تبليغاتX
پرواز تا بیکران


مازيار بيژنی
کتاب هولوکاست(HOLOCAUSTBOOK)

مازیار بیژنی رو که خوانندگان کیهان بخصوص می شناسند کاریکاتوریست این رو زنامه رو میگم این دو لینک بالا  وبلاگ جناب بیژنی هستند لطفا سر بزنید و ببینید این بنده خوب خدا چه هنری داره

اما در ادامه  لینکهای  زیر رو ببینید خالی از لطف نیستند

پایگاه خبری تحلیلی قلم پرس 

شیعه آنلاین
روزگار
شیعیان

انشاءالله از این پست به بعد سعی می کنم وبلاگها و سایتهای که سر می زنم رو توی یک پست ویژه مثل همین پست بیارم

+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/26 و ساعت 22:53 |

1 -زماني که گورباچف به نمايندگي از حزب کمونيسم اتحاد جماهير شوروي، رهبري يک ابرقدرت را در دست گرفت، هيچ گاه گمان نمي برد، اين قدرت بلا منازع شرق عالم، در گرداب فروپاشي و تجزيه فرو رود. آيا گورباچف علت العلل اين فروپاشي بود يا «گاه» اين فروپاشي هولناک فرا آمده بود؟ باراک حسين اوباما، دو رگه اي که در روستاي کوگلوي کنيا از پدري کنيايي الاصل و مادري آمريکايي متولد شد و به نمايندگي از حزب دموکرات ايالات متحده امريکا، رهبري ابرقدرتي را در غرب عالم به دست گرفته است، آيا به سرنوشتي چون گورباچف دچار خواهد شد و آيا «گاه» و موعد فروپاشي ايالات متحده امريکا نيز فرا آمده است؟

2- فرانسيس فوکوياما که در دهه پاياني قرن 20 با طرح و دفاع سرسختانه از نظريه پايان تاريخ و اين که فرجام تاريخي عالم را گريزي نيست جز آنکه هژموني ليبرال سرمايه داري امريکايي را پذيرا باشد، اکنون به عقب نشيني هاي تئوريک از نظريه اش همت گمارده است و ديگر پايان تاريخ را مدينه فاضله امريکايي معرفي نمي کند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/26 و ساعت 22:33 |

 ببينيد! غرب‌ در ذات‌ تكنولوژيكي‌ خودش‌ تفوق‌ طلب‌ است‌. يعني‌ ما بحثي‌ داريم‌ در فلسفه‌ علم‌ كه‌ علم‌ وقتي‌ مجتمع‌ شد في‌حد نفسه‌ قدرت‌ را به‌دنبال‌ مي‌آورد. برگرديم‌ به‌همان‌ كلامي‌ كه‌ «فرانسيس‌ بيكن‌» در ابتداي‌ رنسانس‌ گفته‌ كه‌ «هدف‌ نهايي‌ علم‌ قدرت‌ است‌». در چنين‌ فضايي‌ غرب‌ براي‌ اعمال‌ اين‌ قدرت‌ و كسب‌ مطامع‌ بيشتر از تصوير دارد بهترين‌ استفاده‌ را مي‌كند. هاليوود به‌عنوان‌ مركز فيلمسازي‌ آمريكا، كه‌ در سال‌ 700 فيلم‌ توليد مي‌كند و سالانه‌ 15، 16 ميليارد دلار سود خالص‌ دارد و نزديك‌ به‌ 78% سينماها و تلويزيونهاي‌ جهان‌ از آن‌ تغذيه‌ مي‌شوند. شما كلمات‌ را كه‌ كنار هم‌ قرار بدهيد به‌صورت‌ بسيار وسيعي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ ما با چه‌ قدرت‌ و تأثير و برنامه‌ريزي‌ عظيمي‌ از آن‌ طرف‌ روبه‌رو هستيم‌. واقعيت‌ مسأله‌ اين‌ است‌ كه‌ غرب‌ به‌ اهميت‌، قدرت‌ و تاكتيك‌ تصوير پي‌ برده‌ است‌ و از آن‌ در قالب‌ سينما دارد استفاده‌ مي‌كند. ما در غرب‌ فيلم‌ خنثي‌ نداريم‌، يعني‌ از اين‌ 600، 700 فيلمي‌ كه‌ در سال‌ توليد مي‌كند 30، 40 فيلم‌ است‌ كه‌ در سطح‌ جهان‌ مطرح‌ مي‌شوند، البته‌ آنها را هم‌ خودشان‌ مطرح‌ مي‌كنند با اسكارهايي‌ كه‌ مي‌دهند و بعضاً هم‌ به‌دليل‌ جذابيتهاي‌ عامه‌اي‌ كه‌ دارند در سطح‌ جهان‌ مطرح‌ مي‌شوند و واقعاً فرهنگسازي‌ مي‌كنند. مانند جرياني‌ كه‌ «تايتانيك‌» با دو ميليارد بيننده‌ در سطح‌ جهان‌ ايجاد كرد. اين‌ نكات‌ را به‌صورت‌ پراكنده‌ دارم‌ عرض‌ مي‌كنم‌ چون‌ درهر بُعدش‌ يك‌ معناي‌ عظيمي‌ وجود دارد، مي‌خواهم‌ با اين‌ دلايل‌ نشان‌ بدهم‌ كه‌ غرب‌ به‌قدرت‌ عظيم‌ سينما پي‌ برده‌ است‌. به‌همين‌ دليل‌ الان‌ مهمترين‌ كاري‌ كه‌ مي‌كند اين‌ است‌ كه‌ مباني‌ نظري‌ خودش‌ را كه‌ محصول‌ ايده‌ها و اهدافش‌ است‌ به‌ زبان‌ تصوير ترجمه‌ مي‌كند. يعني‌ من‌ بزرگترين‌ ويژگي‌ غرب‌ را ترجمة‌ معنا به‌ تصوير مي‌دانم‌. چون‌ روانشناسي‌ مدرن‌ بيانگر اين‌ است‌ كه‌ تأثيري‌ كه‌ تصوير دارد هيچ‌ كلامي‌ ندارد و بحثي‌ در روانشناسي‌ داريم‌ كه‌ هر تصوير معادل‌ هزار كلمه‌ است‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/23 و ساعت 23:4 |
:چهل و سه دلیل علي عليه السلام برای حقانیت خود ایراد کرد. امام ششم علیه السلام از گفته پدرش از جدش فرمود چون ابوبکر به خلافت دست پيدا کرد و مردم با او بخلافت بیعت کردند و از علی بن ابی طالب دست برداشتند ابی بکر همیشه در برابر علی خوشروئی برخوردی از خود نشان میداد ولی از آن حضرت گرفتگی و دلتنگی میدید این موضوع بر ابوبکر ناگوار بود دلش میخواست بطور خصوصی آنحضرت را دیدار کند و رأی او را در این موضوع بفهمد و از اینکه مردم دور او را گرفتند و کار خلافت را بگردن او انداختند؛ و از عملکرد خود با آن حضرت عذر خواهی کند. عرض کرد یا اباالحسن بخدا من در کار خلافت توطئه ای و رغبتی نداشتم و بر آن حرصی ندارم و به خود اعتماد ندارم که رفع نیاز امت را بنمایم و از نظر ثروت و عشیره هم پشتیبانی ندارم و نخواستم آن را از دست کسی گرفته باشم شما چرا از من دلتنگید و از پیشوایی من بد بینید و بچشم بد و خسته بمن نگاه میکنی؟امیر المومنین: اگر رغبت و حرص بخلافت نداشتی چه چيز تو را به اين کار واداشت که زیر بار خلافت رفتی با اینکه بخودت اطمینان نداشتی که از عهده آن بر می آیی و رفع احتیاجات آن را نمیتوانستی کرد؟

وبلاگ وبلاگ شیعیان


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/22 و ساعت 21:57 |

امشب علی سنتوری رو که خیلی وقت بود رو هارد ریخته بودم و ندیده بودمش رو دیدم ....اما چیز جالبی که باعث شد دیدن علی سنتوری  مزه دیگه ایی بده حضور گلشیفته بود  قبلن نمی دونستم این فیلم رو بازی کرده اما متاسفانه این اثر در کارنامه ایشون خیلی فراتر هستش از دروغها و مراسم افتتاحیه دروغ ها !!

 مصاحبه مطبوعاتی فیلم علی سنتوریگلشیفته با علی سنتوری تمام شد.............

گل شیفته شاید با مراسم افتتاحییه  دروغها به جدول زد  اما علی سنتوری نشون داد که کی هست

:" شما دیگه نگرون نباشید .......اگه این آقا و گروهشون بجنبند........زودتر از این جهنم دره میزنیم میزیم بیرون "

" اینم شد زندگی !؟ دیگه تحمل هیچی رو ندارم از همه چیز حالم به هم میخوره از همه چیز بدم میاد  از  این مملکت خشن  دروغگو بی رحم که همه رو معتاد میکنه......... "

این صحبتهای داریوش مهرجویی است که از زبان هانیه(گلشیفته)علی سنتوری  بیرون میادش....و سخت عجب که همین خانم میره بیرون مرز کشف حجاب میکنه بصورت زننده و تمام  سوابق کاریش رو از بین میبره فقط و فقط بخاطر یک کف زدن خالی

گلشیفته خانم به بهای خیلی خیلی کمی خودتون رو فروختید !

متاسفم برای شما و جناب مهرجویی

فقط بگم زیباتر از شما در هالیود در همان جوانیشان از صحنه بدر شدند شما که حای خودتان را دارید شاید فقط و فقط بخاطر وطن فروشی الان جلوی دوربین میری اما وطن فروش ها زیاد از سوی میزبان تحویل گرفته نمی شند چون کسی که به فرهنگ به وطن و به همه چیز پشت پا زده میتونه به شرایط جدید هم پشت پا بزنه "

.......

داستان رو میشه در قسمت دنباله مطلب که از سایت آفتاب گرفتم بخونید اما اگر فیلمش رو گیر آوردید به حرکات و سکنات گلشیفته خوب نگاه بکنید ............

اصلا توی این فیلم ایشون خیلی راحت و به قول معروف خودمونی با رادان بازی میکنه و این واقعا تاسف بار هستش برای سینما ایران   نمیگم مثلا خشک  مثل آدم آهنی بازی کنند ولی حریم دوتا نامحرم رو حداقل باید رعایت کنند یا نه ببخشید اینقدر بقول خیلی ها خشکه مدهبی به این فیلم برخورد می کنم بهر حال گلشیفته تمام شد (این لینک پایین رو حتما برین ادامه مطلب هم درباره داستان فیلمه کاری به گلشیفته نداره اما بد نیست بخونیدش واسه ژست گرفتن به درد می خوره!)

گلشیفته تمام شد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/22 و ساعت 0:20 |

يكي‌ از مواردي‌ كه‌ اينها به‌ آن‌ پي‌ بردند مسأله‌ «باب‌ بودن‌» بود. يعني‌ آنها متوجه‌ شدند كه‌ ما در اعتقادات‌ اسلامي‌ يك‌ منجي‌ داريم‌ كه‌ زماني‌ ظهور مي‌كند و لذا سعي‌ كردند كه‌ از اين‌ موضوع‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ اهداف‌ سلطه‌جويانه‌ خود استفاده‌ كنند. اينكه‌ شما مي‌بينيد «مستر همفر» در كتاب‌ خاطراتش‌ ذكر مي‌كند كه‌ چطور ما محمدعلي‌ باب‌ را انداختيم‌ در اين‌ فضا و گفتيم‌ تو بابي‌ و امام‌ زماني‌ به‌نحوي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ غرب‌ نسبت‌ به‌ تأثير و اوج‌ حضور اين‌ انديشه‌ در تمدن‌ اسلامي‌ شناخت‌ پيدا كرده‌ است‌، اين‌ را داشته‌ باشيد تا بعد برويم‌ سراغ‌ امام‌ مهدي‌ سوداني‌. آن‌ كسي‌ كه‌ در سودان‌ حدود 100، 120 سال‌ پيش‌ قيام‌ كرد و تحت‌عنوان‌ مهدي‌ درجهان‌ مطرح‌ شد.

 اين‌ باز بُعد دوم‌ بود و كتبي‌ كه‌ صهيونيستها بعد از آن‌ نوشتند كه‌ مشهورترينش‌ «چهارپر» است‌ كه‌ سعي‌ كرده‌ مهدويت‌ را در ذهن‌ جهانيان‌ بشكند. يعني‌ مسأله‌، مسألة‌ دامنه‌داري‌ است‌ و بعد از آن‌ شما بيائيد سراغ‌ مركز شيعه‌شناسي‌ استراسبرگ‌ فرانسه‌ كه‌ البته‌ آنها امام‌ جعفر صادق‌، عليه‌السلام‌، را مبنا قرار داده‌اند، اين‌ مصداقهاي‌ جزئي‌ را دارم‌ عرض‌ مي‌كنم‌ و مي‌خواهم‌ اين‌ نكته‌ را بگويم‌ كه‌ براي‌ غرب‌ شناخت‌ محورهاي‌ اسلام‌ و بويژه‌ شيعه‌ خيلي‌ مطرح‌ است‌. شما مي‌دانيد غربيها از ايران‌ و عراق‌ خيلي‌ ايمن‌ نبودند. كشورهاي‌ عربي‌ را با دست‌نشانده‌ها توانستند تحت‌ سيطره‌ خود دربياورند، امّا اينجا را نه‌.
 در جريان‌ فتوايي‌ كه‌ داده‌ شد و مسلمانها ريختند به‌ سفارت‌ روسيه‌ در ايران‌ همه‌ را به‌ قتل‌ رساندند صرف‌ اينكه‌ به‌ ناموس‌ ايران‌ تجاوز شده‌ بود و پشت‌ سرش‌ ديدند پشت‌ همه‌ اين‌ جريانات‌ يك‌ آخوندي‌ نشسته‌ و دوتا جمله‌ نوشته‌. اهل‌ سنت‌ با چنين‌ فضايي‌ آشنا نبود كه‌ حكم‌ جهاد داده‌ بشود، اينها فهميدند يك‌ قشري‌ در اين‌ وسط‌ وجود دارد كه‌ قدرت‌ بسيار عظيمي‌ دارد، بعد در مسألة‌ تحريم‌ تنباكو هم‌ اين‌ را ديدند. اينها نكات‌ مهمي‌ است‌ كه‌ در نگاه‌ غرب‌ نسبت‌ به‌ شناخت‌ مفاهيم‌ محوري‌ شيعه‌ نقش‌ داشت‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/21 و ساعت 21:48 |
پرفسور حميد مولانا، با استقبال از ارسال پيام تبريك از سوي دكتر محمود احمدي‌نژاد، به باراك اوباما، منتخب مردم آمريكا در انتخابات رياست‌جمهوري اين كشور گفت: بايد توجه داشت كه آقاي احمدي‌نژاد براي منتخب مردم آمريكا نامه ارسال كرده نه براي رييس‌جمهور آمريكا و اين يك مساله مهم است و بايد تفاوت اين دو را براي مردم تبيين كرد تا مردم فكر نكنند رييس‌جمهور ايران براي رييس‌جمهور آمريكا پيام تبريك فرستاده است. مشاور رييس جمهور درباره ارسال پيام از سوي احمدي‌نژاد به اوباما اظهار كرد: انتخاب آقاي اوباما از سوي مردم آمريكا براي سمت رياست‌جمهوري يك رويداد بسيار مهم بوده؛ به ويژه انتخاب چنين فردي كه داراي مشخصات به خصوصي است و در مبارزات انتخاباتي خود از تغيير و تحولات و برنامه‌ريزي براي آينده خبر داده است. وي گفت: پيام تبريك آقاي احمدي‌نژاد فرصتي است براي كسي كه هنوز به صورت رسمي مقام رياست‌جمهوري را احراز نكرده و رييس‌جمهور نيست؛ بلكه منتخب اكثريت مردم آمريكاست و براي اولين بار است كه در يك ربع قرن اخير اكثريت مردم آمريكا به رييس‌جمهور منتخب راي داده‌اند.( بر اساس سيستم انتخاباتي آمريكا) وي با بيان اين كه انتخاب اوباما براي مردم آمريكا يك رويداد بسيار مهم است و آن‌ها اميدوارند وي تغييراتي را كه بيان كرده به سود و نفع مردم آمريكا و جهانيان عملياتي كند، افزود: اقدام آقاي احمدي‌نژاد در اين ارتباط ادامه قدم‌هايي است كه وي در گذشته در ارتباط با مسائل بين‌المللي انجام داده است و شما مي‌دانيد چندي پيش آقاي احمدي‌نژاد نامه‌اي را نيز به آقاي بوش در ارتباط با مسائل بين‌المللي نوشت. مولانا با بيان اين كه پيام تبريك آقاي احمدي‌نژاد به اوباما مثل تبريك روساي ساير دولتها به وي است و در واقع يك خوش‌آمدگويي است، در پاسخ به اين پرسش كه آيا اوباما با توجه به وضعيت آمريكا مي‌تواند تغييراتي را كه از آن خبر داده بود محقق كند، گفت: هيچ كس نمي‌تواند در اين ارتباط نظر بدهد؛ البته همه در داخل آمريكا و دنيا منتظر هستند ببينند آيا آقاي اوباما پس از تشكيل كابينه و دولت خود موفق خواهد شد اين تغييرات، به ويژه تغييرات بنيادي را در بهبود وضعيت داخلي آمريكا و مسائل بين‌المللي انجام بدهد يا نه و البته اين بستگي به اوباما، كابينه‌ي وي، همكاران و برنامه‌ريزي‌هاي آنها دارد. وي با بيان اين كه تغييري در سياست‌هاي ايران نسبت به آمريكا ايجاد نشده است، افزود: از جنبه‌ي ايران چيزي فرق نكرده است و فقط تغيير دولتي در آمريكا ايجاد شده و مواضع ايران همان است كه سال‌ها و ده‌ها سال داشته و اين مواضع را ادامه مي‌دهد. مشاور رييس‌جمهور با تاكيد بر اين كه اقدام احمدي‌نژاد را مثبت دانسته و اين يك ابتكار است،‌ گفت: البته نبايد در مورد اين پيام انتظار بيش از آن چه پيام دارد، و تفسير و تعبير بيش از آن داشت. مولانا درباره اين كه اين اقدام رييس‌جمهور از طرف اوباما مورد استقبال قرار بگيرد، گفت: اين اقدام جنبه تشريفاتي داشته و هميشه وقتي رييس‌جمهوري انتخاب مي‌شود به او تبريك مي‌گويند و آن‌ها خود مي‌دانند كه چگونه به آن جواب دهند. وي هم‌چنين درباره اين كه عده‌اي معتقدند آقاي احمدي‌نژاد بايد صبر مي‌كرد تا آقاي اوباما امور را در دست مي‌گرفت و بعد از چند ماه كه سياست‌هايش مشخص مي‌شد به وي پيام مي‌فرستاد، گفت: وضعيت در آن موقع فرق مي‌كرد؛ چون وقتي وي سر كار آيد رييس‌جمهور محسوب مي‌شود، اما اكنون رييس‌جمهور نيست، بلكه منتخب مردم است و منتخب مردم بودن با رييس جمهور بودن فرق مي‌كند. آقاي رييس‌جمهور هم به وي از جنبه‌ي اين كه مردم آمريكا وي را انتخاب كرده‌اند، تبريك گفت و در واقع به عنوان منتخب مردم نه به عنوان رييس‌جمهور. وي گفت: شايد مردم در ايران فكر مي‌كنند كسي كه از طرف مردم انتخاب مي‌شود فردا رييس‌جمهور محسوب مي‌شود؛ در صورتي كه بايد بدانند اوباما هفتاد روز ديگر رييس‌جمهور مي‌شود و وضعيت در هفتاد روز ديگر با امروز متفاوت است. مشاور رييس‌جمهور بار ديگر با تاكيد بر اين كه اين پيام را بايد در حد خودش تفسير و تعبير كرد، نه كمتر و نه بيشتر ، گفت: شايد خيلي از مردم و حتي نخبگان سياسي اطلاع نداشته باشند كه كسي كه در آمريكا انتخاب شده در حال حاضر منتخب است نه رييس‌جمهور و قدرتي در دست ندارد؛ از اين رو پيام فرستادن براي كسي كه قدرتي در دست ندارد، فرق مي‌كند با كسي كه قدرت را در اختيار دارد. مردم نبايد تصور كنند رييس‌جمهور ايران به رييس‌جمهور آمريكا پيام تبريك فرستاده است. ایسنا

====

این لینک قسمت نظرات وبلاگ است ( یعنی تمامی نظراتی که بزرگ واران در این وبلاگ قرار دادند رو مستقیم می تونید ببینید خالی از لطف نیست )

 

+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/17 و ساعت 22:22 |

 

من معتقد برای نابودی و فروپاشی هر چه بیشتر آمریکا ( فروپاشی اقتصادی حداقل) پیروزی مک کین در انتخابات آمریکا لازم است !

چه مک کین نیروهای آمریکایی رو از عراق و افغانستان بیرون نمیکشه و همین امر بار مالی زیادی رو بر شانه های غول به نفس افتاده اقتصاد آمریکا اضافه میکنه ، شاید این امر باعث باشه سایه تهدید بر سر ایران باقی بمونه اما بهتر از این هستش که اوباما با پیروزی و خارج کردن نیروهای امریکایی از عراق از مرزهای ایران دور شود ولی این نکته رو در نظر بگیرید وقتی اوباما بتونه رکود اقتصادی رو مهار کنه و سربازان آمریکایی بنیه لازم رو برای حمله بدست بیاورند ریاست جمهوری بعد از اوباما دوباره نیروها رو به منطقه گسیل می کنه با شرایط بهتر و همچنین  درسهایی که از قبل گرفتن پس در شرایط حاضر که امکان زمین گیر شدن آمریکا در خود مرزهاش بیشتر هست بهتره شخصی ریاست جمهور بشه که این کار رو با متشنج کردن دنیا و هزینه های نظامی که بر دوش ملت امریکا میگذاره  یکبار برای همیشه صدای امریکا از صحنه دنیا با ندانم کاری هاحذف کنه، هرچند شاید تلاشهای آمریکا برای فرار از موت برای مردم جهان خطرناک باشه اما مردنش باعث آسودگی همه دنیا خواهد شد. ( فکر کنید آـمریکا با چین و روسیه هم وارد منازعه مستقیم بشه در روسیه مثلا در مرزهای گرجستان لهستان او.کراین و با چین در شبه جزیره تایوان ...باور کید دیگه  رمقی برای قلدری این غول سرکش نخواهد موند)

این هم یک تحلیل هستش !

+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/14 و ساعت 22:5 |

در نخستين ساعات سحرگاه شنبه (9 دي 1385)‌، صدام حسين‌، رييس جمهور مخلوع عراق، با آرامش در برابر چوبه دار ايستاده طناب زرد رنگ دار، دور گردنش پيچيده شده و آماده بود تا مطابق حكم دادگاه عراقي، اعدام شود. سه مامور مسوول اجراي حكم اعدام، با ماسك‌هاي سياه و ژاكت‌هاي چرمي، پشت سر او ايستاده بودند. صدام گفت: يا الله‌، و خود را براي ايستادن روي سكوي اجراي حكم آماده نمود، سكويي كه قرار بود براي اجراي حكم از زير پاي وي خارج شده و او را به پايين آويزان كند.

شاهدان اجراي حكم به صورت ناگاهاني فراخوانده شدند و اتاق اجراي حكم، از شعارهاي شيعي لبريز گرديد. اين شعارها توسط مسلمانان شيعه‌اي داده مي‌شدكه به عنوان شاهد براي اجراي حكم اعدام حاضر شده بودند و فرصتي براي فريادهاي بلند خود به دست آورده بودند. مردمي دايما فرياد مي‌زدند مقتدي، مقتدي، مقتدي‌، تا بدين وسيله وفاداري خود را به مقتدي الصدر روحاني شيعه تندرو وضد آمريكايي‌، نشان دهند.شاهدين گفتند كه صدام در اين لحظه (پس از شنيدن شعارهاي شيعيان طرفدار صدر) لبخند زد و كنايه آميزانه پرسيد مقتدي؟ در آخرين لحظات‌، كمي پس از اذان صبح، صدام حسين كه يك عرب سني بود، با واقعيات امروز عراق مواجه گرديد، واقعيت‌هايي كه وي هرگز مشاهده نكرده بود، چرا كه وي در طول سه سال گذشته اسير نيروهاي ايالات متحده بود. پس از بازداشت وي‌، شيعياني كه در دوران وي به شدت تحت فشار بودند، به قدرت رسيدند. آنها آخرين انسان‌هايي بودند كه صدام پيش از مرگ مشاهده نمود.براساس تصاوير نه چندان با كيفيتي كه توسط موبايل گرفته شده وشنبه شب در شبكه‌هايي تلويزيوني مختلف نمايش داده شد يكي از حاضرين در پاسخ به پرسش صدام فرياد زد: برو به جهنم. در اين بين فرد ديگري نعره برآورد: زنده بادمحمدباقرصدر. باقر صدر كه عموي مقتدي الصدر و بنيانگذار حزب الدعوه است، كه نزديك به سه دهه پيش با دستور صدام به قتل رسيد. نوري المالكي نخست وزير عراق يك از رهبران ارشد اين حزب به شمار مي‌رود. سپس مونقيت الفارون‌، كه صدام حسين را مورد بازجويي قرار داده بود، گفت: اين فرد در برابر اجراي حكم قرار گرفته، لطفا رعايت كنيد. اتاق ساكت شد براساس درخواست پنج تن از شاهدان و همين‌طور مقامات رسمي آمريكايي و عراقي، صدام حسين كه نزديك به مرگ بود، شلوار اتو كشيده مشكي‌، پيراهني سفيد رنگ ويك اوركت مشكي مجلل، پوشيده و كفش‌هاي وي به طور كاملا براقي واكس زده شده بود. وي موهاي خود را رنگ كرده و ريش جوگندمي‌اش را به دقت آراسته بود. با وقار كامل منتظر اجراي حكم خود بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/07 و ساعت 23:12 |

در منطقه شلمچه به ما مأموریت ساخت یک سنگر بزرگ با حلقه‏هاى بتونى پیش ساخته را دادند! حلقه‏هاى پیش ساخته بتونى را به وسیله تریلر و کمرشکن تا فاصله‏اى از خط مقدم مى‏آوردند و ادامه راهنمایى آنها تا کنار محل سنگر را به عهده ما مى‏گذاشتند! به راننده‏ها نگفته بودند که باید تا خط مقدم بیایند. تا محلى که آنها را تحویل ما مى‏دادند آتش دشمن وجود نداشت. اما هر چه ما آنها را به طرف عمق منطقه درگیرى مى‏بردیم بر تعداد گلوله‏ها دشمن افزوده مى‏شد. راننده‏ها مى‏ترسیدند و جلو نمى‏آمدند. ما با یک درد سر و مکافاتى این راننده‏ها را به محل مى‏بردیم. هر تریلر یک حلقه بیشتر نمى‏آورد. بالا و پایین گذاشتن آنها هم درد سر داشت. چون ما جرثقیل نداشتیم براى بیل لودر یک قلاب ساخته بودیم و به وسیله بیل لودر آنها را پایین مى‏گذاشتیم!
پانزده روز طول کشید تا ما توانستیم پانزده عدد از این حلقه‏هاى بتونى را به محل سنگر ببریم. محل سنگر در خاک عراق و بعد از سنگرهاى نونى شکل عراق بود! براى ساخت آن، منطقه‏اى را به اندازه کافى خاکبردارى کردیم. حلقه‏ها را کنار هم در آن قرار دادیم و چند متر خاک روى آن ریختیم! سنگر خوبى شد. همان سنگرى بود که بعد! حاج حسین خرازى نزدیک آن شهید شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/07 و ساعت 22:12 |

 به‌عنوان‌ اولين‌ سؤال‌ بفرمائيد كه‌ نقش‌ و جايگاه‌ سينما و رسانه‌هاي‌ صوتي‌، تصويري‌ در غرب‌ و خصوصاً آمريكا چيست‌؟

به‌ يك‌ عبارت‌ جهان‌ امروز جهان‌ تصوير است‌ و عمده‌ترين‌ مصداق‌ اين‌ تصوير سينماست‌. «پُستمن‌» در كتاب‌ «زندگي‌ در عيش‌، مردن‌ در خوشي‌» خود سه‌ دوره‌ را يا سه‌ سپهر را اصطلاحاً براي‌ انتقال‌ معلومات‌ ذكر مي‌كند. دورة‌ اول‌ دوره‌ انتقال‌ معلومات‌ به‌ وسيله‌ زبان‌ بود. پدر مي‌گفت‌ فرزند حفظ‌ مي‌كرد، دوره‌ دوم‌ دورة‌ مكتوب‌ بود و كتاب‌ حافظ‌ و حامل‌ معنا براي‌ نسل‌ بعدي‌ شد. ايشان‌ سومين‌ دوره‌ را دورة‌ تصوير مي‌داند كه‌ تصوير سينمايي‌ و تلويزيوني‌ جاي‌ دو موج‌ قبلي‌ نشسته‌ است‌. البته‌ تحليل‌ ايشان‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ تصويرها به‌صورت‌ خاص‌ دارد ساخته‌ مي‌شود و به‌ جهان‌ ارائه‌ مي‌شود، ما در قلمرو افزايش‌ دامنة‌ جهل‌ انسان‌ قرار داريم‌ تا علمش‌. تحليلي‌ كه‌ پستمن‌ ارائه‌ مي‌دهد تحليل‌ درستي‌ است‌ و اين‌ تقسيم‌بندي‌ نسبت‌ به‌ سه‌ دورة‌ انتقال‌ معلومات‌. واقعيت‌ قضيه‌ اين‌ است‌ كه‌ ما داريم‌ در عصر تصوير و عصر سينما زندگي‌ مي‌كنيم‌ و عنواني‌ كه‌ شما تحت‌ عنوان‌ دنياي‌  anformatic ، information   يا اطلاعات‌ و انفجار اطلاعات‌ داريد عصاره‌اش‌ تصوير است‌، يعني‌ از يك‌ طرف‌ ما الان‌ در عصر اطلاعات‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌ كه‌ اين‌ اطلاعات‌ جذابترين‌، مؤثرترين‌، كارآمدترين‌ و ماندگارترين‌ شيوة‌ ابراز آن‌ تصوير است‌. البته‌ فقط‌ اين‌ نيست‌ كه‌ حالا قدرتها دارند از اين‌ عنصر بالاترين‌ استفاده‌ را مي‌كنند. ذهنيت‌ مخاطبها هم‌، چنين‌ قدرت‌ و جايگاه‌ پذيرشي‌ را دارد. ما در شبانه‌روز بين‌ 78 تا 79% اطلاعات‌ دريافتي‌ روزانه‌ را از چشممان‌ به‌دست‌ مي‌آوريم‌ و بقيه‌ حواس‌ درصد بعدي‌ را به‌خود اختصاص‌ مي‌دهند. درعين‌ حال‌ شما اگر به‌ سيستم‌ دريافتي‌ انسان‌ نگاه‌ كنيد مي‌بينيد كه‌ نيمكرة‌ راست‌ مغز مربوط‌ به‌ علوم‌ حضوري‌ و شهودي‌ به‌صورت‌ تصوير است‌. طبق‌ تحقيقاتي‌ كه‌ طي‌ 10، 15 سال‌ گذشته‌ صورت‌ گرفته‌، انسان‌ با نيمكره‌ راست‌ مغزش‌ با اطلاعات‌ برخورد شهودي‌ مي‌كند يعني‌ در آنجا ماندگار است‌ و بزرگترين‌ و عميق‌ترين‌ تأثيرات‌ را روي‌ شخصيت‌ انسان‌ مي‌گذارد. مجموعة‌ اين‌ قضايا كه‌ من‌ به‌صورت‌ مختصر خدمت‌ شما عزيزان‌ ذكر كردم‌ معنايي‌ را مي‌سازد كه‌ تصوير را كارآمدترين‌ عامل‌ نه‌تنها براي‌ انتقال‌ معلومات‌، بلكه‌ تأثيرگذاري‌ روي‌ شخصيت‌ و روان‌ افراد قرار مي‌دهد. اين‌ مقدمه‌ به‌نحوي‌ بيانگر جايگاه‌ تصوير و سينماست‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/07 و ساعت 22:6 |

 

اتوبوس شب: یک فیلم جنگی دهه ی هشتادی

نويسنده: مسعود محمدی

 

اتوبوس شب طبع آزمایی کیومرث پور احمد در زمینه ی سینمای جنگ بعد از دو فیلم نا امید کننده ی گل یخ و نوک برج است. اتوبوس شب که براساس داستانی کوتاه از حبیب احمد زاده به نام سی نه و یک اسیر ساخته شده را می توان بازگشت دوباره ی پور احمد به سینمای مورد علاقه اش که اوجش را در شب یلدا شاهد بودیم دانست. فیلم های پور احمد را شاید در یک کلمه بتوان فیلم هایی دانست با داستان هایی کوتاه که جزییات و سادگی در آنها حرف اول را می زند. این بار هم مثل بسیاری آثار پور احمد قهرمان قصه یک نوجوان است. یک نوجوان جنوبی که قرار است در بحبوحه ی جنگ تعدادی اسیر عراقی را به همراه یک راننده به پشت جبهه منتقل کند و در این مسیر یک رزمنده هم با آنها همراه می شود. می بیند که با یک قصه ی کاملا تک خطی روبرو هستیم که نمونه اش بارها ساخته شده است. نوجوانی که قرار است به واسطه ی قرار گرفتن در شرایطی خاص به بلوغ برسد و به اصطلاح مرد شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/05 و ساعت 0:4 |

داستان فیلم «اتوبوس شب» در یك شب و داخل یك اتوبوس اتفاق می‌افتد؛ اتوبوسی كه سرنشینان آن اسیران عراقی هستند كه باید به پشت جبهه منتقل شوند. فرمانده به نوجوانی از اهالی جنوب سپرده است كه اسیران را به پشت جبهه برساند و آنها را تحویل بدهد. اتفاقات فیلمنامه براساس ارتباطات انسانی شكل می‌گیرد و تقابل اندیشه‌ها و نوع تفكر، داستان را پیش می‌برد. شخصیت‌ها هركدام تعریف و جایگاه خود را دارند و تفكر آنها و نوع نگاهشان به جنگ است كه داستان را پایه‌گذاری می‌كند. بیشترین سرنشینان اتوبوس سربازان عراقی هستند، افرادی كه دشمن به شمار می‌آیند و در جنگ و كشتن و خرابی كشور ما سهم زیادی داشته‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/04 و ساعت 23:21 |
 
امام صادق كسي است كه خود به اين گنجها دست يافته است. پس آدرسهايش همه درست است. با دقت، پايت را جاي پاي امام بگذار و برو تا تو هم برسي.
امام صادق كسي است كه خود به اين گنجها دست يافته است. پس آدرسهايش همه درست است.

با دقت، پايت را جاي پاي امام بگذار و برو تا تو هم برسي.

بسم الله:

امام صادق عليه‌السلام فرمودند:

1- طلبتُ الجنة، فوجدتها في السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگي و جوانمردي يافتم.

2- و طلبتُ العافية، فوجدتها في العزلة:و تندرستي و رستگاري را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گيري (مثبت و سازنده) يافتم.

3- و طلبت ثقل الميزان، فوجدته في شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگيني ترازوي اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهي به يگانگي خدا تعالي و رسالت حضرت محمد (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) يافتم.

4- و طلبت السرعة في الدخول الي الجنة، فوجدتها في العمل لله تعالي: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براي خداي تعالي يافتم.

5- و طلبتُ حب الموت، فوجوته في تقديم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براي خشنودي خداي تعالي يافتم.



برگ عيشي به گور خويش فرست كس نيارد ز پس، تو پيش فرست



6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها في ترك المعصية: و شيريني عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم.

7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها في الجوع و العطش: و رقت (نرمي) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگي و تشنگي (روزه) يافتم.

8- و طلبت نور القلب، فوجدته في التفكر و البكأ: و روشني قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.

9- و طلبت الجواز علي الصراط، فوجدته في الصدقة: و (آساني) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم.

10- و طلبت نور الوجه، فوجدته في صلاة الليل:و روشني رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم.

11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته في الكسب للعيال: و فضيلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگي زن و فرزند يافتم.

12- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته في بغض اهل المعاصي:و دوستي خداي تعالي را جستجو كردم، پس آن را در دشمني با گنهكاران يافتم.

13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها في النصيحة لعبادالله: و سروري و بزرگي را جستجو نمودم، پس آن را در خيرخواهي براي بندگان خدا يافتم.

14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته في قلة المال: و آسايش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمي ثروت يافتم.

15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها في الصبر:و كارهاي پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكيبايي يافتم.

16- و طلبت الشرف، فوجدته في العلم: و بلندي قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم.

17- و طلبت العبادة فوجدتها في الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهيزكار يافتم .

18- و طلبت الراحة، فوجوتها في الزهد:و آسايش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسايي يافتم.

19- و طلبت الرفعة، فوجدتها في التواضع: برتري و بزرگواري را جستجو نمودم، پس آن را در فروتني يافتم.

20- و طلبت العز، فوجدته في الصدق: و عزت (ارجمندي) را جستجو نمودم، پس آن را در راستي و درستي يافتم.

21- و طلبت الذلة، فوجدتها في الصوم: و نرمي و فروتني را جستجو نمودم، پس آن را در روزه يافتم.

22- و طلبت الغني، فوجدته في القناعة: و توانگري را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم.



قناعت توانگر كند مرد را خبر كن حريص جهانگرد را



23- و طلبت الانس، فوجدته في قرائة القرآن: و آرامش و همدمي را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم.

24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها في حسن الخلق: و همراهي و گفتگوي با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويي يافتم.

25- و طلبت رضي الله، فوجدته في برالوالدين: و خوشنودي خدا تعالي را جستجو نمودم، پس آن را در نيكي به پدر و مادر يافتم.



--------------------------------------------------------------------------------


مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.
+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/03 و ساعت 23:5 |
تصوير محمود احمدي نژاد بر فراز آسمان امريکا و در حالي که بر صندلي هواپيماي غيرتشريفاتي اش تکيه زده بر صفحه تلويزيون نقش مي بندد تا رئيس دولت نهم به SMSها و جوک هايي که از سه سال پيش درباره «هاله نور» مطرح شده پاسخ دهد؛ «گروهي مي گويند احمدي نژاد گفته هاله نور داريم. ما کي چنين حرفي زديم، هاله نورمان کجا بود؟»

اين تصاوير به همراه توضيح احمدي نژاد تحت عنوان فيلم «مستند سفر رئيس جمهور به نيويورک» شامگاه سه شنبه روي آنتن مي رود. فيلمي که اگرچه قرار است راوي سفر پنج روزه احمدي نژاد به نيويورک باشد اما مجالي مي شود تا احمدي نژاد در آخرين سفرش به نيويورک در آخرين سال رياست جمهوري اش، درباره حرف و حديث هايي که از نخستين سخنراني اش در امريکا مطرح بوده توضيح دهد و البته منتقدان را نيز بي پاسخ نگذارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/03 و ساعت 1:13 |