چرا ميخواهند احمدينژاد نباشد؟
برای شروع، تحلیلی از وضعیتی ما در نظام بینالمللی که البته در چند سال اخیر، دستخوش یکسری تحولات شده ارائه فرمایید. موضوعی که حداقل در 200- 150 سال گذشته در مناسبات بینالمللی و روابط بینالملل و پهنه جهانی مطرح بوده، این است که 4-3 کشور قدرتمند، بازیگر اصلی بودهاند و از بین آنها هم یکی، دو کشور مطرحتر بوده و به ترتیب جایگزین شدهاند؛ زمانی پرتغال، بعد اسپانیا، زمانی انگلیس در دورهای فرانسه و مدتی روسیه از جمله این کشورها بودند. اینها قدرتهای شاخص 200 سال گذشته محسوب میشوند که در عصر و شرایط خاصی به مرور بعضیهایشان حذف شدند. پرتغالی که امروز شما میبینید یک کشور معمولی است؛ مگر اینکه تیم ملی فوتبالش، مقامی بیاورد تا مردم دنیا بدانند کشوری به نام پرتغال وجود دارد یا اسپانیا که با رئال مادرید و بارسلونا شناخته میشود؛ اگرنه در پهنه مناسبات جهانی قدرت قابلی نیستند. آنچه روم یا امپراتوری روم شناخته میشد، بخشی از آن امروز در ایتالیا و بخشی در کشور رومانی است و دیگر محلی از اعراب ندارد یا یونان 2500 سال پیش، امروز یک کشور معمولی است؛ در واقع در پهنه مناسبات امروز، اصلا یونان محلی از اعراب ندارد. خب! آن چیزی که مطرح است، این است که همواره جابهجایی قدرتهای جهانی و انتقال از یک قدرت جهانی به قدرت جهانی نوظهور، یک فرآیند و پروسهای را طی میکرد؛ اما امروز در یک گردنه تاریخی از این نوع قرار داریم. جابهجایی قدرتها دارد صورت میگیرد؛ ابرقدرتهای جهانی تغییر میکنند و تعویض میشوند و دقیقا معلوم نیست قدرت فائق آینده چه کشوری است. بالاخره یک دورهای، انگلستان که وسعت آن، یکششم ایران یعنی به اندازه استان سیستان و بلوچستان ما است، بر همه کره زمین سلطه داشت و همه کاره دنیا بود و ضربالمثل شده بود که: «آفتاب در سرزمینهای تحت سیطره انگلستان، غروب نمیکند». بر استرالیا تا هند، محدوده خلیجفارس تا آفریقا، خود ایرلند و کانادا و... سلطه داشت؛ اما همین کشور بعد از جنگ دوم جهانی ضعیف شد و مجبور شد به استقلال هند تن بدهد؛ ..........
((کل متن بصورت PDF را از اینجا دانلود کنیدیا به قسمت ادامه متن مراجعه کنید ))
ادامه مطلب

