تبليغاتX
پرواز تا بیکران

سربازگیری جنگ جدید بر علیه خدا

 شیطان پرستی از منظر ادبیات غربی (4)

به دلیل مهمی این پست جدید رو علی رغم  تصمیمم در به روز نکردن وبلاگ اینجا قرار دادم  و آنهم خبری بدین قرار بود :  

 نیکول کیدمن و دنیل کریج امشب در نمایش جهانی فیلم قطب نمای طلایی حضور خواهند داشت.

این فیلم 90 میلیون یوروئی بر پایه داستان اول فیلیپ پولمن از سه گانه نیروی اهریمنی اش با نام "قطب نمای طلایی" در اروپا و "سپیده های شمالی" در آمریکا است.
همچنین از "نیوکامر داکوتا ریچاردز" 13 ساله که با سعی و تلاش اش از میان 10000 دختر مدرسه ای دیگر به عنوان نقش اول داستان یعنی لایرا بلاکوئا انتخاب شده هم امشب در این برنامه که واقع در سالن سرپوشیده لیسستر میباشد تقدیر به عمل خواهد آمد.
کیدمن در نقش خانم کولتر شرور و کریج در نقش لرد ازریل ماجراجو در این فیلم بازی میکنند که توسط
کمپانی فیلم سازی نیولاین سینما در استودیوی پشتی ارباب حلقه ها تهیه شده است.

قبلاً این فیلم به دلیل مشکلات مذهبی کتاب زیر فشار بود خصوصاً از سمت کلیسای کاتولیک رومی ها،میگفتند که نویسنده یک حرکت مذهبی از پیش تعیین شده را در کتاب پیاده کرده است.اما گروه کاتولیک آمریکایی هنوز با اصرار از والدین میخواهند تا برای کودکانشان در دیدن فیلمهای اینگونه سخت گیری به خرج ندهند.

این فیلم در انگلستان در تاریخ 5 دسامبر (14 آذر 86) اکران میشود که به دلیل شلوغی احتمالی زیاد قرار است باجه های بلیت فروشی جدایی بیشتری اختصاص دهند.
کریس ویتز(کارگردان) بهترین انتخاب برای فیلم "درباره یک پسر" بود.اما او واقعاً این کار را ول کرد، اما زمانی که آناند تاکر پروژه را رها کرد او دوباره بازگشت.
سه گانه نیروی اهریمنی اش فیلیپ پولمن با یک فروش بسیار عالی، دور دنیایی برای جوانان و بزرگسالان شد و هم اکنون قصد دارد تا در تئاترهای بین المللی دنیا شرکت کند.
نیروی اهریمنی اش در سال 2001 جایزه وایت برید را برای کتاب دوربین کهربایی دریافت کرد، و برای پایان مجموعه نیروی اهریمنی اش هم مدال کارنگی فانتزی کودکان را در سال 1995 دریافت کرد.


منبع : تایمز آنلاین

 

بگذریم از نگاه دو نوع کلیسا !؟ رومی وآمریکایی  ، آنچه مهم هست متن این داستان هستش که بنده تا سه قسمت چیزی حدود 1200 صفحه می شد رو از اینترنت دانلود کردم و البته نمی دانم این کتاب توسط وزارت ارشاد همانند کتابهای هری پاتر ، داران شان ، آرتیموس فارول ..... چاپ شده یا نه  که درباره اون هم تحقیق خواهم کرد .

داستان  درباره  یک دختر نامشروع است ( حاصل عشق یک مرد به یک زن شوهردار !که توسط او نیز کشته خواهد شد ...بگم این قضیه چنان در داستان توجیه شده است که آدم  نمی تواند جلوی ناراحتی اش را بگیرد تا جایی که  لایرا (دخترک نامشروع و قهرمان داستان ) به نحوه کشته شدن شوهر اصلی مادرش توسط پدر فاسقش  یه جنبه پهلوانانه می دهد و...) .

لایرا  در شبی درگیر  ماجرای جنگ بین دو گروه قرار می گیرد  گروه اول کسانی هستند که با باز کردن دریچه های جهان های موازی !  نیروی عظیمی را جهت حمله به ابر نیرو!؟(خدا) تدارک می بینند که در راس این گروه پدر لایرا یعنی لرد عزرییل! قرار دارد اسم عزرییل چیز بسیار مشابهی با همان عزراییل خودمان دارد که به نوعی همان کارکرد فرشته مرگ  را تداعی می کند که این بار بر ضد نیروی برتر  وارد صحنه شده است

  در این داستان چنان کلیسا به لجن کشیده می شود که حد و مرزی برای آن متصور نمی شود  انسانهایی مسخ شده در راه هدف نیروی برتر (خدا) که از انجام هر عمل فجیعی حتی بر روی کودکان فرو گذار نیستند  و از طرفی دیگر نیروهای ضد خدا که مجموعه ای از فرشته های عاصی ، جادوگران و انسانهای ناراضی دنیاهای مختلف هستند بسیار بسیار  مهربان فداکار و در کل کار درست به تصویر کشیده می شوند  و حتی خرس  وحشی داستان  در مقایسه با نیروه های کلیسا بسیار بسیار متمدن می نماید تا جایی که در داستان اول لایرا را اوست که از چنگال کلیسا نجات می بخشد.

 در ادامه داستان  خوانننده می فهمد که جنگ بر ضد ابر نیرو یک بار دیگر صورت گرفته است که بعلت فقدان سلاح مناسب به شکست انجامیده و ابر نیرو توانسته قدرت استیلای خویش را بر گیتی مجددا استوار سازد  ولی این بار  ضد ابر نیروها  که در راس آن لرد عزییل قرار دارند  دو راز را می دانند که در جنگ قبلی از آن خبری نداشتند  اول اینکه چه سلاحی می تواند ابر نیرو را بکشد و دوم اینکه  انسانی که در صورت شکست شان زمین را بازسازی می کند برای ابر نیرو کیست ؟ یعنی معادل (حوا)  این بار کیست ؟  سلاح  یک خنجر بیست سانتی متری بنام خنجر ظریف است که در دست حامل آن یعنی دوست پسر  لایرا ویل پری است و حوا هم کسی جز لایرا نمی باشد  ........

عناصر خوب  داستان

لرد عزییل یک  دانشمند  علوم  طبیعی نظیر فیزیک زمین  و ....است که بر اثر فشار کلیسا  روی فعالیتهای علمی اش یکباره عاصی شده و  بر ضد کلیسا و ابر نیرو می شورد.

 

مادر لایرا یعنی خانم کولتز شخص بسیار حریصی  است که کلیسا را به تسخیر خود در آورده و از آن در جهت منافع خویش استفاده می کند و در ضمن با لرد عزرییل دشمن است ؟ و اما در آخر می بینیم که نه! ایشان رفیق کاروانند و شریک دزد و او پرده راز حوا بود دختر نامشروعش لایرا بر می دارد

 

لایرا دختر نامشروع که می خواهد نقش مادر آینده زمین را بر عهده بگیرد .( تقدس زدایی تا بدین حد ؟)

 

 ویل پری حامل خنجر ظریف  که می خواهد آن را به لرد عزرییل بدهد پسر یک افسر نیروی دریایی آمریکا!! (کلاس  گذاشتن آمریکایی های رو باید ببینید توی این داستان) که دریچه ایی را کشف می نماید و پس از وارد شدن به دنیای جدید به علت قدرت و علمی که دارد به عنوان شمن ( جادوگر  اصلی قبیله ) برگزیده می شود و تمام و کمال به لرد عزرییل کمک  می کند و پسر را تشویق می کند به رساندن خنجر به لرد عزرییل

 

پرفسور  مری مالون   یک راهبه که ترک دیر و کلیسا نموده و الان به خدمت نیروهای ضد ابر نیرو درآمده است..همانطور که شاید حدس بزنید ایشان نیز هم خیلی خیلی مهربان هستند.وباهوش !

 

یورک وینسون یک خرس قطبی زره پوش که خیلی خیلی از نیروهای کلیسا با شعورتر و دل رحم تر می باشد و البته با یک لشکر خرس زره پوش که می رود در خدمت لرد عزرییل قرار بگیرد

سرافینا لاکاپلا  ملکه جادوگران  که ایشان هم با لشکرهی از خواهران جادوگرانش به خدمت لرد عزرییل  در آمده می شود فردی بسیار شجاع و در ضمن ضد کلیسا چون کلیسا جادوگران را آتش می زند پس باید برود با ابرنیرو  بجنگد استدلال رو نگاه کنید !

 

و لی اسکوربی هوانوردی آمریکایی  که در نبرد با نیروهای مسخ شده کلیسا! یعنی تاتارهای بی هویت  کشته می شود و می تواند پدر ویل پری را نجات دهد!

 

نیروهای شر داستان که در خدمت ابر نیرو هستند ؟!

قوم تارتار  با جمجمه هایی سوراخ شده ( علت سوراخ بودن جمجه هایشان اینست که می خواهند بوسیفله ذرات بنیادی با خدا بیشتر در ارتباط باشند ؟!)

اشباح بدجنس که  آلت دست خانم کولتز هستند  و در دنیای میانی دست به تسخیر روح بزرگسالان می نمایند  ( خانم کولتز یک مامور دوجانبه هستش یعنی هم با کلیسا است هم با لرد عزرییل  و در آخر سر تمام و کمال به او می پیوندد .اام اشباح  نیروهای ابر نیرو هستند ؟!)

گارد سلطنتی روسیه  ! (  سه نفر نیروی امریکایی در  طرف نیروهای ضد ابر نیرو حضور دارند )

 

و......

 

و اخر سر بچه ایی که در تنهایی اتاق یا پای انترنت می نشیند درس قیام بر ضد ابر نیرو را یاد می گیرد ! احتمالا فیلم این کتاب تا به حال به بازار ما آمده است فقط از خدا می خواهم این فیلم را بعنوان فیلم کودکان در صداو سیما پخش نکنند دیگر .

 

هرچند عملکرد وحشیانه کلیسا در قرون وسطی بر کسی پوشیده نیست ولی نباید آن اعمال را به خداوند نسبت داد .

متاسفانه کاری که این کتاب انجام می دهد دقیقا همین را می خواهدو بطور عجیب و مغلطه ایی عجیب تر جای خدا و شیطان را با هم عوض می کند که همین امر در عنوان  کل مجموعه یعنی "نیروهای اهریمنی اش " متجلی می سازد و از آنجایی که مخاطب این نوع ادبیات هیجان انگیز و تا حدی استفاده از ابزار های جنسیتی قشر کودکان و نوجوانان و جوانان هستند باید  منتظر بازخوردهای آن باشیم که  در نوع ترجمه هدف دار  قسمتهایی با انقلاب خودمان مقایسه می سازد و یا در تمجید بعضی از کارهای  کارکترهای داستان  قلم فرسایی می کند و یا تیکه می اندازد .....

این داستان تا موقعی که فیلم نباشد زیاد نمی تواند ضربه بزند چون عموم مردم جهان کتاب خوان نیستند ولی وقتی نسخه فیلم آن به بازار مصرف رسید دیگر از مخاطبهای میلیارد نفری آن نمی توان چشم پوشی کرد ... چین با یک میلیارد جمعیت کمونیست و دوسه میلیارد بی دیدن و بی مرام غربی  اگر بخواهیم با اغماض نسبت موحدان و شیطان پرستان را بسنجیم به عدد خیلی کمی می رسیم و این وظیفه ما را زیاد می کند که همین جمع محدود خویش را در نسلهای بعدی از دست ندهیم !

به برادران  دینی توصیه می کنم این کتابها را بخوانند و بر آنها نقد بزنند و نگذارند این کتابها به همین راحتی غذای فرهنگی نسل جدیدیمان شود .

و من ا...التوفیق

 متاسفانه  این کتاب تمتم و کمال در ایران چاپ و پخش شده است ....... وافعا متاسفم

 

نيروي اهريمني اش جلد 4 بخش اول

دوربين كهربايي

 
زمينه كتاب:کودک
ناشر: كتاب پنجره
نويسنده: فيليپ پولمن
مترحم:

 

+ نوشته شده توسط محمد در 86/09/20 و ساعت 23:31 |
 

هنگامى كه «دعبل خزاعى» اشعار خود را در محضر امام هشتم(ع) خواند، چون از بقية اللَّه و قيام شكوه‏مند آن حضرت ياد كرد، امام رضا(ع) از جاى برخاست و دست مباركش را بر سر نهاد و در برابر نام حضرت ولى عصر(عج) تواضع نمود و براى فرجش دعا كرد.(1) از امام صادق(ع) سؤال شد كه چرا به هنگام شنيدن نام «قائم» لازم است برخيزيم؟ فرمود:

براى آن حضرت غيبت طولانى است و اين لقب ياد آور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست. و لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتى كه به دوستانش دارد، به هر كسى كه حضرتش را با اين لقب ياد كند، نگاه محبت‏آميز مى‏كند. از تجليل و تعظيم آن حضرت است كه هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى كه مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخيزد، پس بايد برخيزد و تعجيل در امر فرج مولايش را از خداوند منان مسئلت بنمايد.(2)


1. التسترى، قاموس الرجال، ح 4، ص 290.
2. منتخب الاثر، ص 506

.....

و این هم آخرین پست این وبلاگ

نپرسید چرا  ، 

وسلام و علیکم و رحمه الله و برکاته

.....

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در 86/09/19 و ساعت 23:43 |

بنام  خدا

امروز که نه 

حدود یک ماه و چند روز هست که رفته ایم سر یک کار !

طبق گفته  مدیر شر کت  در این مدت 50هزار تومان کاسب شده ام ! بد نیست ! در ضمن قراداد هم  بخاطر خیلی چیزها  دو ماه است و کار هم خطرناک !

خب تبریک میگم به همه مسئولین نظام  که برای بنده و تعداد 35 جوان دیگر که الان در مرز میانسالی قرار دارند  کار ایجاد کرده اند  دمشان گرم باز طبق گفته همان مقام مسئول  کار هفته آینده تمام می شود ! بد نبود  باور نمی کنید دلم برای این کار خطرناک از همین حالا تنگ شده است  کاش چند هفته دیگه ادامه داشت .......از هیچی بهتر بود یک ماه و چند روز و بعلاوه یک  یا دو هفته آینده ،  از معضلات بیکاری رها شدیم بماند که همان معضلات از  پشت  زمان دو هفته گی برایمان شکلک  در می آورند ...دست همه  خدوم  نظام  رو می بوسم و می لیسم  برای این  مدت کوتاه  و از اینکه برای من . دوسنم که فارغ التحصیل دانشگاهایی معتبر دولتی هستیم  اشتغال آفرینی کردند  ، دمشان گرم آقا زاده هایشان  را از همین راه دور می بوسم  و سلام گرمم را نثارشان می کنم  ... از اینکه درلیست سیاه  بیکارن در این  یک ماه و چند روز و دو هفته دیگر  نبودیم و نیستیم متشکریم  خیلی خیلی متشکریم دم حضرات گرم خدا قوت ! ای ول ! می دانم برای همین تعداد اشتغال آفرینی هم خیلی تلاش کرده اند  چه سمینهار !(همان سمینار است) ا که برگزار نکرده اند ، متشکرم که اطلاع  رسانی کردند برای همین 35 نفر و با بنده 36 نفر  بله در دولت خدمت گزار (خدمت گذار) وقتی یک نفر جور وزیر  ، سخنگو ، حقوق دان شوراو ..... را می کشد از او هم تشکر می کنم که باعث می شود مخاطرات و دردسرهای  این کارها را شخصا به دوش بکشد و دیگران مبتلا به نشوند ....از ایشان هم متشکریم...از آقایانی که موبایل نوکیا را گران کردند هم متشکریم که داغ یک موبایل حاوی سیم کارت  7500تومنی ایرانسل را هم بر دلمان گذاشتند می دانستند که گمراه می شویم  از ایشان هم متشکریم  از وزیر محترم بخاطر کتاب زیبا و دل انگیر گابریل گارسیا مارکز هم  متشکریم و تشکر مخصوص داریم از ایشان  خدا عوضشان بدهد (یا عوضشان بکند)از همه و همه متشکریم از استکبار جهانی هم خیلی متشکرم  صداقت استکبار جهانی خیلی خوب است باید دو واحد پاس کنیم آنجا حداقل مردند در مرامشان نه اینکه ما مرد نباشیم در مرام مان حال الیاس هم خوب است  امروز  سر کار پسر کوچکی  گفت  الیاس چطوری ؟ به او هم خسته نباشید می گویم و احسنت  فردا یادم باشد ریشهایم را که بلند شده است در ایم یک ماه و چند روز  را  بزنم  و بروم مفت کاری

از  بچه که یاد اوری کرد اصلاحات ! نکرده ام

متشکرم و به او که خیلی خوب جلوی تلوزیون درسهایش را می خواندو همچنین نمازش را  تبریک می گویم و احسنت می گویم و صد احسنت البته  به مدیر شرکت خصوصی که یک ماه و چند روز است آنجا برده داری باز کرده و قرار است 15 روز دیگر  هم ادامه یابد کارش به او هم تبریک می گویم و به همه کسانی که خصوصی سازی می کنن  خسته نباشید می گویم

  اقتصاد باید بازار آزاد باشد  و برده داری در اشکال جدید کاملا نهادینه ...

دست مدیریت محترم خصوصی سازی را از همین جا برای چندمین بار  می فشارم و می بوسم و می لیسم ..تشکر می کنم  که مثل سگ و خر کار می کشند از 35+1 نفر  و همه از هم  به احنا مختلف و به طرق  مختلف که راه است به سوی خدا از همه تشکر می کنند  اگر بهمان نمی گفتند بی عرضه ول می کردیم همین کار را نیز هم ! از عرضه خودم که قوز بالا قوز شده در این وانفسا متشکرم

اینجا اعلام می کنم و امضاء می کنم و با ده انگشت دست و ده انگشت پا  اثر می گذارم که بشود اثر انگشت که ضمن اینکه از  حقوق هسته ایی دفاع می نماییم و از ایشان نیز متشکریم  اعلام می دارم جمهوری اسلامی ایران نسبت به بنده حقیر هیچ  تعهدی ندارد و تمام کمال در  جهت اعتلای دینی و عقیدتی و معیشتی  انجام کار نموده و من دست همه  آقایان و آقازاده گان و آقازاده گان آقازادگان  را به گرمی  می فشارم  و می بوسم  و می لیسم  و چشمانم را  زیر  پای از دستشویی در آمده ایشان  قرار  می دهم  فقط وفقط یک در خواست می کنم  از بنده سلب حیاط بصورت کامل  شود   که زیر  تیغ حضرات دوستان به دیار باقی (باغی ) رفتن بهتر است از  این همه بی عدالتی دیدن تحت نام عدالت!

من هاشمی خاتمی و احمدی را  دوست دارم

من جرج دبلیو سی را دوست دارم

من هوگو چاوز را دوست دارم

من  شنبه کرزای را با هنگام و بی هنگام دوست دارم

من جامعه مدنی ا دوست دارم

من حامعه مهدوی را دوست دارم

من جامعه کمون را دوست دارم

من عدالت  اسلامی را دوست دارم

من عدالت با طعم سوسیالیستی چاوزیش را دوست دارم

من  عدالت  اقتصاد آزادی با طعم موشکهای کروز را دوست دارم

من برده داری نوین را دوست دارم

من برده داری نا نوین را دوست دارم

من خدا را دوست دارم

من الیاس  را در هر لباسی دوست دارم

و من می میرم برای حیایی بابان و خانم اصغری   شبکه اول و آقای حیدری شبکه دوم و بماند همه شبکه خبر  که با این حرفها من  را

می خرند!

نمی دانم صدای من شنیده تر می شود  یا صدای آن جوان  ونزولایی که اگر املایش درست باشد !

انچه هویداست در بیرون مرزها  صدا بهتر آنتن می دهد حالا به زبان  بوسنیایی باشد یا اسپانیایی و یا عربی و افغانی  و این روزها عربی با لهجه عراقی و لبنانی

شاید ریس جمهور برایم دوچرخه بفرستد اما نگاه نا امیدانه نگاه ملتمسانه و گاهی نگاه شیطنت بارانه  همسن و سالهای پس کوچه پشت بازارچه را چه کنم  نمی دانم کلمبیا  یعنی چه ؟ نمی دانم پادمان هسته ایی یعنی چه ؟ نمی دانم آزادی بیان یعنی چه ؟ نمی دانم مدرک کارشناسی با معدل عالی یعنی چه ؟ (خاک عالم توسرت پاره ش کن اون بی مصرف رو ) نمی دنم  دانشجوهای پولکی یعنی چه ؟ نمی دانم صد شغله بودن یعنی چه ؟ نمی دانم  فواد سینیوره با سید حسن یعنی چه ؟ نمی دانم  ملک عبدالله با ان شکم گنده یعنی چه ؟ نمی دانم حمله انتهاری یعنی چه ؟ نمی دانم حمله شهادت طلبانه یعنی چه ؟

می دانم پارتی بازی یعنی چه ! می دانم پسر کله گنده یعنی چه !می دانم دنیا به کام بودن یعنی چه ! می دانم  سارا انار دارد یا ندار یعنی چه ؟ می دانم کباب به نرخ روز خوردن یعنی چه

بماند که رفتن آنکه دوستش داری یعنی چه !

و این آخر سری دارم می فهمم که  دین دار بودن و بی دین شدن یعنی چه .........

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در 86/09/07 و ساعت 0:4 |