تبليغاتX
پرواز تا بیکران
 

مهدي حق‌وردي طاقانکي

مردي سفيدپوش، سوار بر اسبي با شمشير مي‌آيد او خود را از شيعيان مي‌داند، شيعه ايراني، مردي شجاع و قوي، او خود را فدايي مي‌داند و هدفي جز کشتن ندارد... .

شرکت يوبي سافت (Ubi-Soft) اقدام به ساخت بازي با عنوان (Assassin`s Creed) نموده بازي که با عناوين فارسي چون «عقيده فدائيون»، «آيين قاتل»، «آيين اساسين» از آن ياد مي‌شود. لازم به ذکر است سازندگان اين بازي همان سازندگان نسخه‌ «شاهزاده ايراني» هستند.

داستان بازي در زمان قرن 12 روايت مي‌شود، موضوع بازي جنگ‌هاي صليبي است. در سومين جنگ صليبي که مدتها به طول انجاميد، زماني که مسلمانان و مسيحيان براي تصرف سرزمين مقدس (Holy Land)، به نبرد سختي مي‌پردازند. داستان در بيت المقدس (اورشليم)، دمشق و عکا اتفاق مي‌افتد.

در قرن دوازدهم ميلادي اروپاييان مسيحي به سرزمين بيت‌المقدس حمله کردند و در اين ميان مسلمانان با تمام وجود از سرزمين خود دفاع کردند و در آخر، پيروز از ميدان بيرون آمدند.

شخصيت اصلي بازي يعني «الطير»، يکي از شخصيت‌هاي مبارز مؤثر در اين جنگ خواهد بود که يکي از اعضاي گروه اساسيون (Assassins) مي‌باشد. «الطير» فردي مسلمان و روحاني مي‌باشد که خود را «شمشير انتقام خداوند» يا «پيام‌رسان خداوند» مي‌داند. «الطير» کساني را مي‌کشد که فکر مي‌کند لايق مردن هستند و در طول بازي جملاتي را بيان مي‌کنند که بر گرفته از کتاب مقدس است. مسلماني که خشونت، تمام وجود او را فرا گرفته است.

اعضاي گروه Assassins يکي از انگشتان خود را قطع مي‌کردند و جاي آن چاقوي تيزي را قرار مي‌دادند که بتوانند قربانيان خود را مخفيانه از بين ببرند.

شخصيتي در بازي به نام «Tamir» وجود دارد، او يک مسلمان بوده و يهوديان قاتل را به قتل مي‌رساند هنوز اطلاعات کاملي درباره اين شخصيت منتشر نشده است.
اساسين يا فدائيون چه کساني هستند؟
داستان‌هاي اسرارآميز «اساسيون» يا «حشاشين» يا «حشيشيون» يا «فدائيون»، از قرن دوازدهم ميلادي تا کنون مورد توجه بسياري بوده است.
پيروان مکتب «صباح» که به «الموتيان» و «اسماعيليه» نيز شناخته مي‌‌شدند، به نام حشيشيون (حشاشين) معروف بوده‌اند که ريشه کلمه Assasination در زبان انگليسي نيز از همين مکتب است.
اسماعيليه يكى از فرقه‏هاى شيعه محسوب مي‌شود.

آنان گروهى بودند كه به امامت اسماعيل گرويده و مرگ او را انكار كرده، گفتند او زنده و غايب است و روزى ظهور خواهد كرد و در توجيه عمل امام صادق ـ عليه‏السلام ـ كه جنازه‏ اسماعيل را تشييع و تدفين كرد، گفتند، اينها همگى جنبه‏ ظاهرى داشت و مقصود اين بود كه بدخواهان به گمان اين‏كه او مرده است درصدد سوء قصد به جان او برنيايند.
انشعابات زيادي در اين گروه رخ داده است كه خود داستان مفصل دارد. اما «حسن صباح» که يك ايراني شيعه اثني‌عشري بود اما بر اثر القائات و تبليغات اين گروه به شيعه اسماعيلي گراييد، با رفتن به مصر كه مركز علمي اسماعيليه به شمار مي‌آمد، به آموختن تعاليم اسماعيليه پرداخت كه در سال 472 به دليل طرفداري وي از شيعه نزاري از مصر به مغرب تبعيد مي‌شود و سرانجام به ايران در اصفهان مي‌رسد و با حكومت سلجوقيان مخالفت علني مي‌كند و مورد تعقيب آنان واقع مي‌شود و بالاخره به دژهاي الموت پناه مي‌گيرد و فعاليت خود را براي تربيت نيروي ورزيده و رزم‌آور شروع مي‌كند.
مشهورترين نام و لقب اين فرقه همان «اسماعيليه» است، كه چون به امامت اسماعيل، فرزند امام جعفر صادق ـ عليه‏السلام ـ معتقدند، به اين نام خوانده شده‏اند. گذشته بر اين نام، القاب ديگرى نيز دارند كه برخى از آنها عمومى و برخى خصوصى است؛ آنها عبارتند از:
باطنيه: از ديگر القاب عمومى آنان لقب «باطنيه» است و بدان جهت به اين نام شهرت يافته‏اند كه براى هر ظاهرى به باطنى قايل‏اند.
سبعيه: لقب ديگر آنان «سبعيه» است. علت ناميده شدن آنان به اين نام اين است كه به امامان هفت‏گانه قايل‏اند و رهبرى الهى را بر پايه‏ حجت‏هاى هفت‏گانه تفسير مى‏كنند.
تعليميه: از القاب ديگر اسماعيليه، «تعليميه» است. وجه تسميه‏ آنان به اين نام اين است كه امام را عالم به باطن امور دانسته و معتقدند هيچ كس حتى پيامبر، جز به واسطه تعليم امام، بر باطن آگاه نمى‏گردد.
ملحده: بدان جهت به اين لقب خوانده شدند كه گاهى ظواهر شريعت را رها كرده و به باطن بسنده كردند.
اما يکي از القاب اين گروه حشيشيون، حشاشين مي‌باشد.
در اين‌که چرا اين گروه را به اين نام مي‌خوانند دو ديدگاه وجود دارد:
الف: زيرا در آن زمان حشيش به معني دارو و حشاش به معني داروفروش و حشاشين، جمع عربي حشاش مي‌باشد.
ب: حشيشيان گروهي‌اند که با مصرف حشيش، در کمال شجاعت اقدام به عمليات انتحارى و ترور اشخاص مي‌نمودند.
بررسى و تحقيق تاريخ اسماعيليان كارى بسيار دشوار است. محققان براى پژوهش درباره اين فرقه با مشكلاتى روبه‌رو هستند كه در بررسى ساير سلسله‏ها و فرقه‏ها وجود ندارد. كمتر فرقه‏اى را مى‏توان يافت كه مانند اسماعيليان دچار ابهام و پيچيدگى شده باشد. تاريخچه زندگانى سران آن‏ها و افكار و عقايدشان بسيار تاريك و مبهم است و اين مشكل با مراجعه به منابع متعصبانه و مغرضانه دشمنان اسماعيليان كه اجبارا به آن‏ها رجوع خواهد شد، برطرف نمى‏شود. ابهام در تاريخ اين گروه دلايل مختلفى دارد؛ از جمله اين كه منابع تاريخى خود اسماعيليه نوعا از بين رفته و مأخذ عمده اطلاعات، كتاب‏هايى به قلم مخالفان ايشان است. از اين رو، به ناچار بايد به منابع تاريخ‏نويسانى اتكا كرد كه يا كوركورانه دشمن تحولات درونى اسماعيليان بودند، و يا آن را ناديده مى‏گرفتند، لذا بر محقق منصف و بى‏غرض كه تا اندازه‏اى با تاريخ آن عصر، انس دارد، غرض‏ورزى در بسيارى از نسبت‏ها كه به اين فرقه و پيروان آن داده اند، آشكار است، و اغلب آن‏ها به نظر كلى، ساختگى مى‏آيد.
محققان غربى نيز كه شايسته بود با مسئله، منصفانه و محتاطانه برخورد كنند در نخستين وهله، تحت تأثير خيال‌پردازى‏هاى صليبيان و شخص ماركوپولو و روش مخالفان قرار گرفتند و تاريخ را همانند «داستان پليسى‏» دنبال نموده‏اند و اسماعيليان را نه انسان‏هايى پاىبند به اعتقادات محكم حاكم‏شان «شيخ الجبل‏» بلكه انسان‏هاى شيطان‏صفتى به حساب آورد كه پايبند «طريقت‏حشاشين‏» بودند.
روحانى كاتوليك آلمانى بروكاردوس (Brocardus) در سال 1332 (ميلادى) درباره آنها نوشت: «آنها تشنه خون بشر هستند و بيگناهان را در قبال گرفتن پول مى‌كشتند».
بي‌باكى جسورانه «حشاشين» در اروپا با وجود شيطانى بودن اين فرقه از نظر آنها زبان‌زد خاص و عام شد. بدين ترتيب در نامه‌هاى عاشقانه ايتاليايى قرن دوازدهم ميلادى عباراتى مانند اين باب شد: «من اساسين توام و در حالى كه به فرامينت گردن مى‌نهم اميدوارانه به بهشت چشم دوخته‌ام» يا «همچون اساسين‌ها كه در ثابت قدم در خدم استادشان بوده‌اند من نيز با وفايى خدشه ناپذير در خدمت عشق بود‌ه‌ام».
به نظر مي‌رسد با ساخت و عرضه اين بازي به بازار، جهان غرب علنا شمشير را از رو بست و استفاده از بازي‌هاي رايانه‌اي را در جهت تخريب مسلمانان را علني کرد.
بازي که در آن منجي مسلمانان و آن هم شيعيان به اين صورت نمايش داده مي‌شود.
+ نوشته شده توسط محمد در 86/07/25 و ساعت 23:41 |

بنام خدا

کدام سر سوخته ؟

(از این پست می خواستم دریچه ای رو باز کنم واسه معرفی نقاط مثبت کارکردهای دولت که متاسفانه ذهن منفی باف بنده  جریان   پست رو عوض کردو آن مهم می ماند برای پست های آینده .)

در جنگ روانی بر علیه اشخاص و بخصوص سیاست مداران  دو نقطه  مهم هستند  یکی نقطه بهترین کار کرد که بوسیله استهزاء و مسخره کردن  اون رو  تبدیل به یک چیز الکی کنی و دومین  نقطه ، بزرگ نمایی بدترین کارکرد  . به قول معروف تبدیلش کردن به پیراهن عثمان .

 نقاط میانی عملکرد  شخص (اینجا  سیاست مدار و دولت ) هم خواه ناخواه تحت تخریب و کوچک نمایی نقطه بهترین کارکرد  و تقویت و  بزرگنمایی  نقطه بدترین کارکرد  از بین  خواهند رفت  و به عبارت ساده تر  وقتی یک چوپ دو سر سوخته که از قضا همون دوسرش هم  معلومه در دید مردم قرار بگیره  قریب به بقینن  وسطش برای ببنده ساده نگر هم  سوخته حساب می شه .

هر چند این  دو سر سوخته نشون دادن  دولت نهم از سوی  جریانات  بیگانه   برای مردم دیگه تازگی نداره اما  هجمه ایی که از سوی، خودی های بیگانه از مردم ، علیه این دولت صورت می گیره دل رو می سوزنه .( شخص بنده نمی گم دولت تمام و کمال رفتارش درسته  چه اینکه یه جاهایی واقعا آدم از  خامی که دولت می کنه اصلا لجش میگیره  یعنی خودش رو قاطی چیزهایی می کنه که در شان دولت نیست مثل قضیه تغییر ساعت  بابا وقتی می بینی  همه منتظرن ازت یه آتو بگیرن  سعی کن کمتر آتو بده !! دولت  نهم برای انقلاب در رفتار مردم نیامده بلکه برای رفرم در رفتار مردم آمده  ! (در انقلاب تغییر بسیار درد آور است اما در رفرم تغییر آهسته آهسته انجام میگیره بنده خدا استراتژیسته که هممون اسمش رو می دونیم و نمی خوام اسمش رو ببرم می گفت فلان بنگاه مطالعاتی غریی طرح صد ساله داره پنجاه ساله داره همه می خندیدن و مسخره اش می کردن و بعد از مثلا 5 سال می دیدیم اندازه همون 5 سال تغییر صورت گرفته و باید منتظر 95 سال بقیش هم باید باشیم ، خود تغییر برای مردم در رفرم اصلا درد آور نبوده و بلکه خوشایند هم هست ! مثل قضیه تغییر دکوراسیون منازل از سمت مذهبی و شرقی به سمت غربی  الان توی این ده کوره ما هر منزلی آشپزخانه اش OPEN  نباشه خجالت می کشن  و ا.. تا همین چند ساله پیش  وقتی میرفتی خونه یکی اصلا اهل منزل طرف رو نمی دیدی چون تو اندرونی بودند اما الان نمی شه سرت رد بلند کنی  ته آشپزخانه رو رصد می کنی ! و چه کسی به این تغییر ایراد کرد ؟ بگذریم   )بخدا هر جا تو دانشگاه انقلابی می خواستیم کار کنیم  جریانات خودی و ناخودی هدف ! هم که خیلی قدرت مند بود  ریشه مون ر و می زدن یعنی جایی باید انقلابی عمل کنی که نیرومند باشی ولی وقتی  با تقیه با آرامش با  گذاشتن وقت  کاری رو انجام می دادیم خود گزینه هدف  برامون متقبل  می شد که رو خودش کار کنیم و این نکته متاسفانه یکی از مهمترین نقاط آسیب گروه ها و هیت ها و تشکل های مذهبی و خود همین دولت هستش که همیشه سعی داران انقلابی کار کنند و نه رفرمی . چرا اصلاح طلبان شکست خورند ؟  اولین نقطه شکستشون همین  دست زدن به  انقلاب  بود و نه رفرم  ، مجلس ششم  هر روزش دعوا بود شورای شهر همش دعوا بود  توی روزنامه ها دعوا بود توی دانشگاه دعوا بود و مردم خسته شدن از این همه دعوای حاصل از تغییر انقلاب گونه اصلاح طلبان  و مگر خود ماها با اون نحوه تغییرات اصلاح طلبان  مبارزه نکردیم ؟ حالا اگر همونها به تدریج کاراشون رو انجام می دادن مگر یک نفر آخ می گفت ؟ اگربا سلام وصلوات  کارشون رو ادامه می دادند چه کسی شصتش با خبر می شد که اینا جه کاره هستند؟ بنده به عنوان یک برادر کوچک و ناصح  به تمام جریانات مذهبی  و خصوصا دولت محترم  گوش زد می کنم  پیشنهاد می کنم  التماس می کنم  کمتر سعی کنه در اموری که قدرتش رو نداره  انقلابی وارد بشه  و اگر هم شد  و موفق نشد آزموده رو تکرارش نکنه  مثلا دوسال ساعت تغییر نکرد خب مجلس قانونش کرد که تغییر کنه دانشگاه آزاد رو خواست سر سامان کنه و بازهم نتونست  و قضیه سوخت به این سرانجام  دردناک تبدیل شد پایداری می کرد قضیه بنزین اتحار و خودکشی اصول گرایان در مجلس بود  میزان رای حداد عادل رو خواهید دید! ؟ هر جند تبعات این انتحار سیاسی یقه دولت رو می گیره  که گرفته ! حال اگر همین بنزین رو با آرامش  اول تاکسی هارو گاز سوز می کردند و.............. نمی شد ؟ دذر قضیه دانه درشتان  چه کار  کردند این همه توی مجلس تو بوق و کرنا کردند که اسم اعلام می کنم و نکردند....تو قضیه موبایل هنوز کارخانه نساخته زدن توی سر قیمتش تا  اوج فلک بالا بره و از اون ور قاچاقش زیاد شه  و آخر سر هم  عذر وزیر مربوطه اش رو بخواهند  و این یعنی  3 هیچ به نفع  ضد انقلاب  تو قضیه  سهمیه سفر  مشاعی یه چیز میگه  وزیر نفت یه چیز  آقای سخنگو یه چیز   فرستدن دخترا به ورزشگاه هم یه نمونه دیگه از این دست کارا تو کم کردن سود بانکی درست هستش که مردم بایسد سود ندن اصلا ( قرض الحسنه ) اما آیا بانکها وام خواهند داد به مردم که سود کمتری بگیرن ؟ منگر صندوق مهر دولت چقدر می تونه وام به مردم بده ؟ متاسفانه دولت تو هر چیزی می خواد انقلابی رفتار کنه و این اشتباه محض هستش  و  و نتیجه ایی که خواهد داشت بد چون ما در ابر شهر مهدویت زندگی نمی کنیم ( زمانی که  ا در اون هستیم عبارت است از : موقع انقلاب کشور ما بغیر از چند شهر اصلیش 99 دصدش در عصر کشاورزی زندگی می کردند و یک درصدش در عصری با نمای مدرن و مغز  کشاورزی و بعد انقلاب 5 درصد مدرن 60 نمای مدرن و بقیه اش همون کشاورزی که در رودخانه  اقتصاد و فرهنگ غربی آبیاری می شن  آیا این جالمه ما مهدویست ؟  اون از کارکرد رادیو تلوزیو ن که تو مه مبارک دیدیم چی پخش کردو اینهم از کارکرد نظام اقتصادی که مبتن است بر سود بهر قیمت ) آیا ما در این جامعه غفلت زده می تونیم کارکردهای آرمان شهر مهدویت رو  اصل قرار بدیم ؟ بیشتر مردم ان کشور بی رودربایستی در در جایی دیگه زندگی می کنن و متاسفانه جسمشون اینجاست و روحشون در اتوپیای سوسیالیستها یا جامعه مدنی لیبرلیستها مگر یک ماه رمضان و ده روز محرم و لا غیر  ، بنده نمی گم این کار کارشناسی شده یا نشده  و این رو می ذارم به عهده دولت اما یه چیز هست که دوست دارم بگم و اون اینکه  نتیجه کارشناسی یک تصمیم روی کاعذ با کارشناسی اون تصمیم در  عمل از زمین تا آسمون  بخصوص تو این کشور ما فرق داره  و این می طلبه نه دولت بلکه هر کسی دستی بر آتش داره قبل از اینکه یک رفتار رو بصورت دستور از بالا به مردم  القاء کنه نتایجش رو بصورت عملی تر و نه علمی تر !  بسنجه مثلا باز کردن درب دانشگاه ها به روی مردم هرچند تبعاتش رو باد چد سال دیگه ببنیم که  آیا دولت می تواند برای فارغ لتحصیلان  جدید ( قارغ لتحصیلان قدیم  امثال بنده  پیشکش )  کار  ، مسکن ، و رفاه  در سطح یک فر د لیسانس و دکترا ایجاد کنه ؟ که اگر هم نکنه  یعنی ناراضیتی عمومی ( چند نفر مثل بنده  بخاطر  خدا و یپغمبر و انقلاب و شهدا .........سطح مطالباتش رو پاین پایین نگه م داره ؟ خوبه 20 درصد بقیه  اون خیل  رو چکار خواهند کرد ؟و شاید طبق هر که را دندان داد نان می دهد عمل کنیم .)

از این پست می خواستم دریچه ای رو باز کنم واسه معرفی نقاط مثبت کارکردهای دولت که متاسفانه ذهن منفی باف بنده  جریان   پست رو عوض کردو ان مهم می ماند برای پست های آینده .

+ نوشته شده توسط محمد در 86/07/25 و ساعت 23:23 |

یه جا درباره رتبه خوندم  یه جا یکی نوشته بود رتبه مجاز!!

میگم خیلی ضایع هست که رتبه آدم بیشتر 313 باشه !نه؟ چه خوبه وقتی کار نامه رو میدن به آدم یا آدم روز قبلش تو سایت کار درستا اسمش رو سرچ میکنه اینطوری نوشته بشه:

  اسم   :   بنده خدا

 نام پدر: بازم بنده خدا

(اسم پدره بازم بنده خدا نیست اسمش بنده خداست)

سال تولد :

همون روزی که چشش رو درویش کرد و زبونش رو قفل زد وگوشش رو کر و حسش رو بی حس!!(یکی از حسا جا موند ....ببینم آره همون همون حس چشایی رو جا انداختم  ؛ پس حس چشایش رو از کار انداخت (یه چیزی تو همین مایه ها

تعداد شرکت کنندگان امسال:11000000000

امیدوارم تعداد صفرهای 11میلیارد آدم رو درست نوشته باشم و حس بشر دوستی و مبارزه با تروریسم جناب بوش گل نکنه که چرا یه صفر زیاد نوشتی یا کم زدی...

آخرین رتبه قبولی: 313و ایضا همون 313

رتبه داوطلب :کمتر از 313و ایضا همون 313

(از یک تا 313 مختارید عدد بگذارید برای فرد قبول  1>N>313 )) یه توضیح بدم اینکه اولا این بار انگلیسی عدد زدم چون جور در نمی ومد که فارسی بنویسم و شاید حکمتش هم همین باشه برادران انگلوساکسون و ژرمنی و اسلاو وآمریکای لاتین و ژاپنی و چینی و ایضا هندو هم تو این امتحان شرکت فرمودنداین یکی اما چرا یک بزرگتر است از‌ Nو Nبزرگتر از 313 که میشود نتیجه گرفت یک بزرگتر است از 313!! خب جواب ساده است چون این امتحان عقلی و منطقی نداره  پشتش  همش عشقه یعنی هر چی عاشق تر باشی رتبه  شما (شما به معنی یک شخص) کمتر وکمتر میشه تا جایی که میشی یک و وقتی دیگه در معشوق حل شدی میشی صفر اونوقت اصلا وجود نداری که بهت کارنامه بدن ! تازه جنابان امتحان گیرنده هم نمیدونن شما بودید یا نه چون پیش معشوق عند ربهم یرزقون هستی .اونا هم که دستشون یا به عبارتی بالشون نمیرسه به جای شما......

البته ببخشید از کلمه عشق استفاده کردم این کلمه رو الانی خود سانسوری میکنم  پس دوستان (منظورم شما نبودید عزیزانی که نخواسته میان و میخونن نوشته رو مد نظر دارم!!)بجای کلمه اولی بذارن آتش دومی رو بذارن آتش گیرنده سومی رو بذارن آتش دهنده

وضعیت قبولی : مجاز 

)مجاز رو تو نوشته تون با سرخ نوشته بودید  یاد خون شهید افتادم  علامت مجاز بودن تو این امتحان  سرخی خون است(میگن خون تا تو رگه سیاه یا آبیه یا سبزه (مثل کلروفیل گیاهان) اما میزنه بیرون از بدن  سرخ میشه  چرا ؟ چون از صاحبش خجالت میکشه که خوب جایی و مکانی ریخته یا نه !! این واسه شهیدا بیشتر اتفاق می افته چون با خونشون گناهانشون رو هم به زمین میرزه !! پس خجالت خونه بیشتر در نتیجه سرختره (راستی شهید که گناه نمیکنه !! پس حکمتش چیه من نمیدونم و یا شاید میدونم و خودم رو به نفهمی میزنم!! تو دلت بگو نه که نیستی

داوطلبان مجاز و غیر مجاز به موارد زیر توجه کنند:

1)افراد  مجاز  چند برابر ظرفیت نیستند پس دلتون صابون نزنید که اگه یکی افتاد و شهید شد ما میریم جاش این بند بیشتر در باره داوطلب شماره 314 است . ( الان به خودش میگه میمردی و اون تست رو شانسی بین دو گزینه  نمیزدی ..آره دیگه میگن شان واجب و مستحب و حرام و مکروه و مباح رو بجا بیارین واسه همین موقع هاست نا سلامتی که از خودشون  حرف در نیوردن!!)

2)  نفرات غیر مجاز برن کپه مرگشون رو بذارن یه موقع نیاین اعتراض که ورقه ما رو دوباره تصحیح کن که اگه کردن لوح محفوظ رو که از جنس DVDتحت لیسانس بلو رایت BlueRaitکشورهای صنعتی خوصوصا ژاپنه و حداقل صد تا فیلم بلند تو هرکدمشون جا میگیره رو خدمتشون عرضه میداریم (البته چون علم زود پیشرفت میکنه شاید همین لیسانس بلو رایت هم الانی کهنه و به درد نخور شده باشه !!الله اعلم.

3) در صورت مفقود شدن  یکی از 313 نفر (بالا شهادت رو عرض کردیم در این بند منظور مفقود الاثر جانباز آزاده و سایر موارد است!!)دیگر جایگزین نخواهد شد دلتون رو باز صابون نزنید چون ما خودمون حافظ ایشانیم .مگر حوصله داریم بازم صدها سال دیگر وایسم که یارو یانکیه هی شاخ و شونه بکشه! ( این ادبیادت مال بنده است و خودم به کارنامه اضافه کردم دوستان غیر مجاز ببخشند ..آقایون و خانمای غیر مجاز تو وادی دیگه سیر می کنند که بخوانن حال گیری کنن

4)  اما داوطلبان مجاز دمتون گرم خصوصا اون شماره 313 که دیگه خدایی شد مجاز شد چون اصلا 313نفر میخواستیم ایشون هم مجاز شدن!!یه چیزی بهتون بگیم خیال نکنید الان افتادید تو جیب راست خدا و درختان بلند جوی های روان از عسل و شیر دیگه و شراب طهور و چه چه بلبل و رقص پروانه دختران و پسران  خوش سیما و پلی استیشن 1و2و3و ایضا شماره های بالاتر(نه اینکه عشق خود من همین پلی استیشن هست بخدا گفتم اگه یه موقع  ما رو راه دادن اونجا که لیاقتش رو نداریم یه جوری یه پلی استیشن بهمون حال بده نوکرش هم هستیم (رو که نیست سنگ پای قزوین) ).......

رتبه بنده بد خدا :X  ( این علامت ضربد نیست همون حرف xانگلیسی خودمون! به معنای مجهول است البته اگر yبگذارید شاید شکل نمودار عوض شه ولی همونه باز(چی میگم !!)

 وضعیت قبولی : نامعلوم هنوز که آخر سال نشده شده؟

(شاید شده باشه و ما رو خبر نکرده باشن ...خاک تو سر من که نمیدونم رتبه ام چنده؟!بی چاره پاشو یه نماز شب بخون حد اقل رتبت زیر 7صفر داشته باشه !!ای کاش  رنگ نوشته اش   قرمز شه اونم جگری  و اونشم جگری که جریز ولق کنه تو عشق  ببخشید !! تو آتش

انشاءالله هر کی این نامه رو خوند جزء 100000000 نفراول شه  اگه اون رو پست ایمیل زد واسه دیگران جزء 500000نفر اول شه (من که بخیل نیستم هی صفر میزارم!!)اگه خوب درس خوند و عمل کرد جزء1000نفر شه اگه همه این کا را رو کرد و ازجامدیت به حیوانیت و از اونجا به  آدمیت و بعد به انسانیت رسید جزء عاشقان (ببخشید)آتشگرفتگان شد جزء 313 تن شه بعدشم اگه آتیشش (همون کلمه) تند بود خاکستر شه و رتبش 0 شه ( این صفر انگلیسی خیلی با حاله یه دایره خالی اما (0)صفر ما یه نقطه تو پره من که دوست دارم یه صفر تو پر شم تا یه تخم مرغ تو خالی پس دعا رو عوضش کنم!)) اگه آتیشش (همون کلمه) تند بود خاکستر شه و رتبش صفر فارسی خودمون  شه و فنا شده در آتش دهنده .....

اگر فنا شده پس اون نقطه چیه؟

 راست میگی بهتر بگم خدایا من رو در خودت فنا کن تا بشم یه چیز داخل این پرانتز(  ) هیچی هیچی !

..............

امسال هم گذشت

 

 متاسفانه من  همین چند روز پیش فهمیدم نویسنده فیلم نامه او یک فرشته بود و  اغماء یک نفر است !

 

نویسنده: ايمان سيفي

یکشنبه 22 مهر1386 ساعت: 22:26

درود بر شما،

محمد آقا، بنده و شما در بسياري از موارد با هم اختلاف نظر داريم و سابقه مباحثات منو شما در فروم مجمع مثبوت است با اين وجود بنظر بنده شما بايد در خصوص اين ماجراي فيلمهاي رمضاني كمي جسارت بيشتري بخرج دهي و در واقعه يك اعتراضيه محكم با پانوشت چندين امضا از هم فكرانت را ارائه كني....حقيقتا تا امروز زياد خطر خاصي در اين سريال "اغما" نمي ديدم...اما در اين قسمت و در زماني كه اين آقاي شيطان الياس نما مسبب تصادف دختر پژوهان شد و بعد در چند ثانيه مانده به پايان فيلم با صدايي طنين انداز گفت" بترس از خشم من" ...حقيقتا جا خوردم!!!! از كي تا بحال قرار شده ما بجاي ترس از خشم خدا از خشم شيطان بترسيم...اين فيلم بنوعي ترويج مذهب دوخدايي در بين توده ملت است. ما مسلمانها شيطان را بزرگترين دشمن قسم خورده آدم مي دانيم اما نه اينكه شيطان مانند خدا در زمين قدرت اعمال نفوذ فيزيكي داشته باشد!!! مگر مي شود خشم خدا را در مقياس ترس از خشم شيطان قرارداد...اين يعني اينكه ما معتقد به دو خدا يكي خداي خوب و يكي خداي بد باشيم...!!!! شيطان با اين همه قدرت كه حتي خود را به ظاهر يك جوان پاك در آورد!!!!!! جواني كه پيشتر مسبوق و سابقه بوده...در روايات داريم كسي كه مومن از دنيا برود حتي جسدش پوسيده نمي شود حالا چطور يك الياس نامي با آن تعريفات آنچناني از روحاني بودن فوت مي كند و آن وقت شيطان خود را به آن شبيه مي كند!!!! با كدام اجازه از خدا...مگر شيطان خود خداست كه بر ظاهر و باطن انسانها چيره باشد....!!!! الله اكبر....!
مع سلام -

وب سایت    پست الکترونیک

............

ما را رها کنید در این رنج بی حساب

باقلب پاره پاره با سینه ای کباب

عمری گذشت در غم روی دوست

مرغم درون آتش وماهی برون آب

حالی نشد نصیبم از این رنج وزندگی

پیری رسید غرق بطالت پس ازشباب

از درس و بحث مدرسه ام حاصلی نشد

کی میتوان رسیدبدریا ازین سراب

هرچه فراگرفتم وهرچه ورق زدم

چیزی نبود غیر حجابی پس ازحجاب

هان!ای عزیز فصل جوانی بهوش باش

در پیری از تو هیج نیاید غیر خواب

این جاهلان که دعوی ارشاد میکنند

در خرقه شان غیر منم تحفه ای میاب

ما عیب ونقص خویش و کمال و جمال غیر

پنهان نموده ایم چو پیری پس خضاب

دم در نیاور و دفتر بیهوده پاره کن

تا کی کلام بیهده گفتار نا صواب

از امام خمینی (ره)

+ نوشته شده توسط محمد در 86/07/20 و ساعت 22:50 |

 

 تورات  ،  کتاب پیدایش ، باب  گناه آدم و حوا

"و مار از همه حیوانات صحرا که خداوند ساخته بود ، هوشیارتر بود  . و به زن گفت : آیا خدا حقیقتا گفته است که از هممه درختان باغ نخورید؟ زن به مار گفت : (( از میوه درختان باغ می خوریم ، لکن از میوه درختی که در وط باغ است ،خدا گفت از آن مخورید و آن را لمس مکنید ،مباد بمیرید. )(مار به زن گفت  : ((هر آیننه نخواهید مرد،بلکه خدا می داند در روزی که از آن بخورید،چشمان شما باز شودو مانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود.))و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و بنظر خوشنما ودرختی دلپذیر  و دانش افزا ،پس از میوه اش گرفته ، بخورد و به شوهرش خود نیز داد و او خورد . آنگاه چشمان هر دو ایشان باز شد و فهمیدند عریانند.پس برگهای انجیر ب هم دوته ،سترها برای خویشتن ساختند."

قرآن ، سوره بقره ، آيات 36-35

وَ قُلْنَا يَئَادَمُ اسكُنْ أَنت وَ زَوْجُك الجَْنَّةَ وَُكلا مِنْهَا رَغَداً حَيْث شِئْتُمَا وَ لا تَقْرَبَا هَذِهِ الشجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظلِمِينَ(35)

فَأَزَلَّهُمَا الشيْطنُ عَنهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كانَا فِيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطوا بَعْضكمْ لِبَعْضٍ عَدُوُّ وَ لَكمْ فى الاَرْضِ مُستَقَرُّ وَ مَتَعٌ إِلى حِينٍ(36)

 

و گفتيم : اى آدم تو و همسرت در بهشت آرام گيريد و از آن بفراوانى از هر جا كه خواستيد بخوريد و نزديك اين درخت مشويد كه از ستمگران خواهيد شد (35)و شيطان ايشانرا از نعمت بهشت بينداخت و از آن زندگى آسوده كه داشتند بيرونشان كرد، گفتيم : با همين وضع كه دشمن يكديگريد پائين رويد كه تا مدتى در زمين قرارگاه و بهره داريد (36)

قبل از اینکه به بحث شیطان شناسی تجسمی از دو منظر تورات و قرآن بپردازیم  در داستان  میوه ممنوعه که  دیشب پخش شد  در دیالوگهای سنگینی که همیشه از زبان جلال بی کمال! ادا می شود به  داستان آدم و حوا اشاره شد و یهو گوش بنده تیز شد ببینم  از کدامین کتاب  نقل خواهد کرد داستان را ؟‍ ! که متاسفانه مثل اینکه تورات رو جوی ایشان باز کرده بودند و ایشان از رویش خواند ،  با خودم گفتم الان این داماد ناعزیز خانواده فتوحی که معترض شده است حتما جوابش را میدهد که متاسفانه در اوج ناباوری مغلوب  حرافیهای جلال شد و ضمن پذیرش داستان تورات اینچنین فرمود که مرد باید خودش گول زن را نخورد!! و زن جلال که ما نمی دانم چرا از ایشان جدا شده است بصورت غیابی با دوست پسرش در امریکا به سینما می رود  و ایشان رد پای زن بدکاره اش را تا دم در سینما دارد ! و برای اینکه ماجرا زیاد ضایع نشود آن خانم طلاق غیابی میشود!! چون  زن بارگی و مرد بارگی هنوز شکر خدا در سیما باب نشده و تصریح نگردیده است و گرنه بصورت کاملا عریان فریاد زده می شد که خانم جلال به او خیانت کرده ؟ 

از هنگامی  که هستی شروع به  ابراز وجود در مقابل فتوحی بزرگ نمود می دانستم  این خانم در حد پیاده نظام  شیطان عمل می کنه و سعی خواهد کرد چهره موجه ایی را به لجن بکشد و  داستان  داستان بهشت و آدم و حوا است اما قرینه ایی  دادگاه پسند!!( بعضی از دوساتن خیلی خوش خیالند ! و تا آدم حرفی می زند مواجه میشه به سیل تهمت هایی چون حزب گرایی و تخریب گرایی ارکان نظام و متاسفانه تعداد  این نظرات  بیشتر از موارد دیگر است ) که دیشب از نویسنده و کارگردان  این اثر صادر شد  کار ما رو راحت کرد :

ابتدا  طبق فرمایشات  قرآن  که حجت کامل است برای ما شیطان هم آدم را فریفت و هم حوا را  و نه اینکه اول حوا را سپس حوا آدم را  !  و این کسر شان است برای صداو سیمای قرآن  که به راحتی آب خوردن شده است  صداوسیمای تورات و انجیل ! اگر آثاری چون سریال  امام علی (ع) و سفیر و مسافر ری را بیاد بیاورید  می بیید که نقش زنان  در آن آثار چقدر منفی به تصویر کشیده شده بود  و  در سریال امام علی کار به آنجا کشیده شد  که امام معصوم  شهید وسوسه قطام  شدو بس ! نه عدل علی نه  سیاست علی و نه دین ...... در سریال  ما محرمی  شب دهم   نقش اول فیلم فقط و فقط به عشق  شازده خانم قجری  تعزیه را بر پا کرد در داستان جابر حیان امسالی که دختر یکی از اصاحب امام صادق ماتیک زده و سرخاب شده  در کوچه های کوفه حیران بود یک راهزن فقط و فقط به عشق این دختر شیعه!! آنهم شیعه امام درک کرده! دنبالشان بودو آخر سرهم به عشق الهی رسید  بگذریم در بک گراند همین سریال و همین شیعه اصحاب امام  زنان چادر داشتندو رو بند و این خانم با آن قد رعناو چهره دلربا تابلو شده بود در کوچه پس کوچه ها .......  داستانهای خودمان را دیگر مثال نمی زنم که از حوصله  ام خارج است ....این گونه دیدگاه به زن در دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی اصلا و ابدا زیبنده نیست.  اسم خود سریال یعنی اصطلاح میوه ممنوعه هم بحث برانگیز شده برای من  آیا زن  میوه ممنوعه است ؟

دوما : هم زمانی تخریب چهره های دینی  دراین ماه رمضان خیلی سوال برانگیز شده  فتوحی را آنطور خراب می کنید که پسر عوضیش  هم برای پدر مرثیه می سراید در شبکه جوان   مذهبی ما می شود یک آدم خرفت که هی گول این آن را می خورد و تنها از روی امدادهای غیبی ثروتش را حفظ نموده  و در شبکه دیگر  شیطان را می کنید  در پوست بسیجی ها ؟

 هزار رحمت به تورات که شیطان را در غلاف یک مار پیچید  و وسلام!! شما اصلا کوتاه نیامدید در این ماه مبارک ؟

دوستان توجه کنند آنچه در او یک فرشته بود بخاطر اینکه  فرشته  از حادثه آدم و حوا و ماری که آنها را فریفت ( طبق تورات) برای پسر کوچک  خانواده بهزاد نقاشی می کرد و آن نقاشی هم صریحا پخش شد  یک شیطان توراتی و یهودی بود

آيات 15 - 16سوره سباء

)لَقَدْ كانَ لِسبَإٍ فى مَسكَنِهِمْ ءَايَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَ شِمَالٍ كلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طيِّبَةٌ وَ رَبُّ غَفُورٌ(15)

فَأَعْرَضوا فَأَرْسلْنَا عَلَيهِمْ سيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْنَهُم بجَنَّتَيهِمْ جَنَّتَينِ ذَوَاتىْ أُكلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شىْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيلٍ(16)ذَلِك جَزَيْنَهُم بِمَا كَفَرُوا وَ

 هَلْ نجَزِى إِلا الْكَفُورَ(17)

ترجمه آيات

براى قوم سبا در شهرشان آيتى بود، و آن دو باغستان از راست و چپ محل بود، كه گفتيم رزق پروردگارتان را بخوريد، و شكر بر او بگزاريد شهرى پاكيره ، و پروردگارى آمرزنده (15)ولى روى بگرداندند، پس سيل عرم را به سويشان سرازير كرديم ، و دو باغستانشان را مبدل به دو زمين خشك كرديم ، كه جز خوراكى تلخ ، و اثل و مختصرى سدر نمى رويانيد (16)اين كيفر را بدان جهت به آنان داديم كه كفران كردند، و مگر جز مردم كفرانگر را كيفر مى كنيم (17)

و این پاپانی بود بر میوه ایی گندیده  از باغ  سیل زده!!

حیفم آمد ای نظر را نبینید

نویسنده: امير

دوشنبه 16 مهر1386 ساعت: 17:6

من نميدانم اگر اين صهيونيستهاي مادر مرده نبودند شما اعوان و انصار گروه احمدي نژاد كم عقل چه كساني را ميخواستيد بهانه خود قرار دهيد الله اعلم.احمدي نژاد و همفكران و اعوان و انصار و طرفدارن ايشان جميعا مشتي چاله ميدونيه احمق كم عقل نادان جاهل خشكه مقدس و جا نماز آبكش و خوارج مسلك و تازه به دوران رسيده از پشت كوه آمده شارلاتان دغل و دروغگو و از خدا بي خبر و دين دزد و قدرت نديده و كاسب كار و كفن دزد و جنگ طلب هستند كه قرائتي بسيار بسيار سطح پايين و احمقانه و خشن و خشك و قرون وسطائي را از آيين نجات بخش اسلام و مكتب پر فروغ شيعه اهل بيت ع به خاص و عام مردم دنيا ارائه ميدهند و در حقيقت بايد به طور قطع گفت كه اينها همان طالبانيسم شيعه يا وهابيت شيعه و يا تكفيري هاي شيعه و يا فاشيستهاي نئو نازي شيعه هستند و در نهايت اينكه اينها لشگريان و نائبان و جنگجويان سفياني يا دجال آخرالزمان در سرزمين بزرگ پرشيا هستند و اينها بزرگترين و خطرناكترين دشمن مذهب شيعه و دين پر فروغ اسلام ميباشند و همانا آنها كه دولت ايران را غصبي اشغال كرده اند لشگريان شيطان و تجسم شيطان هستند..سريال اغماء كاملا يك سريال خوب و مفيد و آموزنده است و من از صدا و سيما كمال تشكر را دارم.

 

همه اینها که گفتی ما نیستیم  ،  اگر ادله دارید  بر ضد صحبتهای بنده لطف  کنید بنده  مجاب  میشم عذر خواهی می کنم  و در ضمن چه ربطی به ریاست جمهور داره ؟

آیا اون حرفهارو  (( آيين نجات بخش اسلام و مكتب پر فروغ شيعه اهل بيت )) به شما یاد داده ؟

و بنده   از شما و تشکر می کنم  الان  می دونم که اشتباه نکردم  . جواب حرف رو با حرف بگید ونه  با لجن پراکنی  و درضمن چه عقده ایی شما دارید از ریاست جمهوری ؟  سعی کنید این عقده سد راه  وصول شما به خدا نشه  همه ما وسیله امتحانیم   حتی خود شیطان !!

بنده شما رو حلال کردم J

 


+ نوشته شده توسط محمد در 86/07/17 و ساعت 22:50 |

 

بنام خدا ( پناه می بریم از شر شیطان رجیم به خداوند بخشنده و مهربان)

در این پست  و شیطان رو از سیمای قرآن مورد بررسی قرار می دهیم و سپس در پست آینده شیطان رو از دید انجیل و تورات نظاره گر می شیم و در سومین پست به مقایسه ای تطبیقی  بین این دو دیگاه می پردازیم  ودر این بین  سریال صهیونیستی اغماء رو هم   در بوته  نقد قرار می دهیم. اما برای تفسیر آیات از تفسیر المیزان علامه طباطبایی که مورد وثوق شیعه وسنی است و المیزان ایشان در دانشگاه الازهر مصر مورد استناد قرار می گیرداستفاد می کنیم

کلمه شیطان  در  (63) آیه  و کلمه شیاطین در (17)آیه  و کلمه ابلیس در ( 11 ) آیه  در قرآن آمده است  ،  شیطان در بعضی از آیات دوبار استعمال شده  ،  لفظ ابلیس دقیقا 11 بار بدون تکرار آمده است و نکته جالب اینست که از 11 بار 9 بار  آیه مربوطه  به داستان سجده ملائکه بر حضرت آدم و تمرد ابلیس از دستور خداوند و خط و نشانهای ابلیس برای آینده  انسان دارد  در یکی از همین آیات ( الاسراء65_61) خداوند بعد از ذکر داستان  به صراحت بعد از استعمال کلمه ابلیس در آیه بعدی از نام شیطان برای ابلیس  استفاده می کند که به آن خواهیم پرداخت چون  در این 91 مورد آیه روشهای شیطان (ابلیس) مشابه است از موارد تکراری  پرهیز می شود  .

اما قبل از اینکه به بحث درباره ابلیس بپردازیم با ذکر 3 آیه درباره نزول جسمی ! فرشتگان بر انبیاء ومردم عادی  نشان می دهیم اگر قرار بود شیطان بصورت تجسم بر انسانها  متجلی شود  قرآن در این باره صراحت لازم را بکار می برد  یعنی چون در قرآن  هیچ موردی در تجسم شیطان ذکر نشده و انواع دیگری از روشهای شیطان معرفی می شود پس قضیه تجسم شیطان در گمراه کردن  مردم مردود است .(برهان خلف)

1_فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا(مريم/17)‏

در مقابل آنان پرده اى آويخت ، پس ما روح خود را نزد او فرستاديم كه به صورت انسانى تمام عيار بر او مجسم گشت (17)

ترجمه تفسير الميزان جلد 14 صفحه 46

 ((فارسلنا اليها روحنا فتمثل لها بشرا سويا)) - از ظاهر سياق بر مى آيد كه فاعل كلمه تمثل ضميرى است كه به روح بر مى گردد پس  روحى كه به سوى مريم فرستاده شده بود به صورت بشر ممثل شد، و معناى تمثل و تجسم به صورت بشر اين است كه در حواس بينائىمريم به اين صورت محسوس شود، و گرنه در واقع باز همان روح است نه بشر.و چون از جنس بشر و جن نبود، بلكه از جنس ملك و نوع سوم مخلوقات ذوى العقول بود كه خدا او را در كتابش وصف نموده ، و ملك ناميده ، و آن فردى را كه ماءمور وحى است جبرئيل ناميده ، مثلا فرمود: ((من كان عدوا لجبريل فانه نزله على قلبك باذن اللّه )) و جاى ديگر او را روح خوانده ، فرموده : ((قل نزله روح القدس من ربك )) و نيز فرموده : ((نزل به الروح الامين على قلبك )) و نيز او را رسول خوانده و فرمود: ((انه لقول رسول كريم )) لذا ازهمه اينها مى توان فهميد كه آن روحى كه براى مريم به صورت بشرى مجسم شد همان جبرئيل بوده است .

2- وَ لَقَدْ جَاءَت رُسلُنَا إِبْرَهِيمَ بِالْبُشرَى قَالُوا سلَماً قَالَ سلَمٌ فَمَا لَبِث أَن جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ(69)فَلَمَّا رَءَا أَيْدِيهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكرَهُمْ وَ أَوْجَس مِنهُمْ خِيفَةً قَالُوا لا تخَف إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلى قَوْمِ لُوطٍ(70) ، سوره هود

فرستادگان ما نزد ابراهيم آمدند تا به او مژده دهند  نخست سلام كردند و ابراهيم جواب سلام را داد و چيزى نگذشت كه گوساله اى چاق و بريان برايشان حاضر ساخت . (69)ولى وقتى ديد دستشان به آن غذا نمى رسد رفتارشان را ناپسند و خصمانه تشخيص داده ، از آنان احساس ترس كرد، فرستادگان ما گفتند: مترس ما ماموران عذاب به سوى قوم لوطيم . (70)

اين آيات ، داستان بشارت يافتن ابراهيم (عليه السلام ) به اينكه صاحب فرزند خواهد شد را در بردارد و اين در حقيقت به منزله زمينه چينى است براى بيان داستان رفتن ملائكه نزد لوط پيغمبر براى هلاك كردن قوم او، چون اين داستان در ذيل آن داستان آمده و در دنباله داستان بشارت يافتن ابراهيم (عليه السلام ) بيانى آمده كه قصه هلاك كردن قوم لوط را توجيه و بيان مى كند و آن اين جمله است : ((انه قد جاء امر ربك و انهم آتيهم عذاب غير مردود)). منظور از كلمه ((رسل )) در آيه مورد بحث ملائكه اى هستند كه به نزد ابراهيم (عليه السلام ) فرستاده شدند تا او را به فرزنددار شدن بشارت دهند و نيز به نزد جناب لوط فرستاده شدند تا قوم آن جناب را هلاك سازند، و كلمات مفسرين در عدد آن فرشتگان مختلف است ، البته بعد از آنكه همه اتفاق دارند بر اينكه از دو نفر بيشتر بوده اند چون كلمه ((رسل )) جمع است و جمع بر كمتر از سه نفر اطلاق نمى شود. و در بعضى از روايات وارده از ائمه اهل بيت (صلوات اللّه عليهم ) آمده كه آنها چهار نفر از فرشتگان گرامى خداى تعالى بوده اند،ابراهيم (عليه السلام ) نيز ميپنداشت كه واردين ميهمانانى از جنس بشرند در اكرامشان زياده روى كرد.

3_ وَ لَمَّا جَاءَت رُسلُنَا لُوطاً سى ءَ بهِمْ وَ ضاقَ بهِمْ ذَرْعاً وَ قَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ(77)وَ جَاءَهُ قَوْمُهُ يهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَ مِن قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السيِّئَاتِ قَالَ يَقَوْمِ هَؤُلاءِ بَنَاتى هُنَّ أَطهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تخْزُونِ فى ضيْفِى أَ لَيْس مِنكمْ رَجُلٌ رَّشِيدٌ(78) سوره هود       و همين كه فرستادگان ما نزد لوط آمدند، سخت ناراحت شد، و خود را در برابر قوم بيچاره يافت و زير لب گفت : امروز روز بلائى شديد است . (77)در همين لحظه مردم آلوده اش با حرص و شوقى وصف ناپذير به طرف ميهمانان لوط شتافتند، چون قبل از اين ماجرا اعمال زشتى داشتند. لوط گفت : اى مردم اين دختران من در سنين ازدواجند، مى توانيد با آنان ازدواج كنيد، براى شما پاكيزه ترند، از خدا بترسيد و آبروى مرا در مورد ميهمانانم نريزيد، آخر مگر در ميان شما يك مرد رشد يافته نيست . (78)

بيان آيات

اين آيات داستان عذاب قوم لوط را بيان مى كند و مى توان گفت كه به يك حساب تتمه آيات قبلى است كه داستان نازل شدن ملائكه و وارد شدن آنان بر ابراهيم و بشارت دادن به ولادت اسحاق را ذكر مى كرد چون بيان آن مطالب در واقع زمينه چينى بود براى بيان عذاب قوم لوط.

کاملا مشخص که قوم لوط فرشتگان الهی را بصورت جوانان زیبا رو دیدند

تا اینجا دیدم که فرشتگان  در بیان قرآن می توانند بصورت جسمی و دیدنی بر مردم عادی و آنهم گناه کارش متجلی شوند  و صراحت قرآن کاملا معلوم است  اما  در (80 آیه مخصوص شیطان و ابلیس و نه سربازان انس و جن شیاطن ) هیچ اشاره ایی ولو کوچک به این تجسم نشده کما اینکه صراحت خداوند در آیه (الإسراء/64) در مورد شیطان چیزی دیگر است !! :

متن قرآن

وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُوراً (الإسراء/64)

ترجمه فارسى (مكارم)‏

هر كدام از آنها را مى‏توانى با صدايت تحريك كن! و لشكر سواره و پياده‏ات را بر آنها گسيل دار! و در ثروت و فرزندانشان شركت جوى! و آنان را با وعده‏ها سرگرم كن! - ولى شيطان، جز فريب و دروغ، وعده‏اى به آنها نمى‏دهد -«64»

این آیه کاملا مشخص می کند  که شیطان حق تجسم بصورتهای مختلف بر انسان را ندارد وگرنه چه  احتیاجی بود به بیان صریح وبی پرده وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ !!  و فقط با صدا می تواند تحریک کند ونه با صدا وسیما .

إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئاً إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ(المجادلة/10)‏

نجوى تنها و تنها از ناحيه شيطان است تا كسانى كه ايمان آورده اند اندوهگين شوند ولى هيچ ضررى به ايشان نمى زند مگر به اذن خدا و مؤ منين بايد بر خدا توكل كنند (10).

اما لشکر شیطان را ما هر روز می بینیم و شاید خودمان هم از  جنود شیطان باشیم والله اعلم ( نعوذبالله) وحساب  لشکر شیطان  با خود شیطان فرق میکند دوستان عزیز صدا وسیما شاید فرمایش کنند  که امثال فرشته پارسال والیاس امسال جنودشیطان هستندونه خود شیطان(!!)  که حقیر  سراپا تقصیر عرض کنم حمایتی که الیاس از جانیان  می کند و آنها را با علم پژوهان درمان می کند با این ادعا منافات دارد واز طرفی می ترسم با این سیر تکاملی که شیطان در طول سه سال  از سریال کمکم کن  و او یک فرشته بود و اغماء امسال سال دیگر به صراحت  تمام خود شیطان را نشان می دهند(هرچند در سریال او یک فرشته بود به صراحت از شیطان نام بردند تا امروز در سریال اغماء فقط از روی قرینه ها و نوع نورپردازی وسیاه بودن چهره الیاس حدس قوی می زنیم جناب الیاس شیطان تشریف داشته باشد که احتمالا اعتراف زبانی حضرات به شیطان بودن الیاس را خواهیم شنید )  کاری که زعمای یهود در 3500سال کردند و شیطان را تصویر کردند ما در عرض سه سال مرتکب  شدیم و این درجه  سرعت در تکامل انسان را به حیرت فرو می برد، باید ببینیم در طول سال آینده شیطان تبلیغ شده صدا و سیمای ایران چه قدرتی پیدا می کند احتمالا پدر هر چی شیطان هالیودی و فانتزی را در خواهد آورد­ J!

آیه ای را که از زبان شیطان آمده ملاحظه فرمایید :

وَ قَالَ الشيْطنُ لَمَّا قُضىَ الاَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكمْ وَعْدَ الحَْقِّ وَ وَعَدتُّكمْ فَأَخْلَفْتُكمْ وَ مَا كانَ لىَ عَلَيْكُم مِّن سلْطنٍ إِلا أَن دَعَوْتُكُمْ فَاستَجَبْتُمْ لى فَلا تَلُومُونى وَ لُومُوا أَنفُسكم مَّا أَنَا بِمُصرِخِكمْ وَ مَا أَنتُم بِمُصرِخِىَّ إِنى كفَرْت بِمَا أَشرَكتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظلِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (إبراهيم/22)‏

و همينكه كار خاتمه پذيرد، شيطان مى گويد:خدا به شما وعده درست داد.و من نيز به شما وعده  دادم و تخلف كردم ، من بر شما تسلطى نداشتم جز اينكه دعوتتان كردم و شما اجابتم كرديد، مرا ملامت نكنيد، خودتان را ملامت كنيد، من فريادرس شما نيستم ، و شما نيز فريادرس من نيستيد من آن شركتى كه پيش از اين برايم قائل بوديد انكار دارم .به درستى ستمگران ، عذابى دردناك دارند (22)

این آیه کاملا با شیطان قدرتمندی که در ادبیات غربی آمده است منافات دارد ، به خدا پناه می برم که سال آینده از این آیه در جهت نقد سریال رمضان آینده استناد نکنم! هرچند که الیاس کاملا تسلط ندارد اما در جهت یک شیطان مسلط گام بر می دارد واین برای همه بچه مسلمانها زنگ خطر است اگر دیر بجنبند خیلی چیزهای دیگر را غالب مان و قالبمان  می کنند  مثلا اشتباه بودن دفاع مقدس که تا حالا جرات نداشته اند در صدا و سیما این کار را بکنند اما  زمزمه هایش را می شود شنید و دید را سرمان در  می اوردن و چرا انقلاب کردید و از این حرفها

و من نمی دانم  بندگان صالح خدا کجایند و چرا ساکت ؟

وقتی درباره شیطان در نرم افزارهای قرآنی جستجو میکردم به نتایجی رسیدم که  شکی برایم نماند سریال اغماء  چندین آیه قرآن  را کاملا نفی می کند  ببینید :

إِنَّ عِبَادِى لَيْس لَك عَلَيْهِمْ سلْطنٌ وَ كَفَى بِرَبِّك وَكيلاً(_الاسرا65)

همانا ترا بر بندگان من تسلط نيست وتنها محافظت ونگهبانى خدا كافى است (65)

دکتر پژوهان در این سریال تا این لحظه 23رمضان در مقابل شیطان ایستادگی کرده ، یعنی روزه اش را نخورده نمازش را قضا می کند و کارهای که به او دستور داده می شود و انجام میدهد  در جهت ثواب انجام میدهد به عبارت ساده تر هنوز خدا را بعنوان اول و آخر  قبول دارد  چرا تا بدینجا هیچ  کسی به کمک ایشان نیامده صد رحمت به سریال او یک فرشته بود که آن روحانی آمد کمک بهزاد . هر چند برای اینکه ذائقه مخاطب را داشته باشند  کمکی دست و پا می کنند حضرات سیما اما آن کمک باید از ابتدا به  خطوات شیطان مبارزه می کرد. این آیه را ملاحظه بفرماید:

إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئاً إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ(المجادلة/10)‏

نجوى تنها و تنها از ناحيه شيطان است تا كسانى كه ايمان آورده اند اندوهگين شوند ولى هيچ ضررى به ايشان نمى زند مگر به اذن خدا و مؤ منين بايد بر خدا توكل كنند (10).

آیا کم به دکتر پژوهان خداجو ضربه خورده است ؟ ، استادش را ناراحت کرده خانم بردیا  این مثلث عشقی را از خود رنجانده دخترش را همین دیشبی از دست داد و بماند که آبروی پرستارش خانم علی زاده را برده ! شاید اینها ضرر نباشد ...

آیه بعدی به ما می گوید  که شیطان با قلوب مریض کار دارد ، شاید منظور قلوب جسمی باشد ؟ که از یک شیطان جسمی  این کار بعید نیست الیاس یا مغزها و قلوب جسمی مریض بیشتر کار دارد ؟ یا با قلوب و مغزهای روحی مریض ؟ یا با هر دو؟ :

لِيَجْعَلَ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ(الحج/53)‏

تا آنچه را كه شيطان القاء مى كند براى كسانى كه در دلهايشان مرضى هست و براى سنگدلان مايه ابتلاء كند كه ستمگران در خلافى بى نهايتند (53)

ترجمه تفسير الميزان جلد 14 صفحه 554

القائات و وسواس شيطان وسيله امتحان است

لِّيَجْعَلَ مَا يُلْقِى الشيْطنُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فى قُلُوبهِم مَّرَضٌ وَ الْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ...مرض قلب عبارت است از اينكه استقامت حالتش در تعقل از بين رفته باشد، به اينكه آنچه را بايد به آن معتقد شود نشود و در عقايد حقه كه هيچ شكى در آنها نيست شك كند. و قساوت قلب به معناى صلابت و غلظت و خشونت آن است ، كه از ((سنگ قاسى (( يعنى سنگ سخت گرفته شده و صلابت قلب عبارت از اين است كه عواطف رقيقه آن كه قلب را در ادراك معانى حقه يارى مى دهد از قبيل خشوع و رحمت و تواضع و محبت ، در آن مرده باشد. پس قلب مريض آن قلبى است كه خيلى زود حق را تصور مى كند ولى خيلى دير به آن معتقد مى شود. و قلب قسى و سخت ، آن قلبى است كه هم دير آن را تصور مى كند و هم دير به آن معتقد مى گردد، و به عكس ، قلب مريض و قسى وسواسهاى شيطانى را خيلى زود مى پذيرد.و اما القاآت شيطانى كه زمينه را عليه حق و اهل حق تباه و خراب مى كند و در نتيجه زحمات انبياء و رسل را باطل نموده ، نمى گذارد اثر خود را ببخشد هر چند مستند به خود شيطان است و ليكن در عين حال مانند ساير آثار چون در ملك خدا قرار دارد، بدون اذن او اثر نمى كند، همچنانكه هيچ مؤ ثرى اثر نمى كند و هيچ فاعلى بدون اذن او عملى انجام نمى دهد مگر آنكه به همان مقدار دخالت اذن مستند به او شود و آن مقدار كه مستند به او مى شود داراى مصلحت و هدف شايسته است .

ختم کلام  با استناد  به صحبتهای بزرگترین مفسر عالم اسلام بعد از علم النبی و الائمه علامه طباطبایی(ره)

وَ لَقَدْ خَلَقْنَكمْ ثُمَّ صوَّرْنَكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَئكَةِ اسجُدُوا لاَدَمَ فَسجَدُوا إِلا إِبْلِيس لَمْ يَكُن مِّنَ السجِدِينَ(11)قَالَ مَا مَنَعَك أَلا تَسجُدَ إِذْ أَمَرْتُك قَالَ أَنَا خَيرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنى مِن نَّارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِينٍ(12)قَالَ فَاهْبِط مِنهَا فَمَا يَكُونُ لَك أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّك مِنَ الصغِرِينَ(13)قَالَ أَنظِرْنى إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ(14)قَالَ إِنَّك مِنَ الْمُنظرِينَ(15)قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنى لاَقْعُدَنَّ لهَُمْ صرَطك الْمُستَقِيمَ(16)ثُمَّ لاَتِيَنَّهُم مِّن بَينِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمَنهِمْ وَ عَن شمَائلِهِمْ وَ لا تجِدُ أَكْثَرَهُمْ شكِرِينَ(17)قَالَ اخْرُجْ مِنهَا مَذْءُوماً مَّدْحُوراً لَّمَن تَبِعَك مِنهُمْ لاَمْلاَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ(18) سوره اعراف

شما را خلق كرديم آنگاه نقش بنديتان نموديم ، سپس به فرشتگان گفتيم كه آدم را سجده كنيد، همه سجده كردند مگر ابليس كه از سجده كنندگان نبود(11)خداوند فرمود چه چيز مانع تو شد كه وقتى به تو فرمان دادم سجده نكردى ؟ گفت من از او بهترم ، مرا از آتش آفريده اى و او را از گل خلق كرده اى (12)فرمود از آسمان فرود شو كه در اينجا بزرگى و نخوت كردن حق تو نيست ، برون شو كه تو از حقيرانى (13)گفت : مرا تا روزى كه برانگيخته مى شوند مهلت ده (14)فرمود مهلت خواهى داشت (15)شيطان گفت كه چون تو مرا گمراه كردى من نيز بندگانت را از راه راست گمراه مى گردانم (16)آنگاه از جلو رو و از پشت سر و از طرف راست و چپ به آنان مى تازم ، و بيشترشان را سپاسگزار نخواهى يافت (17)گفت از آسمان بيرون شو، مذموم و مطرود، هر كه از آنها از تو پيروى كند جهنم را از همه شما لبريز مى كنم (18)

ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه : 36

محاصره انسان توسط شيطان از چهار طرف !

و جمله (( ثم لاتينهم من بين ايديهم و من خلفهم و عن ايمانهم و عن شمائلهم )) بيان نقشه و كارهاى او است ، مى گويد: ناگهان بندگان تو را از چهار طرف محاصره مى كنم تا از راهت بدر برم . و چون راه خدا امرى است معنوى ناگزير مقصود از جهات چهارگانه نيز جهات معنوى خواهد بود نه جهات حسى .از آيه (( يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطان الا غرورا)) 1 و آيه (( انما ذلكم الشيطان يخوف اولياء)) 2 و آيه (( و لاتتبعوا خطوات الشيطان )) 3 و آيه (( الشيطان يعد كم الفقر و يامركم بالفحشاء)) 4. نيز مى توان در اين باره چيزهايى فهميد، و از آن استفاده كرد كه مقصود از (( من بين ايديهم - جلو رويشان )) حوادثى است كه در زندگى براى آدمى پيش مى آيد، حوادثى كه خوشايند و مطابق آمال و آرزوهاى او يا ناگوار و مايه كدورت عيش او است ؛ چون ابليس در هر دو حال كار خود را مى كند. و مراد از (( خلف - پشت سر)) اولاد و اعقاب او است ؛ چون انسان نسبت به آينده اولادش نيز آمال و آرزوها دارد، و درباره آنها از پاره اى مكاره مى انديشد. آرى ، انسان بقا و سعادت اولاد را بقاء و سعادت خود مى داند، از خوشبختى آنان خوشنود و از ناراحتى شان مكدر و متاءلم مى شود. انسان هر چه از حلال و حرام دارد همه را براى اولاد خود مى خواهد و تا بتواند آتيه آنان را تاءمين نموده ، و چه بسا خود را در اين راه به هلاكت مى اندازد.و مقصود از سمت راست كه سمت مبارك و نيرومند آدمى است سعادت و دين او است . و (( آمدن شيطان از دست راست (( به اين معنا است كه وى آدمى را از راه ديندارى بى دين مى كند، و او را در بعضى از امور دينى وادار به افراط نموده به چيزهايى كه خداوند از آدمى نخواسته تكليف مى كند. و اين همان ضلالتى است كه خداوند آن را (( اتباع خطوات الشيطان (( نام نهاده است .و منظور از (( سمت چپ )) بى دينى مى باشد، به اين معنا كه فحشا و منكرات را در نظر آدمى جلوه داده وى را به ارتكاب معاصى و آلودگى به گناهان و پيروى هواى نفس و شهوات وادار مى سازد.زمخشرى در كشاف مى گويد: اگر كسى بپرسد چرا نسبت به (( من بين ايديهم )) و (( من خلفهم )) لفظ (( من )) را كه براى ابتداء است استعمال كرد، و در (( ايمان )) و (( شمائل )) لفظ (( عن )) را كه براى تجاوز است بكار برد؟ در جواب مى گوييم : فعل بطور كلى به هر حرفى كه به مفعول به متعدى مى شود به همان حرف و به همان وسيله به مفعول فيه متعدى مى گردد، و همانطورى كه در تعدى به مفعول به حروف تعديه مختلف است همچنين در تعدى به مفعول فيه حروف تعديه مختلف مى گردد. نحوه استعمال هر لغتى را بايد از عرب اخذ كرد، نه اينكه با قياس آنرا تعيين نمود، و اگر در لغت بحثى مى شود، تنها از حيث موارد استعمال آن است ؛ به اين معنا كه بحث مى شود از اينكه آيا فلان لغت را در چه جايى بايد استعمال كرد؟ و استعمالش در چه جايى غلط است ؟ مثلا وقتى از عرب مى شنويم كه مى گويد: (( جلس على يمينه )) معناى (( على يمينه )) اين است كه وى در طرف راست فلانى طورى قرار گرفت كه گويى غالبى در كنار مغلوب و زيردست خود قرار گرفته ، و وقتى مى شنويم كه مى گويد:(( فلان جلس عن يمين فلان )) مى گوييم معنايش اين است كه فلانى در طرف راست فلان كس با فاصله طورى نشست كه گويى نمى خواهد به او بچسبد، اين معناى لغوى (( عن يمينه )) است ، و ليكن در اثر كثرت استعمال در هر دو قسم نشستن استعمال مى شود، همچنان كه درباره كلمه (( انفال )) نيز به اين نكته اشاره نموديم .

اما کسانی بودند که به ما گفتند چرا گیر دادی  جوابشان را حواله می دهیم به این آیه و بس :

الَّذِينَ ءَامَنُوا يُقَتِلُونَ فى سبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقَتِلُونَ فى سبِيلِ الطغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشيْطنِ إِنَّ كَيْدَ الشيْطنِ كانَ ضعِيفاً(76)

كسانى كه ايمان آورده اند، در راه خدا پيكار مى كنند، و آنها كه كفر را پيشه خود كرده اند در راه طاغوت مى جنگند، پس شما اى مؤ منان با ياران شيطان پيكار كنيد، كه كيد شيطان هميشه ضعيف بوده است (76)

منتظر نظرهای انتقادی و ارشادی شما می باشم

تا پست آینده  خدانگهدار

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در 86/07/14 و ساعت 17:35 |

بنام ا...

قبل از شروع بحث  یعنی نگاهی اجمالی بر چند اثر ماندگار ژانر وحشت و فانتزی بگم متاسفانه  سریال اسمش رو نبر !!  هنوز هم داره  پخش میشه و خوشبختانه صدای اعتراضها هم کم وکم  داره بلند میشه هر چند کو گوش شنوا؟

اما کار کرد خدا و تجسم شیطان در آثار ادبی و تصویری دنیای غرب

در سه گانه طالح نحس   نماد شر یعنی ابلیس  بصورت مستقیم  و بدون واسطه و اغواگری ووسوسه دست به قتل و جنایت می زند و حتی کار را به آنجا می کشاند  که پسر ( نماینده) خود را در رحم انسان قرار می دهد و پرورش می دهد. آنچه  در طالح نحس صورت می پذیرد پرورش همان خدای تاریکی  و مردگان یونانی هاست در اذهان  پست مدرن امروزی و بدنبال و همراه آن فیلم  قسمتهای مختلف  فیلم جن گیر  در بارور سازی نیروی اهرمینی در عرض نیروی  الهی مثمر به ثمر  می افتد ....

اما مشکل آنجا پیدا می شود که در آثار  بعدی همین تمدن غرب  دیگر انسان  موحد به جنگ اهریمنها نمی رود  کشیشی  که در فیلم جن گیر با شیطان مبارزه می کند و کشته می شود در اثرسکولار بنام و معروف ارباب حلقه  کاملا لاییک شده و با یاری شمن و جادو با  سپاه شیطان  روبرو می شود  و جالترین مساله در فیلم ارباب حلقه این است کوچکترین اشاره ای به نیروی ماورایی  مثبت حال از هرنوعش  ( خدای ابتدایی انسانهای نخستین  یا مجموعه خدایان  یونانی و یا خدای موحدان  ) نمی شود  و رد پایی در حد یک بت در این  اثر از خدا دیده نمی شود........متاسفانه  در هفت  گانه هری پاتر  باز هم این رخداد به شکل وحشناک تری رخ  نشان می دهد چه اینکه از دنیا آمدن هری پاتر 7 سال طول نمی کشدو حتی از آمدن آخرین قسمت آن  چند ماه نمی گذرد  یعنی هری پاتر یک اثر کاملا نو و به قول معرف  به روز است از این رو مولفه های آن کاملا می توان مورد استناد قرار گیره ..

در این اثر  ادبی که تا پنج قسمت آن به فیلم تبدیل شده  لرد ولدرمورت تحت تاثیر قدرت جادوی سیاه  ( متاسفانه من  نفهمیدم منشاء جادوی سیاه در  هری پاتر  از کجاست  یعنی چرا آموختن جادوی سیاه افراد را به ورطه نابودی می کشاند  هر چند  هم فیلم و هم اثر  را چندین بار مطالعه کرده و دیده ام   ولی از منشاء بطور مستقیم نامی برده نشده)  بنده احتمال می دهم در هری پاتر  شیطان  کاملا انسانی می شود  یعنی  یک فرد تحت تاثیر محیط خانواده وپرورشگاه و آکادمی هگورات «تلفظ در ترجمه های  بی شمار!! فرق می کنه»و نوعی نژاد پرستی  باعث ایجاد  لردولدروت یا همون تجسم نیروی شیطانی میشه یا به عبارت ساده تر نیروی  متا فیزیک و متا جادوی  چه از توع خوب و بدش وجود نداره  و هر کسی می تونه  یا خیر محض بشه یا شر محض  و متاسفانه  خانم رولینگ همانند  تاکلین نویسنده مجمومه  کتابهای ارباب حلقه   حتی به نمای یک کلیسا در این داستان  اشاره نمیکنه مثلا نمی گه خیابان جنب فلان کلیسا  و این تعمد وقتی ملموس تر میشه  که هری نوجوان  در بدترین مواقع  بهترین کمک های غیبی رو از دوستان جادوگرش و بخصوص استاد سفید پوش، آلبوس دامبلدور ، که آدم رو به یاد گاندلف خاکستری مندازه  میشه !! در مورد هری پاتر یک تناقض آشکار همیشه  هست وقتی خدا وجود نداره یعنی حساب و کتاب پس از مرگ هم نیست  من نمی دونم  پدر و مادر هری وبخصوص این آخر داستان  استادش ( آلبوس دامبلدور) از کجا به این دانش آموز ! فنون جادوگری  کمک می کنند  در فصل ایستگاه کینگزکراس  در جلد هفتم  در فرز که هری  بقول معروف در کمات یعنی نه مرده است و نه زنده با دامبلدور رو برو میشه و از او می پرسه این چه دنیای هست که تو در اون قرا ر داری رولینگ با استادی هر چه تمامتر  از زبان دامبلدور  با نفی  وجود  چیزی بنام دنیای پس از مرگ یا دنیای میان دنیای مرگ و دنیای زندگی  به هری پاتر  که کنجکاو شده در چه دنیای است که با استادش رو برو شده  می گوید  : پسر عزیزم من هیچ عقیده ایی درباره  این ندارم بقول معروف این مهمانی توست  و هری که می ترسد استاد  از سوالاتش ناراحت شود  دیگر نمی پرسد یا به عبارت ساده تر  رولینگ فرار بزرگی رو در همین چند سطر مرتکب میشه  و این قضیه موقعی حاد و خطرناک میشه که محصولات همین ذهن  انسان از خدا بی خبر  و کافر بصورت محصول داغ داغ  در تمام جهان و ایضا در ام القری کشورهای اسلامی  با شمارگان  زیاد و با ترجمه های بسیار  منتشر میشه  صد البته کمپانی های شیطانی هالیود هم نمی گذارند  غذا سرد بشه زود اون رو بصورت فیلم سرو می کنند ....................

کسانی که با ادبیات فانتزی  آشنایی دارن بطور قطع  با شخصیتی  حقیقی که شکلی داستانی به خود گرفته بنام  داران شان آشنا  هستند  کتابهای  داران شان (یا شن daren shan)  در دومجموعه ارائه شد یک دوازده گانه  با اسم اصلی  خود دارن شان و مجموعه دوم  بنام  کلی دمونتا ( نوعی شیاطین بزرگ وکوچک با قابلیت زیاد ) و سرآغازش یعنی لرد لارس  . سری دوم تا داستان  پنجم  در ایران ترجمه شده  و همین ماه پیش ترجمه لحظه ایی فصولش درسایت  آکادمی  دارن شان شعبه ایران !! بنام دیو خون تموم شدو اون رو هم می تونید داغ داغ نوش جان کنید .در این مجموعه که فیلم اولین سریش سال آینده در درایوهای DVD هامون در منازل قرار می گیره  کاشکی خدا تمام و کمال مرده بود  ولی متاسفانه  خالق جهان در  یک موجود  شریر که هرلحظه در اینده و گذشته  دست به تغییر سرنوشت زمان و مکان میزنه  بنام آقای دیسموند متجلی میشه ( پناه می بریم به خدا از شر شیاطن و از افکار پلید شیاطین ) این جا نمی خوام داستان های تمام کفر آمیز دارن شان رو باز کنم  اما همین کتاب رو می تونید در کتابخانه های جمهوری اسلامی  بنام ادبیات فانتزی کودکان!! به امانت بگیرید  و اگر خواننده شما  یعنی افراد بالای 18 سال باشن عیبی نداره ؟!اما یه نوجوان  13 تا 14 ساله  چه گناهی داره تا با ادبیات کفر آمیز  و کثیف و دنیای وحشت و خون  دارن شن آشنا بشه  ارتباط برقرار کنه  و خودش دارن شان  بشه یک  بزرگزاده (کلمه خدا رو اینجا نیاوردم) خونریز  و با برادرش که مظهر شر عالم گیر شده دست و پنجه چه عرض کنم توحش محض  نرم کنه! و صد البته همین دارن شان 15  ساله در قسمت آخر داستان  می فهمد او خود فز ایزدی دارد و همچنین دشمنش نیز فر ایزدی دارد! و جالبتر  ایکنه  این دارن شن می تواند ارباب عالم یعنی دیسموند که از طرفی پدرش نیز هم هست ر شکست بدهد و یا به قولی گول بزند!و عجیب این قسمت پهلو به پهلو میزند یا قصه کشتی گرفتن  پیامبر قوم یهود با خدا و ضربه کردن خدا !! خب کودک ما می فهمد می تواند با خدا بجنگد و یا به قول همان دوست دوم خردادی می تواند بر ضد خدا هم تظاهرات کند ! و او را هم شکست بدهد ببخشند کسانی  که  هی میگن چرا به سریال صهونیستی  الیاس  و او یک فرشته بود اینقدر گیر میدی ..بماند که در سری دوم یعنی دمونتاها هستی رو شکل می دن و در دنیاهای موازی با انسانهای خوب البته از نوع جادوگرش مبارزه می کنن   باز از خدای کلیسا  خدای کنیسه خدای مسجد خدای دیر خدای بت خانه خدای کوه المپیا  هیچ خبری نیست  نه زئوس نه یهوه نه الله نه اهورامزدا و نه بوداو نه برهما و ........در این اثر دیسموند خالق جهان ( اعوذبالله) یک موجود وحشی و عوضی هستش هدفش بازی دان انسانها و دققا می توان دید نویسنده  از کدامین منظر به پروردگار نگاه می کنه ..آیا درسته  این نگاه رو به خودمون و فرزندانون منتقل کنیم........آدم تا این ادبیات رو اون ور مرزهای ارتباطی یعنی در دنیای کثیف  غرب  می بینه زیاد ناراحت نمیشه هرچند انسانهای اونجا هم گناهی ندارن که منحرف شن اما وقتی همین ادبیات  آرتیموس فارولی !( سری  و کپی و ملقمه ای (؟غ)از  دارن شان و ارباب حلقه و هری پاتر )  بنام  ادبیات فانتزی کودکانه به دست بچه هامون میرسه و ما نخونده فکر می کنیم چه شاهکارهایی هستند قطعا اگر فردا بیاد یکی از این بچه  اغماء۶ و ۷!! رو بسازه نباید متعجب بشیم .و دوستانی که آگاهانه یا ناآگانه حقوق بگیر کمپانی های صهونیستی هستند هم وقتی این حرفها رو می شنوند برن مردانه همین چند سری کتاب رو بخون شمارگانشون رو در چاپهای مختلف ببیند تا بدونن که پر بی راهم نمی گیم ........ در مورد شیطان  و نوع نگاه مسیحیت و یهود و اسلام  به اون یه کتاب سفارش دادم که واسم بیارن و دراون مستددل در این باره حرف زده شده و ان شاءالله هم معرفیش می کنیم و هم چند پست درباره اون حرف می زنیم و صحبت دیگه در مورد سریال صهیونسیتی اغماءو سریال بسیار مشکوک میوه ممنوعه هم صحبتهای تکمیلی دارم که انشاء الله درباشون خواهم نوشت  بماند که این حرفها شاید  به نظر بعضی دوستان  الکی و من دراوردی و نوعی آمپول دکترعباسی  باشد ولی اصول صحبت کاملا هستش ...متاسفانه ما اون روز در صدا وسیما قافیه رو  به نگرش  و زاویه دید به ماوراء باختیم که آثار سبکی همچون روح مهربان ! سریال سه سال پیش" کمکم کن "و کسی ککش نگزید وقتی اقبال عموم به این ژانر  یعنی  سینمای  وحشت  ماورایی  برای مسولین  مشخص شد و چراغ سبز هم داده شد سریال صهیونیستی ( او یک فرشته بود) متدینین و علمای اسلام  و روشنفکران مذهبی  در ماه رمضان پارسال در اوج ناباوری غافل گیر کرد و سپس صدا و سیما  با اینکه اون موقع هم داد خیلی ها  در مذمت سریال صهیونیستی او یک فرشته بود در اوم دامسال با کمال وقاحت  ده دوازده قسمت  شیطان رو درلباس بچه بسیجید و حزب الهی  و همون ادبیات گفتاری  به مردم قالب و غالب! کرد سپس چهره کریه از شیطان را رو کردن الانی هر چه بچه مذهبی مسجد رو که می بینم خیال می کنم الیاسن و اقعا دستتون درد نکنه  ای ول به هموتن .......طرف می خواد بره مناقصه ببره  ادای جانبازان شیمیایی رو در میاره می خوام بدونم جانبازان  که هم حزب الهی دارن هم مسیحی هم شیعه هم سنی هم یهودی هم بی دین  ! مگه چه گناهی کردن که صدا و سیما باید ادای اونها رو در بیاره واقعا دست مریضاد دم همتون گرم این بجای  فیلم ساختنتونه برید از رسول ملاقلی پور بپرسید  که چطور باید فیلم ساخت برای جانبازان شیمیایی .............

چرا نمی تونید یه سرال بسازید که افراد بدکاره  یه جایی سرشون به سنگ بخوره و آدم شدن

 امثال اون راهزنی که آیه قرآن ر می شنوه  و بعد یک عمر در اسارت شیطان به طرفه العینی برمیگرده زیاد هست زیاد.

چه حسنی داره شما شخصیتهای سالمی نظیر دکتر پژوهان یا حاج فتوحی  یا نقش اول سریال  او یک فرشته بود    رو ابتدا به لجن بکشید و ویران کنید بعد باخشت های کلوخ شده  و نیم شده یه دیوار کج و کوله بسازید ..........

نظر یکی از دوتان رو ببیید

نویسنده: ...

دوشنبه 9 مهر1386 ساعت: 20:39

واقعا براتون متاسفم.....
در مورد میوه ی ممنوعه باید بگم که خوب دست شما جماعت رو،رو کرده........آدمای پولداری که تو خونه های هزار متری زندگی می کنن و ادعای مذهبی بودنشونم میشه.....
اگرچه به مذاق شما و امثالتون خوش نیومده ولی حقیقت محضه......نمی تونین تحمل کنید که یه فیلمی داره پته مته ی همتون رو میریزه رو آب؟همتون دارین به طول ریشاتون نون می خورین......
بیخود نیست که میگن وقتی امام زمان بیاد علمای اسلام و مذهبی ها بر علیه اون جبهه می گیرن...
همین شماها هستین که مردم رو از دین زده می کنین.......
خدا همه ی ما رو به راه راست هدایت کنه......

 

اولا  بخدا من یکی  با  مدرک کارشناسی معتبر از یکی از دانشگاه های بازهم معتبرتر بی کار بی کارم  این یکی  اما خونه اصلا هزار متر هم نیست  من اصلا ریش نمی زارم یعنی در حد یک ماشین نه بیشتر  که حالا بخوام از قبالش نون بخورم...و کار امام زمان رو ه ملطف کنید بخودشون واگذارید چون نه بنده صلایت دارم در ان مورد حرف بزنم و نه شما و اگه قرار هست ایشون ما رو دک فرمایند  بر دیده منت هرچه از حضرت دوست رسد بهتر که زیر شمشیرش رقص کنان باید رفت  و در مورد دین زدگی   بهتر بگم شما به فرددینی زدگی مبتلا هستید و نه دین زدگی  دین یک حقیقت ناب هستش شاید گرد و غباری بعضی کارهای رسانه ایی از هر نوعش روش رو بگیره ولی اگر آدم  یه کمی کوشا باشه  قد تبین الرشد من الغی  رو حتما  خواهد فهمید 

شاید دید شما اط دین دارها عوضی باشه

 مثل فیلم  احمقانه و وقیحانه  اخراجی ها  یا  همین  حاج آقا فتوحی بله حرف ما هم همینه اگر لباس روحانیت رو به تن یک زندانی می پوشن و اون میشه امام جماعت مسجد و مردم هم نامردی نمی کنن به هر  طلبه ای مگن مارمولک  فردا به هر بچه  مسجدی میگن الیاس  و بهر پیرمردی میگن فتوحی ویا هرکی از  زور خردل  سرفه کرد می افتی یاد جمال بی کمال! مغلومه زده میشید و

 دیگه  به کی می تونی اعتماد کنید امثال هستی که از اول روز خدا همون نیستی  تشریف دارن  و بعد از دزدیدن مال مردم بیان با پول مردم توبه کنن و ماکسیما بخرن و آتیشش بزنن ( سریال سه سال پیش رمضان میگم" کمکم کن ") و یا فتل آقا تو زیر زمین پارسالی بشن که  میلیارد تومن مردم رو واسه راحتی روح و روان بده  آسایگاه و  یتیم خونه

 عزیزکم تازه شانس بیاری گیر آدمای چشم برزخی !؟! آخرین گناه نیفتی  که تا جم بخوری نفست رو بو بکشی که الحمداالله  در قاموس صدا و سیما این چشم برزخی یا مال دختر بازهاست که  چشم رو عمل می کنن!!ور میدارن میدنشون این و اون! یا مال همین الیاس خوشگل مامانی هستش .

دست کمال تبریزی و ده نمکی و ضرغامی درد نکنه ......

گوشه ایی ازتقذ پارسال سوره بر آخزین گناه

آخرین گناه" ادامه جریانی از سریال سازی است که بطور مشخص با " کمکم کن " آغاز و سپس با " او یک فرشته بود" ادامه یافت. این جریان تحت تأثیر گونه‌های سینمایی دلهره و وحشت که با درونمایه‌های دینی مسیحیت ساخته شده اند، علاقه شدیدی به طرح و تصویر مضامینی نظیر روح، شیطان، برزخ و هر مفهوم دینی که ناشناخته تر، مبهم و غیر متعارف است، دارد. و در این راستا ابایی هم در تحریف دین اسلام وجود ندارد. نمونه روشن آن تصویر شیطان در سریال او یک فرشته بود، که تحت تأثیر شیطان قدرتمند مسیحیت ( همچنانکه در فیلم طالع نحس می توان دید) ساخته وپرداخته شده است. آخرین گناه نیزتقلیدی ناشیانه از فیلم هفت دیوید فینچر بشمار می آید، اما همان رویکرد غیر متعارف و باطن گرای این جریان باعث گردید تا توجه و تمرکز اصلی خود را بر آثار باطنی و یا برزخی گناه قرار دهد. اما ای کاش مسأله به همین جا ختم می شد، و این سریال داعیه‌های بزرگتری نمی داشت. تمام گناهان این سریال نظیر خیانت در امانت، حسد، شهوت، رباخواری و ... در مقابل یک گناه بزرگ تری رنگ می بازند و بی تردید هدف اصلی این سریال محکومیت همین گناه است. این گناه را می توان اینگونه تعریف کرد: اجرای خودسرانه عدالت با قضاوت براساس باطن افراد اما می توان قید قضاوت بر اساس باطن افراد را بااطمینان خاطر حذف کرد، چرا که در غیر این صورت ارتکاب چنین گناهی منحصر می شود به فرهاد مودتی که دارای چشم برزخی است. هرچند که عملاً چنین گناهی در سریال اتفاق نمی افتد، اما اراده چنین گناهی چنان تبعات غیر برزخی دارد که بر همه آثار برزخی دیگرگناهان می چربد. آیا این سریال می خواهد بگوید در شرایطی که فساد همه جا را فرا گرفته است( گفته فرهاد مودت) ما نیازمند یک همزیستی مسالمت آمیز با گناهکاران هستیم؟ به عبارت دیگرآیا ثمره سریالی که ما را از گناه می ترساند این خواهد بود که نسبت به گناه بی تفاوت باشیم؟ اما اگر گمان شود که این سریال گرایش‌های عدالت خواهانه را مورد طعن قرار داده است، کاملاً اشتباه است، چرا که اساساً مقابله با بی عدالتی در آخرین گناه آنچنان معنای عام و مغشوشی دارد که قتل یک انسان حسود را نیز شامل می گردد. از آنجا که این جریان سریال سازی به دلایلی نامعلوم همواره موردعنایت بوده است، پیشنهادی برای جذاب ترشدن این گونه سریال سازی ارائه می کنم. با توجه به فیلم‌هایی نظیر وکیل مدافع شیطان و یا آخرین وسوسه مسیح، بهتر است قهرمان داستان نتیجه نهایی عمل خود راببیند و در پایان فیلم ناگهان از رؤیا، خواب و یا کما بیرون بیاید. این امر نه تنها بر ترس، دلهره و هیجان فیلم می افزاید، بلکه به خوبی می تواند نقش شیطان را به نمایش بگذارد. حق بدهید مضمون غیر متعارف دیگری به ذهنم خطور نکرد، ارواح و عالم برزخ در سریال کمکم کن بکار گرفته شد، از شیطان در او یک فرشته بود استفاده شد، و آثار برزخی گناهان در آخرین گناه، راستی یک گوش برزخی که صدا و گفتگوی ارواح را می شنود، چطور است؟

 

سیما در اغماء…

شيطان سريال «اغماء» در جامعه امروزی نمود واقعی ندارد

سريال «اغماء» مروج خرافه‌گرايی است

چرا الیاس چرا کنستانتین چرا وکیل مدافع شیطان

 

+ نوشته شده توسط محمد در 86/07/10 و ساعت 23:47 |

 

ابتدا این افاضات رو از یک طلبه فارغ‌التحصيل تهيه‌كنندگي سيما ببینید  و بخوانید  :

حجت‌الاسلام حميد رجايي  با ارزيابي خود از قسمت‌هاي اخير سريال تلويزيوني «اغما» اظهار كرد: اين كه تلويزيون چند سالي است به بحث شيطان و گمراه كردن او مي‌پردازد، رويكرد مناسبي است و نبايد به خاطر ضعف‌هاي كه در اين گونه آثار است، سردي عوامل توليد فيلم را موجب شويم. وي كه از طلاب فارغ‌التحصيل تهيه‌كنندگي سيماست گفت: دوست داريم چنين كارها ادامه يابد، منتها سير غني‌سازي اين كارها مي‌تواند قوي‌تر از اين انجام شود. متاسفانه كارشناساني كه در اين برنامه‌ها استفاده مي‌شوند يا كساني بوده‌اند كه در معارف اسلامي قوي بوده‌اند و در مباحث رسانه توانمندي لازم را نداشتند و يا كساني بوده‌اند كه در قسمت‌هايي از سازمان مسؤوليت داشته‌اند و مدير بوده‌اند، ولي وقت و فرصت كافي براي تمركز دربه عمل آوردن فيلم نامه نداشته‌اند. رجايي با بيان اين كه قبلا فيلم نامه‌ي «اغما» را مطالعه كرده بودم عنوان كرد: قسمت‌هايي از فيلم نامه كه مورد انتقاد بود، خوشبختانه اصلاح شده است و اين كه شيطان بتواند به صورت يك انسان مجسم شود در عين حال كه پديده‌اي پيچيده و نادر است، ولي مي‌تواند داراي توجيه سينمايي باشد. عناصر سينمايي اين اجازه را به ما مي‌دهند كه شيطان را ظاهر نماييم و در آثاري همچون «وكيل مدافع شيطان» و«شب شياطين» كه در اين زمينه ساخته شده است به خاطر قوت و غناي فيلم نامه و توليد، آن زبان مجازي به خوبي نمايان شده‌اند و كار به شكل مناسبي درآمده است. در سريال‌هايي كه ما ساخته‌ايم نيز هم اكنون روند رو به رشدي طي مي‌شود.  

http://delepak.blogfa.com/post-314.aspx

کارشناس عزیز  ابتدا با نگاهی اتقادی عوامل سریال را  مسئول نارسایی و التقاط  موجود در ان سریال می بنیند و سپس در چند خط بعد  با نگاهی  به آثار کلاسیکی چون وكيل مدافع شيطان» و«شب شياطين» از کمپانی  شیطانی هالیود !! اعلام می دارد که ما هم مانند آنها باید  شیطان رو تویر و مجسم کنیم  ،  سلام علیکم جناب حجت الاسلام  و المسلمین  تهیه  کننده  ،  دقیقا کاری که در حوزه سینمای دغاع مقدس روی داد تا جایکه در فیلم بسیار بسیار پرخرج  دوئل که انصافا خوش ساخت بود و با استانداردهای  هالیودی   نمره ایزو 5000000 می گرفت  یک صحنه نماز خوندن اونهم در بک گراند  و در یک نمای دور  هم دیده نشد ؟!  آیا ما باید بسوی چنین روشی برویم  ؟ در فراز دیگری حضرت اتجل می فرمایند ما به یک روند رو به رشد رسیده ایم   درست است بر منکر این حرف لعنت ! در او یک فرشته بود  پارسال طرف از تمامی نمادهای دینی و الهی فرار می کرد  ولی در این سریال اغماء شیطان  با یک پله  ترقی و به روز شده گی (اپ دیت) تونسته خودش رو به مرحله ای برسونه که امام جماعت بشه ! الحق و النصاف دست کارگردان این شاهکار اسراییلی درد نکنه ! مرحبا ! احسنت

و جالب تر این که  جناب شیطان پارسال اسم نداشت مردم اون سریال بهش لقب فرشته دادند  اما امسال نام یکی از پیامبران قوم یهود رو برای این جناب شیطان  از همون ثانیه اول انتخاب کردن

 " الیاس "

و چرا  الیاس ؟ نگاه کنید پزشک متخصص این سریال  به نام پژوهان اسمش با سطح علم ودانشش و طبقه ای که  دراون قرار می گیره همخوانی  زیبای داره  یا به عبارت ساده تر نامی که از سوی نویسنده این اثر برای پزشک  متخصص این سریال انتخاب شده کاملا هدفمند  و بررسی شده داره  به طوریکه  هر باز که آوای پژوهان پژوهان سر داده می شه  بر بار علمی این جناب دکتر افزوده میشه   اما چه چیزی در پس انتخاب نام  الیاس خوابیده است؟

چرا اسم این آقا رو نذاشتید کامبیز  مثل همون خانم بردیا یا دکتر جردن!! یا دکتر ناینی مردم رو مسخره کردید یا خودوتون رو  .  بیشتر آدمهای عوضی  اسمهای  با پیشینه دینی دارن و  آدمهای موفق  اسمهایی با پیشینه  باستانی  ؟ خانم  بردیا  دکتر پژوهان  دکتر جردن   دکتر تاجیک

البته این قست فقط درباره سریال  صهیونیستی اغماء نیست   در سریال میوه  ممنوعه یک شخصیت مشروع بازاری  نماز خون روزه گیر  توسط به ظاهر  خانم هستی و بلکه توسط حضرات به گند کشیده میشه  و  پسر همین آقای  سرمایه دار بازاری که  عوضی در عوضی هستش  بنام جمال  با اون همه پیشینه خلاف کاری میشه ناهی از منکر پدرشون  و تسلی دهنده مادرشون و القصه و الغصه بماند فرار دختر خانم همین جناب فتوحی  و یا  جیم شدن های  مکرر و سوال برانگیز پسر کوچک همین آقا که معلوم نیست میره درس بخونه یا پارتی  با دوست پسراش یا دوست دختراش ........ و چهره بدهکار  کلاه بردار  پدر هستی خانم در هاله ای از تقدس فرو برده می شه و در  پشت پرده غیب انداخته میشه که خدای نکرده کسی به ساحت ایشون اهانت نکنه ......و افسر آگاهی متعهد  جامعه ایران امروز هم یک آدم  مریض  عرق کن نشون میده که آدم چندشش میشه اصلان نگاهش کنه  آدم قحط بود یا اینکه نمی شد همین آقا رو بدون این مریضی نشون داد که دل آدم از هرچی پلیسه بدش نیاید ؟

شاید این انتقام حضرات از نیروی انتظامی  بخاطر  طرح های امنیتی  جمع اوری اوباش  بوده نمی دانم ا...اعلم اما چیزی که مهه  این دوربینهای هیز  و قلم های فاسد  خیلی روی پس زمینه تفکر  ما ها دارن کار می کنند  مطلبی که جناب حمید رجایی از حق نگذریم  در نقدی که بر سریال صهیونیستی اغماء داشت اینگونه  بیان میکنه : 

نگراني اين جاست كه يك پسماند معنايي در ذهن مخاطب به وجود مي‌آيد كه در اختيار خودش نيز نيست. يعني مثلا بعد از 6 ماه از تماشاي سريال، ناخواسته در ذهن مخاطب اين مطلب نقش مي‌بندد كه شيطان فقط به دنبال آدم‌هاي خوب مي‌رود و ممكن است ضمير ناخودآگاه انسان چنين پندارد كه چون من قبلا گناهاني داشته‌ام پس ديگر شيطان بطور جدي ومتمركز سراغم نخواهد آمدوي عنوان كرد: نويسندگان سريال‌ها گاهي اوقات به پسماندهاي ذهني مخاطب توجه نمي‌كنند و تفاوت عمده‌اي هم كه در آثار هاليوود و آثار ماست، عدم توجه به همين پسماندهاست. مثلا در آثار خارجي گاهي يك اثر سينمايي در مورد يك داستان عشقي چنان مطرح مي‌شود كه مخاطب اصلا متوجه نيست كه اين اثر مي‌خواهد آزادي جنسي را در پسماند ذهني او القا كندوي تصريح كرد: صاحبان سينمايي هاليوود هم متوجه اين پسماندها هستند و هم آن را مديريت مي‌كنند ولي ما در اين زمينه ضعف داريم.

سوال اصلی صدا و سیما جمهوری ایران سعی  در ایجاد کدامین پسماندهای ذهنی دارد ؟

البته از صدا و سیمایی که فیلم کنستانتین  رو نشون می دهه  نباید هیچ انتظاری رو به تمام معنا داشت  به این بخش از سخنان دکتر حسن عباسی ممنوعع التصویر در صداو سیمای حکومت اسلامی نگاه کنید :

يكشنبه، 11 شهريور، 1386 ،  وبلاگ آزادی بیان

تقابل انسان محوری ليبراليسم با مكتب خدامحور اسلام

رئيس مركز برسي هاي دكترينال امنيت بدون مرز در همايش "اسلام، صهيونيسم، آخرالزمان" كه توسط كانون فرهنگي امام رضا(ع) ترتيب داده شده بود، به تشريح برخي مسائل مرتبط با آخرالزمان پرداخت.
به گزارش رجانيوز، حسن عباسي با اشاره به فيلم نارنيا از آخرين محصولات سينماي هاليوود و سينماي شيطان پرستي كه هفته گذشته (
ايام نيمه شعبان) از شبكه 3 سيما پخش شد، گفت: داستان فيلم در واقع انتظار شيطان آخر از شياطين اربعه غرب است. "لوسيفر: لوسي" كه در نهايت قرار است ظهور كند و نظم جهاني را برقرار نمايد.
اين پژوهشگر خاطرنشان كرد: غرب در رويكرد جديد به دنبال سلسله جريانات شيطان پرستي و جن پرستي است. فيلم هاي هري پاتر، نارنيا، كنستانتين و... نيز كه متأسفانه از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش مي شوند، در اين زمينه القائات صريحي دارند.
وي با اشاره به تجمع 500 نفر از كشيشان كليساي كاتوليك در شهر مكزيكوسيتي جهت بررسي رشد شيطان گرايي افزود: اين افراد همگي پديده هري پاتريسم را ريشه اصلي تمام اين جريانات دانستند. با اين حال كتاب هاي و فيلم هاي هري پاتر، جزء پرفروشترين محصولات در سطح كشور ما مي باشد.
عباسي با انتقاد شديد از صدا و سيما اظهار داشت: در اين رسانه گاه، آگاهانه يا ناآگاهانه به جرياناتي كه كمپاني هاي صهيونيزم به دنبال آن هستند دامن زده مي شود. در فيلم كنستانتين چهره اي كريه از فرشتگان مقرب الهي (شخصيت گابريل: جبرائيل) به نمايش گذاشته شده است و در مقابل چهره اي زيبا از آخرين شيطان (لوسيفر) نمايش داده مي شود.

،  وبلاگ آزادی بیان     http://www.tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/

سوال : آیا دکتر عباسی چهره ملیح و دوست داشتنی الیاس رو در سریال صهیونیستی اغماء دیده بود؟ و آیا این حرف رو دقیقا  15 روز قبل از اکران  اغما ء از صدا و سیما  زده بودن یا 15 رو بعد از پخش اولین قسمت ؟  از نیمه شعبان تا نیمه رمضان  1386  خیلی  راه نیست ؟ هر چه بگندد  نمکش می زنند ، وای ز روی که بگندد نمک !!

 به قول معروف   به کجا چنین شتابان

............

و متن پست قبلی !

در صدا و سیمای  ایران چه خبر است ؟

اگر صدا و سیمای  ایران  فیلم سکس پخش کند و ترانه های متالک رو پخش کنند بهتر از اینه که شب های ماه رمضان  شاهد پخش اسراییلیات باشیم . حداقل اونها تهاجم فرهنگی سخت محسوب میشند  و امثال این سریال اغما  تهاجم فرهنگی نرم ...

پنجاه سال  رژیم پهلوی با اشاعه مستقیم بی بندو باری نتونست هیچ غلطی بکنه  اما  طی دو سال گذشته  حضرات صدا و سیما در سریالهای او یک فرشته است و اغماء دست به کار بزرگی زده اند و نوعی تبلیغ  شیطان پرستی مدرن رو با مزه روزه ایی ترویج داده اند و البته با سس  داستانهای عشقی .........

بگذریم که جناب شیطان در سریال اغماء آپ دیت  شده  و بار رنگ و ریوی عارف منشانه سر و گله اش پیدا شده  ولی  متاسفانه صد هزار رحمت به سریال سال پیش که طرف  ( فرشته ) از هر چی  که بو و رنگ خدا داشت فراری بود ولی این یکی    کاملا   منطبق  بر وازین اسلامی  حال می دهه ! یاد سریال  ترمیناتور(نابودگر) افتادم که سری اولش  رباطه  آدم آهنی بود به تمام معنا ولیث تو قسمت دوم  رباط  به یک موجودساخته شده  از فلز و آلیاژ مایع   تبدیل شده بود و به فراخور این تغییر ماهیت سطح توانایهاش خیلی بالاتر بود ..........

هرچند که این شیطان فرا مدرن برای ارتباطات دور از  موبال اپراتور اول یا تالیا و ایرانسل  استفاده نمی کنه (سطح آنتن دهی گفتگو با دکتر پزوهان رو که دیدید ) ولی  صدا و سیما خوب  گنجشک  رنگ کرده به مردم می فروشه !!

تبریک عرض می کنیم به  صدا و سیما  و ایضا کارشناسان بی سواد مذهبی اون  ناکجا آباد

 

+ نوشته شده توسط محمد در 86/07/07 و ساعت 1:3 |

 

اگر صدا و سیمای  ایران  فیلم سکس پخش کند و ترانه های متالیک روموقع افطار به خورد مردم بده بهتر از اینه که شب های ماه رمضان  شاهد پخش اسراییلیات باشیم . حداقل اونها تهاجم فرهنگی سخت محسوب میشند  و امثال این سریال اغما  تهاجم فرهنگی نرم ...

پنجاه سال  رژیم پهلوی با اشاعه مستقیم بی بندو باری نتونست هیچ غلطی بکنه  اما  طی دو سال گذشته  حضرات صدا و سیما در سریالهای او یک فرشته است و اغماء دست به کار بزرگی زده اند و نوعی تبلیغ  شیطان پرستی مدرن رو با مزه روزه ایی ترویج داده اند و البته با سس  داستانهای عشقی .........

بگذریم که جناب شیطان در سریال اغماء آپ دیت  شده  و بار رنگ و ریوی عارف منشانه سر و گله اش پیدا شده  ولی  متاسفانه صد هزار رحمت به سریال سال پیش که طرف  ( فرشته ) از هر چی  که بو و رنگ خدا داشت فراری بود ولی این یکی    کاملا   منطبق  بر وازین اسلامی  حال می دهه ! یاد سریال  ترمیناتور(نابودگر) افتادم که سری اولش  رباطه  آدم آهنی بود به تمام معنا ولیث تو قسمت دوم  رباط  به یک موجودساخته شده  از فلز و آلیاژ مایع   تبدیل شده بود و به فراخور این تغییر ماهیت سطح توانایهاش خیلی بالاتر بود ..........

هرچند که این شیطان فرا مدرن برای ارتباطات دور از  موبال اپراتور اول یا تالیا و ایرانسل  استفاده نمی کنه (سطح آنتن دهی گفتگو با دکتر پزوهان رو که دیدید ) ولی  صدا و سیما خوب  گنجشک  رنگ کرده به مردم می فروشه !!

تبریک عرض می کنیم به  صدا و سیما  و ایضا کارشناسان بی سواد مذهبی اون  ناکجا آباد

+ نوشته شده توسط محمد در 86/07/05 و ساعت 23:4 |