اخیر تحولات بسیاری اتفاق افتاده که بسیار تامل برانگیز است البته اگر نخواهیم حق سوال کردن را نیز محدود نمائیم و امکان طرح سوالاتی که شاید همگان آنرا بنحوی توجیه کرده اند وجود داشته باشد!
در مساله اخیر با تغییر عنوان "مذاکره" به "گفتگو" و همچنین مسائل "ایران" به مساله "عراق"، این امر مباح اعلام شد و موجه جلوه کرد لیکن فارغ از امکان سوال از اصل این پبشنهاد و امکان اثربحشی بر آمریکا و نتیجه عملی حاصله، که مسوولان مربوطه بایدبدان پاسخ دهند، دلایلی پیشینی نیز موجوداند.
رهبری در سال 76 و 77 با این استدلال که طرح مساله مذاکره نشانگر سلطه آمریکائیها، مخدوش نمودن مواضع امام، عادی سازی روابط، تضعیف اقتدار انقلاب، ناامیدی مستضعفان جهان، حذف محوریت و علمداری انقلاب، مجبور نشان دادن ایران به مذاکره و.. می باشد، آنرا غیرمشروع دانسته اند که البته به نظر می رسد آن دلایل همچنان به جای خود باقی بوده است که این اتفاق رخ داد و توجیه گردید!
مساله دبگر پبوند میزان قدرت یابی آمریکا در منطقه با موضوعات مهمی چون استقلال اسرائیل، حذف فلسطین و حزب الله لبنان، فشار بر سوریه و... است که چنانچه می بینیم در این موارد آمریکائیها تندتر از قبل شده اند و حتی به فروش سلاح در منطقه و تغییر استراتژی دموکراسی خواهی به ارعاب و نظامی گری همت گمارده اند! در این برحه آیا قدرت بخشی به آمریکا توجیهی دارد؟ آیا دادن امکان تبلیغ علیه نظام مانند طرح مساله لزوم محدودسازی سپاه و... بعنوان مسائل مطرح در این مذاکرات قابل جلوگیری یا توجیه و شفاف سازی است؟
و مساله دیگر اینکه مگر پیش نیاز مذاکره در کلام رهبران انقلاب و منطق صحیح، تغییر شرایط گرگ و میشی و ستیز آمریکا نبوده و مگر می شود در عین تصویب بودجه سالانه برای براندازی انقلاب آنرا تغییریافته دانست که چنین امری را با توجیه عدم طرح مسائل مشترک خودمان، گشودیم؟ آیا تاکنون مساله ما، نداشتن افراد معتمد برای مذاکره بوده که با تغییر دولت، این مساله رفع شده باشد؟! تشکیل کمیته همکاری مشترک چه توجیهی دارد؟
و نگاهی هم به بازخوردهای مساله، چرا تا دیروز هیچ کس حق نداشت سخنی از مذاکره بگوید و اگر می گفت ده ها اعتراض صورت می گرفت و حال . . . اینها سوالاتی است که باید نخبگان و مسوولان بدانها پاسخ دهند چرا که متاسفانه حتی برای سخنان رهبری نیز استدلال و توجیه مناسبی مطرح نشده چه رسد به عملکرد دستگاه ضعیف و خودباخته دیپلماسی که . . .!


