تبليغاتX
پرواز تا بیکران

 

 تورات  ،  کتاب پیدایش ، باب  گناه آدم و حوا

"و مار از همه حیوانات صحرا که خداوند ساخته بود ، هوشیارتر بود  . و به زن گفت : آیا خدا حقیقتا گفته است که از هممه درختان باغ نخورید؟ زن به مار گفت : (( از میوه درختان باغ می خوریم ، لکن از میوه درختی که در وط باغ است ،خدا گفت از آن مخورید و آن را لمس مکنید ،مباد بمیرید. )(مار به زن گفت  : ((هر آیننه نخواهید مرد،بلکه خدا می داند در روزی که از آن بخورید،چشمان شما باز شودو مانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود.))و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و بنظر خوشنما ودرختی دلپذیر  و دانش افزا ،پس از میوه اش گرفته ، بخورد و به شوهرش خود نیز داد و او خورد . آنگاه چشمان هر دو ایشان باز شد و فهمیدند عریانند.پس برگهای انجیر ب هم دوته ،سترها برای خویشتن ساختند."

قرآن ، سوره بقره ، آيات 36-35

وَ قُلْنَا يَئَادَمُ اسكُنْ أَنت وَ زَوْجُك الجَْنَّةَ وَُكلا مِنْهَا رَغَداً حَيْث شِئْتُمَا وَ لا تَقْرَبَا هَذِهِ الشجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظلِمِينَ(35)

فَأَزَلَّهُمَا الشيْطنُ عَنهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كانَا فِيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطوا بَعْضكمْ لِبَعْضٍ عَدُوُّ وَ لَكمْ فى الاَرْضِ مُستَقَرُّ وَ مَتَعٌ إِلى حِينٍ(36)

 

و گفتيم : اى آدم تو و همسرت در بهشت آرام گيريد و از آن بفراوانى از هر جا كه خواستيد بخوريد و نزديك اين درخت مشويد كه از ستمگران خواهيد شد (35)و شيطان ايشانرا از نعمت بهشت بينداخت و از آن زندگى آسوده كه داشتند بيرونشان كرد، گفتيم : با همين وضع كه دشمن يكديگريد پائين رويد كه تا مدتى در زمين قرارگاه و بهره داريد (36)

قبل از اینکه به بحث شیطان شناسی تجسمی از دو منظر تورات و قرآن بپردازیم  در داستان  میوه ممنوعه که  دیشب پخش شد  در دیالوگهای سنگینی که همیشه از زبان جلال بی کمال! ادا می شود به  داستان آدم و حوا اشاره شد و یهو گوش بنده تیز شد ببینم  از کدامین کتاب  نقل خواهد کرد داستان را ؟‍ ! که متاسفانه مثل اینکه تورات رو جوی ایشان باز کرده بودند و ایشان از رویش خواند ،  با خودم گفتم الان این داماد ناعزیز خانواده فتوحی که معترض شده است حتما جوابش را میدهد که متاسفانه در اوج ناباوری مغلوب  حرافیهای جلال شد و ضمن پذیرش داستان تورات اینچنین فرمود که مرد باید خودش گول زن را نخورد!! و زن جلال که ما نمی دانم چرا از ایشان جدا شده است بصورت غیابی با دوست پسرش در امریکا به سینما می رود  و ایشان رد پای زن بدکاره اش را تا دم در سینما دارد ! و برای اینکه ماجرا زیاد ضایع نشود آن خانم طلاق غیابی میشود!! چون  زن بارگی و مرد بارگی هنوز شکر خدا در سیما باب نشده و تصریح نگردیده است و گرنه بصورت کاملا عریان فریاد زده می شد که خانم جلال به او خیانت کرده ؟ 

از هنگامی  که هستی شروع به  ابراز وجود در مقابل فتوحی بزرگ نمود می دانستم  این خانم در حد پیاده نظام  شیطان عمل می کنه و سعی خواهد کرد چهره موجه ایی را به لجن بکشد و  داستان  داستان بهشت و آدم و حوا است اما قرینه ایی  دادگاه پسند!!( بعضی از دوساتن خیلی خوش خیالند ! و تا آدم حرفی می زند مواجه میشه به سیل تهمت هایی چون حزب گرایی و تخریب گرایی ارکان نظام و متاسفانه تعداد  این نظرات  بیشتر از موارد دیگر است ) که دیشب از نویسنده و کارگردان  این اثر صادر شد  کار ما رو راحت کرد :

ابتدا  طبق فرمایشات  قرآن  که حجت کامل است برای ما شیطان هم آدم را فریفت و هم حوا را  و نه اینکه اول حوا را سپس حوا آدم را  !  و این کسر شان است برای صداو سیمای قرآن  که به راحتی آب خوردن شده است  صداوسیمای تورات و انجیل ! اگر آثاری چون سریال  امام علی (ع) و سفیر و مسافر ری را بیاد بیاورید  می بیید که نقش زنان  در آن آثار چقدر منفی به تصویر کشیده شده بود  و  در سریال امام علی کار به آنجا کشیده شد  که امام معصوم  شهید وسوسه قطام  شدو بس ! نه عدل علی نه  سیاست علی و نه دین ...... در سریال  ما محرمی  شب دهم   نقش اول فیلم فقط و فقط به عشق  شازده خانم قجری  تعزیه را بر پا کرد در داستان جابر حیان امسالی که دختر یکی از اصاحب امام صادق ماتیک زده و سرخاب شده  در کوچه های کوفه حیران بود یک راهزن فقط و فقط به عشق این دختر شیعه!! آنهم شیعه امام درک کرده! دنبالشان بودو آخر سرهم به عشق الهی رسید  بگذریم در بک گراند همین سریال و همین شیعه اصحاب امام  زنان چادر داشتندو رو بند و این خانم با آن قد رعناو چهره دلربا تابلو شده بود در کوچه پس کوچه ها .......  داستانهای خودمان را دیگر مثال نمی زنم که از حوصله  ام خارج است ....این گونه دیدگاه به زن در دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی اصلا و ابدا زیبنده نیست.  اسم خود سریال یعنی اصطلاح میوه ممنوعه هم بحث برانگیز شده برای من  آیا زن  میوه ممنوعه است ؟

دوما : هم زمانی تخریب چهره های دینی  دراین ماه رمضان خیلی سوال برانگیز شده  فتوحی را آنطور خراب می کنید که پسر عوضیش  هم برای پدر مرثیه می سراید در شبکه جوان   مذهبی ما می شود یک آدم خرفت که هی گول این آن را می خورد و تنها از روی امدادهای غیبی ثروتش را حفظ نموده  و در شبکه دیگر  شیطان را می کنید  در پوست بسیجی ها ؟

 هزار رحمت به تورات که شیطان را در غلاف یک مار پیچید  و وسلام!! شما اصلا کوتاه نیامدید در این ماه مبارک ؟

دوستان توجه کنند آنچه در او یک فرشته بود بخاطر اینکه  فرشته  از حادثه آدم و حوا و ماری که آنها را فریفت ( طبق تورات) برای پسر کوچک  خانواده بهزاد نقاشی می کرد و آن نقاشی هم صریحا پخش شد  یک شیطان توراتی و یهودی بود

آيات 15 - 16سوره سباء

)لَقَدْ كانَ لِسبَإٍ فى مَسكَنِهِمْ ءَايَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَ شِمَالٍ كلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طيِّبَةٌ وَ رَبُّ غَفُورٌ(15)

فَأَعْرَضوا فَأَرْسلْنَا عَلَيهِمْ سيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْنَهُم بجَنَّتَيهِمْ جَنَّتَينِ ذَوَاتىْ أُكلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شىْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيلٍ(16)ذَلِك جَزَيْنَهُم بِمَا كَفَرُوا وَ

 هَلْ نجَزِى إِلا الْكَفُورَ(17)

ترجمه آيات

براى قوم سبا در شهرشان آيتى بود، و آن دو باغستان از راست و چپ محل بود، كه گفتيم رزق پروردگارتان را بخوريد، و شكر بر او بگزاريد شهرى پاكيره ، و پروردگارى آمرزنده (15)ولى روى بگرداندند، پس سيل عرم را به سويشان سرازير كرديم ، و دو باغستانشان را مبدل به دو زمين خشك كرديم ، كه جز خوراكى تلخ ، و اثل و مختصرى سدر نمى رويانيد (16)اين كيفر را بدان جهت به آنان داديم كه كفران كردند، و مگر جز مردم كفرانگر را كيفر مى كنيم (17)

و این پاپانی بود بر میوه ایی گندیده  از باغ  سیل زده!!

حیفم آمد ای نظر را نبینید

نویسنده: امير

دوشنبه 16 مهر1386 ساعت: 17:6

من نميدانم اگر اين صهيونيستهاي مادر مرده نبودند شما اعوان و انصار گروه احمدي نژاد كم عقل چه كساني را ميخواستيد بهانه خود قرار دهيد الله اعلم.احمدي نژاد و همفكران و اعوان و انصار و طرفدارن ايشان جميعا مشتي چاله ميدونيه احمق كم عقل نادان جاهل خشكه مقدس و جا نماز آبكش و خوارج مسلك و تازه به دوران رسيده از پشت كوه آمده شارلاتان دغل و دروغگو و از خدا بي خبر و دين دزد و قدرت نديده و كاسب كار و كفن دزد و جنگ طلب هستند كه قرائتي بسيار بسيار سطح پايين و احمقانه و خشن و خشك و قرون وسطائي را از آيين نجات بخش اسلام و مكتب پر فروغ شيعه اهل بيت ع به خاص و عام مردم دنيا ارائه ميدهند و در حقيقت بايد به طور قطع گفت كه اينها همان طالبانيسم شيعه يا وهابيت شيعه و يا تكفيري هاي شيعه و يا فاشيستهاي نئو نازي شيعه هستند و در نهايت اينكه اينها لشگريان و نائبان و جنگجويان سفياني يا دجال آخرالزمان در سرزمين بزرگ پرشيا هستند و اينها بزرگترين و خطرناكترين دشمن مذهب شيعه و دين پر فروغ اسلام ميباشند و همانا آنها كه دولت ايران را غصبي اشغال كرده اند لشگريان شيطان و تجسم شيطان هستند..سريال اغماء كاملا يك سريال خوب و مفيد و آموزنده است و من از صدا و سيما كمال تشكر را دارم.

 

همه اینها که گفتی ما نیستیم  ،  اگر ادله دارید  بر ضد صحبتهای بنده لطف  کنید بنده  مجاب  میشم عذر خواهی می کنم  و در ضمن چه ربطی به ریاست جمهور داره ؟

آیا اون حرفهارو  (( آيين نجات بخش اسلام و مكتب پر فروغ شيعه اهل بيت )) به شما یاد داده ؟

و بنده   از شما و تشکر می کنم  الان  می دونم که اشتباه نکردم  . جواب حرف رو با حرف بگید ونه  با لجن پراکنی  و درضمن چه عقده ایی شما دارید از ریاست جمهوری ؟  سعی کنید این عقده سد راه  وصول شما به خدا نشه  همه ما وسیله امتحانیم   حتی خود شیطان !!

بنده شما رو حلال کردم J

 


+ نوشته شده توسط محمد در 86/07/17 و ساعت 22:50 |

 

بنام خدا ( پناه می بریم از شر شیطان رجیم به خداوند بخشنده و مهربان)

در این پست  و شیطان رو از سیمای قرآن مورد بررسی قرار می دهیم و سپس در پست آینده شیطان رو از دید انجیل و تورات نظاره گر می شیم و در سومین پست به مقایسه ای تطبیقی  بین این دو دیگاه می پردازیم  ودر این بین  سریال صهیونیستی اغماء رو هم   در بوته  نقد قرار می دهیم. اما برای تفسیر آیات از تفسیر المیزان علامه طباطبایی که مورد وثوق شیعه وسنی است و المیزان ایشان در دانشگاه الازهر مصر مورد استناد قرار می گیرداستفاد می کنیم

کلمه شیطان  در  (63) آیه  و کلمه شیاطین در (17)آیه  و کلمه ابلیس در ( 11 ) آیه  در قرآن آمده است  ،  شیطان در بعضی از آیات دوبار استعمال شده  ،  لفظ ابلیس دقیقا 11 بار بدون تکرار آمده است و نکته جالب اینست که از 11 بار 9 بار  آیه مربوطه  به داستان سجده ملائکه بر حضرت آدم و تمرد ابلیس از دستور خداوند و خط و نشانهای ابلیس برای آینده  انسان دارد  در یکی از همین آیات ( الاسراء65_61) خداوند بعد از ذکر داستان  به صراحت بعد از استعمال کلمه ابلیس در آیه بعدی از نام شیطان برای ابلیس  استفاده می کند که به آن خواهیم پرداخت چون  در این 91 مورد آیه روشهای شیطان (ابلیس) مشابه است از موارد تکراری  پرهیز می شود  .

اما قبل از اینکه به بحث درباره ابلیس بپردازیم با ذکر 3 آیه درباره نزول جسمی ! فرشتگان بر انبیاء ومردم عادی  نشان می دهیم اگر قرار بود شیطان بصورت تجسم بر انسانها  متجلی شود  قرآن در این باره صراحت لازم را بکار می برد  یعنی چون در قرآن  هیچ موردی در تجسم شیطان ذکر نشده و انواع دیگری از روشهای شیطان معرفی می شود پس قضیه تجسم شیطان در گمراه کردن  مردم مردود است .(برهان خلف)

1_فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا(مريم/17)‏

در مقابل آنان پرده اى آويخت ، پس ما روح خود را نزد او فرستاديم كه به صورت انسانى تمام عيار بر او مجسم گشت (17)

ترجمه تفسير الميزان جلد 14 صفحه 46

 ((فارسلنا اليها روحنا فتمثل لها بشرا سويا)) - از ظاهر سياق بر مى آيد كه فاعل كلمه تمثل ضميرى است كه به روح بر مى گردد پس  روحى كه به سوى مريم فرستاده شده بود به صورت بشر ممثل شد، و معناى تمثل و تجسم به صورت بشر اين است كه در حواس بينائىمريم به اين صورت محسوس شود، و گرنه در واقع باز همان روح است نه بشر.و چون از جنس بشر و جن نبود، بلكه از جنس ملك و نوع سوم مخلوقات ذوى العقول بود كه خدا او را در كتابش وصف نموده ، و ملك ناميده ، و آن فردى را كه ماءمور وحى است جبرئيل ناميده ، مثلا فرمود: ((من كان عدوا لجبريل فانه نزله على قلبك باذن اللّه )) و جاى ديگر او را روح خوانده ، فرموده : ((قل نزله روح القدس من ربك )) و نيز فرموده : ((نزل به الروح الامين على قلبك )) و نيز او را رسول خوانده و فرمود: ((انه لقول رسول كريم )) لذا ازهمه اينها مى توان فهميد كه آن روحى كه براى مريم به صورت بشرى مجسم شد همان جبرئيل بوده است .

2- وَ لَقَدْ جَاءَت رُسلُنَا إِبْرَهِيمَ بِالْبُشرَى قَالُوا سلَماً قَالَ سلَمٌ فَمَا لَبِث أَن جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ(69)فَلَمَّا رَءَا أَيْدِيهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكرَهُمْ وَ أَوْجَس مِنهُمْ خِيفَةً قَالُوا لا تخَف إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلى قَوْمِ لُوطٍ(70) ، سوره هود

فرستادگان ما نزد ابراهيم آمدند تا به او مژده دهند  نخست سلام كردند و ابراهيم جواب سلام را داد و چيزى نگذشت كه گوساله اى چاق و بريان برايشان حاضر ساخت . (69)ولى وقتى ديد دستشان به آن غذا نمى رسد رفتارشان را ناپسند و خصمانه تشخيص داده ، از آنان احساس ترس كرد، فرستادگان ما گفتند: مترس ما ماموران عذاب به سوى قوم لوطيم . (70)

اين آيات ، داستان بشارت يافتن ابراهيم (عليه السلام ) به اينكه صاحب فرزند خواهد شد را در بردارد و اين در حقيقت به منزله زمينه چينى است براى بيان داستان رفتن ملائكه نزد لوط پيغمبر براى هلاك كردن قوم او، چون اين داستان در ذيل آن داستان آمده و در دنباله داستان بشارت يافتن ابراهيم (عليه السلام ) بيانى آمده كه قصه هلاك كردن قوم لوط را توجيه و بيان مى كند و آن اين جمله است : ((انه قد جاء امر ربك و انهم آتيهم عذاب غير مردود)). منظور از كلمه ((رسل )) در آيه مورد بحث ملائكه اى هستند كه به نزد ابراهيم (عليه السلام ) فرستاده شدند تا او را به فرزنددار شدن بشارت دهند و نيز به نزد جناب لوط فرستاده شدند تا قوم آن جناب را هلاك سازند، و كلمات مفسرين در عدد آن فرشتگان مختلف است ، البته بعد از آنكه همه اتفاق دارند بر اينكه از دو نفر بيشتر بوده اند چون كلمه ((رسل )) جمع است و جمع بر كمتر از سه نفر اطلاق نمى شود. و در بعضى از روايات وارده از ائمه اهل بيت (صلوات اللّه عليهم ) آمده كه آنها چهار نفر از فرشتگان گرامى خداى تعالى بوده اند،ابراهيم (عليه السلام ) نيز ميپنداشت كه واردين ميهمانانى از جنس بشرند در اكرامشان زياده روى كرد.

3_ وَ لَمَّا جَاءَت رُسلُنَا لُوطاً سى ءَ بهِمْ وَ ضاقَ بهِمْ ذَرْعاً وَ قَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ(77)وَ جَاءَهُ قَوْمُهُ يهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَ مِن قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السيِّئَاتِ قَالَ يَقَوْمِ هَؤُلاءِ بَنَاتى هُنَّ أَطهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تخْزُونِ فى ضيْفِى أَ لَيْس مِنكمْ رَجُلٌ رَّشِيدٌ(78) سوره هود       و همين كه فرستادگان ما نزد لوط آمدند، سخت ناراحت شد، و خود را در برابر قوم بيچاره يافت و زير لب گفت : امروز روز بلائى شديد است . (77)در همين لحظه مردم آلوده اش با حرص و شوقى وصف ناپذير به طرف ميهمانان لوط شتافتند، چون قبل از اين ماجرا اعمال زشتى داشتند. لوط گفت : اى مردم اين دختران من در سنين ازدواجند، مى توانيد با آنان ازدواج كنيد، براى شما پاكيزه ترند، از خدا بترسيد و آبروى مرا در مورد ميهمانانم نريزيد، آخر مگر در ميان شما يك مرد رشد يافته نيست . (78)

بيان آيات

اين آيات داستان عذاب قوم لوط را بيان مى كند و مى توان گفت كه به يك حساب تتمه آيات قبلى است كه داستان نازل شدن ملائكه و وارد شدن آنان بر ابراهيم و بشارت دادن به ولادت اسحاق را ذكر مى كرد چون بيان آن مطالب در واقع زمينه چينى بود براى بيان عذاب قوم لوط.

کاملا مشخص که قوم لوط فرشتگان الهی را بصورت جوانان زیبا رو دیدند

تا اینجا دیدم که فرشتگان  در بیان قرآن می توانند بصورت جسمی و دیدنی بر مردم عادی و آنهم گناه کارش متجلی شوند  و صراحت قرآن کاملا معلوم است  اما  در (80 آیه مخصوص شیطان و ابلیس و نه سربازان انس و جن شیاطن ) هیچ اشاره ایی ولو کوچک به این تجسم نشده کما اینکه صراحت خداوند در آیه (الإسراء/64) در مورد شیطان چیزی دیگر است !! :

متن قرآن

وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُوراً (الإسراء/64)

ترجمه فارسى (مكارم)‏

هر كدام از آنها را مى‏توانى با صدايت تحريك كن! و لشكر سواره و پياده‏ات را بر آنها گسيل دار! و در ثروت و فرزندانشان شركت جوى! و آنان را با وعده‏ها سرگرم كن! - ولى شيطان، جز فريب و دروغ، وعده‏اى به آنها نمى‏دهد -«64»

این آیه کاملا مشخص می کند  که شیطان حق تجسم بصورتهای مختلف بر انسان را ندارد وگرنه چه  احتیاجی بود به بیان صریح وبی پرده وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ !!  و فقط با صدا می تواند تحریک کند ونه با صدا وسیما .

إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئاً إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ(المجادلة/10)‏

نجوى تنها و تنها از ناحيه شيطان است تا كسانى كه ايمان آورده اند اندوهگين شوند ولى هيچ ضررى به ايشان نمى زند مگر به اذن خدا و مؤ منين بايد بر خدا توكل كنند (10).

اما لشکر شیطان را ما هر روز می بینیم و شاید خودمان هم از  جنود شیطان باشیم والله اعلم ( نعوذبالله) وحساب  لشکر شیطان  با خود شیطان فرق میکند دوستان عزیز صدا وسیما شاید فرمایش کنند  که امثال فرشته پارسال والیاس امسال جنودشیطان هستندونه خود شیطان(!!)  که حقیر  سراپا تقصیر عرض کنم حمایتی که الیاس از جانیان  می کند و آنها را با علم پژوهان درمان می کند با این ادعا منافات دارد واز طرفی می ترسم با این سیر تکاملی که شیطان در طول سه سال  از سریال کمکم کن  و او یک فرشته بود و اغماء امسال سال دیگر به صراحت  تمام خود شیطان را نشان می دهند(هرچند در سریال او یک فرشته بود به صراحت از شیطان نام بردند تا امروز در سریال اغماء فقط از روی قرینه ها و نوع نورپردازی وسیاه بودن چهره الیاس حدس قوی می زنیم جناب الیاس شیطان تشریف داشته باشد که احتمالا اعتراف زبانی حضرات به شیطان بودن الیاس را خواهیم شنید )  کاری که زعمای یهود در 3500سال کردند و شیطان را تصویر کردند ما در عرض سه سال مرتکب  شدیم و این درجه  سرعت در تکامل انسان را به حیرت فرو می برد، باید ببینیم در طول سال آینده شیطان تبلیغ شده صدا و سیمای ایران چه قدرتی پیدا می کند احتمالا پدر هر چی شیطان هالیودی و فانتزی را در خواهد آورد­ J!

آیه ای را که از زبان شیطان آمده ملاحظه فرمایید :

وَ قَالَ الشيْطنُ لَمَّا قُضىَ الاَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكمْ وَعْدَ الحَْقِّ وَ وَعَدتُّكمْ فَأَخْلَفْتُكمْ وَ مَا كانَ لىَ عَلَيْكُم مِّن سلْطنٍ إِلا أَن دَعَوْتُكُمْ فَاستَجَبْتُمْ لى فَلا تَلُومُونى وَ لُومُوا أَنفُسكم مَّا أَنَا بِمُصرِخِكمْ وَ مَا أَنتُم بِمُصرِخِىَّ إِنى كفَرْت بِمَا أَشرَكتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظلِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (إبراهيم/22)‏

و همينكه كار خاتمه پذيرد، شيطان مى گويد:خدا به شما وعده درست داد.و من نيز به شما وعده  دادم و تخلف كردم ، من بر شما تسلطى نداشتم جز اينكه دعوتتان كردم و شما اجابتم كرديد، مرا ملامت نكنيد، خودتان را ملامت كنيد، من فريادرس شما نيستم ، و شما نيز فريادرس من نيستيد من آن شركتى كه پيش از اين برايم قائل بوديد انكار دارم .به درستى ستمگران ، عذابى دردناك دارند (22)

این آیه کاملا با شیطان قدرتمندی که در ادبیات غربی آمده است منافات دارد ، به خدا پناه می برم که سال آینده از این آیه در جهت نقد سریال رمضان آینده استناد نکنم! هرچند که الیاس کاملا تسلط ندارد اما در جهت یک شیطان مسلط گام بر می دارد واین برای همه بچه مسلمانها زنگ خطر است اگر دیر بجنبند خیلی چیزهای دیگر را غالب مان و قالبمان  می کنند  مثلا اشتباه بودن دفاع مقدس که تا حالا جرات نداشته اند در صدا و سیما این کار را بکنند اما  زمزمه هایش را می شود شنید و دید را سرمان در  می اوردن و چرا انقلاب کردید و از این حرفها

و من نمی دانم  بندگان صالح خدا کجایند و چرا ساکت ؟

وقتی درباره شیطان در نرم افزارهای قرآنی جستجو میکردم به نتایجی رسیدم که  شکی برایم نماند سریال اغماء  چندین آیه قرآن  را کاملا نفی می کند  ببینید :

إِنَّ عِبَادِى لَيْس لَك عَلَيْهِمْ سلْطنٌ وَ كَفَى بِرَبِّك وَكيلاً(_الاسرا65)

همانا ترا بر بندگان من تسلط نيست وتنها محافظت ونگهبانى خدا كافى است (65)

دکتر پژوهان در این سریال تا این لحظه 23رمضان در مقابل شیطان ایستادگی کرده ، یعنی روزه اش را نخورده نمازش را قضا می کند و کارهای که به او دستور داده می شود و انجام میدهد  در جهت ثواب انجام میدهد به عبارت ساده تر هنوز خدا را بعنوان اول و آخر  قبول دارد  چرا تا بدینجا هیچ  کسی به کمک ایشان نیامده صد رحمت به سریال او یک فرشته بود که آن روحانی آمد کمک بهزاد . هر چند برای اینکه ذائقه مخاطب را داشته باشند  کمکی دست و پا می کنند حضرات سیما اما آن کمک باید از ابتدا به  خطوات شیطان مبارزه می کرد. این آیه را ملاحظه بفرماید:

إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئاً إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ(المجادلة/10)‏

نجوى تنها و تنها از ناحيه شيطان است تا كسانى كه ايمان آورده اند اندوهگين شوند ولى هيچ ضررى به ايشان نمى زند مگر به اذن خدا و مؤ منين بايد بر خدا توكل كنند (10).

آیا کم به دکتر پژوهان خداجو ضربه خورده است ؟ ، استادش را ناراحت کرده خانم بردیا  این مثلث عشقی را از خود رنجانده دخترش را همین دیشبی از دست داد و بماند که آبروی پرستارش خانم علی زاده را برده ! شاید اینها ضرر نباشد ...

آیه بعدی به ما می گوید  که شیطان با قلوب مریض کار دارد ، شاید منظور قلوب جسمی باشد ؟ که از یک شیطان جسمی  این کار بعید نیست الیاس یا مغزها و قلوب جسمی مریض بیشتر کار دارد ؟ یا با قلوب و مغزهای روحی مریض ؟ یا با هر دو؟ :

لِيَجْعَلَ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ(الحج/53)‏

تا آنچه را كه شيطان القاء مى كند براى كسانى كه در دلهايشان مرضى هست و براى سنگدلان مايه ابتلاء كند كه ستمگران در خلافى بى نهايتند (53)

ترجمه تفسير الميزان جلد 14 صفحه 554

القائات و وسواس شيطان وسيله امتحان است

لِّيَجْعَلَ مَا يُلْقِى الشيْطنُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فى قُلُوبهِم مَّرَضٌ وَ الْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ...مرض قلب عبارت است از اينكه استقامت حالتش در تعقل از بين رفته باشد، به اينكه آنچه را بايد به آن معتقد شود نشود و در عقايد حقه كه هيچ شكى در آنها نيست شك كند. و قساوت قلب به معناى صلابت و غلظت و خشونت آن است ، كه از ((سنگ قاسى (( يعنى سنگ سخت گرفته شده و صلابت قلب عبارت از اين است كه عواطف رقيقه آن كه قلب را در ادراك معانى حقه يارى مى دهد از قبيل خشوع و رحمت و تواضع و محبت ، در آن مرده باشد. پس قلب مريض آن قلبى است كه خيلى زود حق را تصور مى كند ولى خيلى دير به آن معتقد مى شود. و قلب قسى و سخت ، آن قلبى است كه هم دير آن را تصور مى كند و هم دير به آن معتقد مى گردد، و به عكس ، قلب مريض و قسى وسواسهاى شيطانى را خيلى زود مى پذيرد.و اما القاآت شيطانى كه زمينه را عليه حق و اهل حق تباه و خراب مى كند و در نتيجه زحمات انبياء و رسل را باطل نموده ، نمى گذارد اثر خود را ببخشد هر چند مستند به خود شيطان است و ليكن در عين حال مانند ساير آثار چون در ملك خدا قرار دارد، بدون اذن او اثر نمى كند، همچنانكه هيچ مؤ ثرى اثر نمى كند و هيچ فاعلى بدون اذن او عملى انجام نمى دهد مگر آنكه به همان مقدار دخالت اذن مستند به او شود و آن مقدار كه مستند به او مى شود داراى مصلحت و هدف شايسته است .

ختم کلام  با استناد  به صحبتهای بزرگترین مفسر عالم اسلام بعد از علم النبی و الائمه علامه طباطبایی(ره)

وَ لَقَدْ خَلَقْنَكمْ ثُمَّ صوَّرْنَكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَئكَةِ اسجُدُوا لاَدَمَ فَسجَدُوا إِلا إِبْلِيس لَمْ يَكُن مِّنَ السجِدِينَ(11)قَالَ مَا مَنَعَك أَلا تَسجُدَ إِذْ أَمَرْتُك قَالَ أَنَا خَيرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنى مِن نَّارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِينٍ(12)قَالَ فَاهْبِط مِنهَا فَمَا يَكُونُ لَك أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّك مِنَ الصغِرِينَ(13)قَالَ أَنظِرْنى إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ(14)قَالَ إِنَّك مِنَ الْمُنظرِينَ(15)قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنى لاَقْعُدَنَّ لهَُمْ صرَطك الْمُستَقِيمَ(16)ثُمَّ لاَتِيَنَّهُم مِّن بَينِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمَنهِمْ وَ عَن شمَائلِهِمْ وَ لا تجِدُ أَكْثَرَهُمْ شكِرِينَ(17)قَالَ اخْرُجْ مِنهَا مَذْءُوماً مَّدْحُوراً لَّمَن تَبِعَك مِنهُمْ لاَمْلاَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ(18) سوره اعراف

شما را خلق كرديم آنگاه نقش بنديتان نموديم ، سپس به فرشتگان گفتيم كه آدم را سجده كنيد، همه سجده كردند مگر ابليس كه از سجده كنندگان نبود(11)خداوند فرمود چه چيز مانع تو شد كه وقتى به تو فرمان دادم سجده نكردى ؟ گفت من از او بهترم ، مرا از آتش آفريده اى و او را از گل خلق كرده اى (12)فرمود از آسمان فرود شو كه در اينجا بزرگى و نخوت كردن حق تو نيست ، برون شو كه تو از حقيرانى (13)گفت : مرا تا روزى كه برانگيخته مى شوند مهلت ده (14)فرمود مهلت خواهى داشت (15)شيطان گفت كه چون تو مرا گمراه كردى من نيز بندگانت را از راه راست گمراه مى گردانم (16)آنگاه از جلو رو و از پشت سر و از طرف راست و چپ به آنان مى تازم ، و بيشترشان را سپاسگزار نخواهى يافت (17)گفت از آسمان بيرون شو، مذموم و مطرود، هر كه از آنها از تو پيروى كند جهنم را از همه شما لبريز مى كنم (18)

ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه : 36

محاصره انسان توسط شيطان از چهار طرف !

و جمله (( ثم لاتينهم من بين ايديهم و من خلفهم و عن ايمانهم و عن شمائلهم )) بيان نقشه و كارهاى او است ، مى گويد: ناگهان بندگان تو را از چهار طرف محاصره مى كنم تا از راهت بدر برم . و چون راه خدا امرى است معنوى ناگزير مقصود از جهات چهارگانه نيز جهات معنوى خواهد بود نه جهات حسى .از آيه (( يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطان الا غرورا)) 1 و آيه (( انما ذلكم الشيطان يخوف اولياء)) 2 و آيه (( و لاتتبعوا خطوات الشيطان )) 3 و آيه (( الشيطان يعد كم الفقر و يامركم بالفحشاء)) 4. نيز مى توان در اين باره چيزهايى فهميد، و از آن استفاده كرد كه مقصود از (( من بين ايديهم - جلو رويشان )) حوادثى است كه در زندگى براى آدمى پيش مى آيد، حوادثى كه خوشايند و مطابق آمال و آرزوهاى او يا ناگوار و مايه كدورت عيش او است ؛ چون ابليس در هر دو حال كار خود را مى كند. و مراد از (( خلف - پشت سر)) اولاد و اعقاب او است ؛ چون انسان نسبت به آينده اولادش نيز آمال و آرزوها دارد، و درباره آنها از پاره اى مكاره مى انديشد. آرى ، انسان بقا و سعادت اولاد را بقاء و سعادت خود مى داند، از خوشبختى آنان خوشنود و از ناراحتى شان مكدر و متاءلم مى شود. انسان هر چه از حلال و حرام دارد همه را براى اولاد خود مى خواهد و تا بتواند آتيه آنان را تاءمين نموده ، و چه بسا خود را در اين راه به هلاكت مى اندازد.و مقصود از سمت راست كه سمت مبارك و نيرومند آدمى است سعادت و دين او است . و (( آمدن شيطان از دست راست (( به اين معنا است كه وى آدمى را از راه ديندارى بى دين مى كند، و او را در بعضى از امور دينى وادار به افراط نموده به چيزهايى كه خداوند از آدمى نخواسته تكليف مى كند. و اين همان ضلالتى است كه خداوند آن را (( اتباع خطوات الشيطان (( نام نهاده است .و منظور از (( سمت چپ )) بى دينى مى باشد، به اين معنا كه فحشا و منكرات را در نظر آدمى جلوه داده وى را به ارتكاب معاصى و آلودگى به گناهان و پيروى هواى نفس و شهوات وادار مى سازد.زمخشرى در كشاف مى گويد: اگر كسى بپرسد چرا نسبت به (( من بين ايديهم )) و (( من خلفهم )) لفظ (( من )) را كه براى ابتداء است استعمال كرد، و در (( ايمان )) و (( شمائل )) لفظ (( عن )) را كه براى تجاوز است بكار برد؟ در جواب مى گوييم : فعل بطور كلى به هر حرفى كه به مفعول به متعدى مى شود به همان حرف و به همان وسيله به مفعول فيه متعدى مى گردد، و همانطورى كه در تعدى به مفعول به حروف تعديه مختلف است همچنين در تعدى به مفعول فيه حروف تعديه مختلف مى گردد. نحوه استعمال هر لغتى را بايد از عرب اخذ كرد، نه اينكه با قياس آنرا تعيين نمود، و اگر در لغت بحثى مى شود، تنها از حيث موارد استعمال آن است ؛ به اين معنا كه بحث مى شود از اينكه آيا فلان لغت را در چه جايى بايد استعمال كرد؟ و استعمالش در چه جايى غلط است ؟ مثلا وقتى از عرب مى شنويم كه مى گويد: (( جلس على يمينه )) معناى (( على يمينه )) اين است كه وى در طرف راست فلانى طورى قرار گرفت كه گويى غالبى در كنار مغلوب و زيردست خود قرار گرفته ، و وقتى مى شنويم كه مى گويد:(( فلان جلس عن يمين فلان )) مى گوييم معنايش اين است كه فلانى در طرف راست فلان كس با فاصله طورى نشست كه گويى نمى خواهد به او بچسبد، اين معناى لغوى (( عن يمينه )) است ، و ليكن در اثر كثرت استعمال در هر دو قسم نشستن استعمال مى شود، همچنان كه درباره كلمه (( انفال )) نيز به اين نكته اشاره نموديم .

اما کسانی بودند که به ما گفتند چرا گیر دادی  جوابشان را حواله می دهیم به این آیه و بس :

الَّذِينَ ءَامَنُوا يُقَتِلُونَ فى سبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقَتِلُونَ فى سبِيلِ الطغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشيْطنِ إِنَّ كَيْدَ الشيْطنِ كانَ ضعِيفاً(76)

كسانى كه ايمان آورده اند، در راه خدا پيكار مى كنند، و آنها كه كفر را پيشه خود كرده اند در راه طاغوت مى جنگند، پس شما اى مؤ منان با ياران شيطان پيكار كنيد، كه كيد شيطان هميشه ضعيف بوده است (76)

منتظر نظرهای انتقادی و ارشادی شما می باشم

تا پست آینده  خدانگهدار

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در 86/07/14 و ساعت 17:35 |

بنام ا...

قبل از شروع بحث  یعنی نگاهی اجمالی بر چند اثر ماندگار ژانر وحشت و فانتزی بگم متاسفانه  سریال اسمش رو نبر !!  هنوز هم داره  پخش میشه و خوشبختانه صدای اعتراضها هم کم وکم  داره بلند میشه هر چند کو گوش شنوا؟

اما کار کرد خدا و تجسم شیطان در آثار ادبی و تصویری دنیای غرب

در سه گانه طالح نحس   نماد شر یعنی ابلیس  بصورت مستقیم  و بدون واسطه و اغواگری ووسوسه دست به قتل و جنایت می زند و حتی کار را به آنجا می کشاند  که پسر ( نماینده) خود را در رحم انسان قرار می دهد و پرورش می دهد. آنچه  در طالح نحس صورت می پذیرد پرورش همان خدای تاریکی  و مردگان یونانی هاست در اذهان  پست مدرن امروزی و بدنبال و همراه آن فیلم  قسمتهای مختلف  فیلم جن گیر  در بارور سازی نیروی اهرمینی در عرض نیروی  الهی مثمر به ثمر  می افتد ....

اما مشکل آنجا پیدا می شود که در آثار  بعدی همین تمدن غرب  دیگر انسان  موحد به جنگ اهریمنها نمی رود  کشیشی  که در فیلم جن گیر با شیطان مبارزه می کند و کشته می شود در اثرسکولار بنام و معروف ارباب حلقه  کاملا لاییک شده و با یاری شمن و جادو با  سپاه شیطان  روبرو می شود  و جالترین مساله در فیلم ارباب حلقه این است کوچکترین اشاره ای به نیروی ماورایی  مثبت حال از هرنوعش  ( خدای ابتدایی انسانهای نخستین  یا مجموعه خدایان  یونانی و یا خدای موحدان  ) نمی شود  و رد پایی در حد یک بت در این  اثر از خدا دیده نمی شود........متاسفانه  در هفت  گانه هری پاتر  باز هم این رخداد به شکل وحشناک تری رخ  نشان می دهد چه اینکه از دنیا آمدن هری پاتر 7 سال طول نمی کشدو حتی از آمدن آخرین قسمت آن  چند ماه نمی گذرد  یعنی هری پاتر یک اثر کاملا نو و به قول معرف  به روز است از این رو مولفه های آن کاملا می توان مورد استناد قرار گیره ..

در این اثر  ادبی که تا پنج قسمت آن به فیلم تبدیل شده  لرد ولدرمورت تحت تاثیر قدرت جادوی سیاه  ( متاسفانه من  نفهمیدم منشاء جادوی سیاه در  هری پاتر  از کجاست  یعنی چرا آموختن جادوی سیاه افراد را به ورطه نابودی می کشاند  هر چند  هم فیلم و هم اثر  را چندین بار مطالعه کرده و دیده ام   ولی از منشاء بطور مستقیم نامی برده نشده)  بنده احتمال می دهم در هری پاتر  شیطان  کاملا انسانی می شود  یعنی  یک فرد تحت تاثیر محیط خانواده وپرورشگاه و آکادمی هگورات «تلفظ در ترجمه های  بی شمار!! فرق می کنه»و نوعی نژاد پرستی  باعث ایجاد  لردولدروت یا همون تجسم نیروی شیطانی میشه یا به عبارت ساده تر نیروی  متا فیزیک و متا جادوی  چه از توع خوب و بدش وجود نداره  و هر کسی می تونه  یا خیر محض بشه یا شر محض  و متاسفانه  خانم رولینگ همانند  تاکلین نویسنده مجمومه  کتابهای ارباب حلقه   حتی به نمای یک کلیسا در این داستان  اشاره نمیکنه مثلا نمی گه خیابان جنب فلان کلیسا  و این تعمد وقتی ملموس تر میشه  که هری نوجوان  در بدترین مواقع  بهترین کمک های غیبی رو از دوستان جادوگرش و بخصوص استاد سفید پوش، آلبوس دامبلدور ، که آدم رو به یاد گاندلف خاکستری مندازه  میشه !! در مورد هری پاتر یک تناقض آشکار همیشه  هست وقتی خدا وجود نداره یعنی حساب و کتاب پس از مرگ هم نیست  من نمی دونم  پدر و مادر هری وبخصوص این آخر داستان  استادش ( آلبوس دامبلدور) از کجا به این دانش آموز ! فنون جادوگری  کمک می کنند  در فصل ایستگاه کینگزکراس  در جلد هفتم  در فرز که هری  بقول معروف در کمات یعنی نه مرده است و نه زنده با دامبلدور رو برو میشه و از او می پرسه این چه دنیای هست که تو در اون قرا ر داری رولینگ با استادی هر چه تمامتر  از زبان دامبلدور  با نفی  وجود  چیزی بنام دنیای پس از مرگ یا دنیای میان دنیای مرگ و دنیای زندگی  به هری پاتر  که کنجکاو شده در چه دنیای است که با استادش رو برو شده  می گوید  : پسر عزیزم من هیچ عقیده ایی درباره  این ندارم بقول معروف این مهمانی توست  و هری که می ترسد استاد  از سوالاتش ناراحت شود  دیگر نمی پرسد یا به عبارت ساده تر  رولینگ فرار بزرگی رو در همین چند سطر مرتکب میشه  و این قضیه موقعی حاد و خطرناک میشه که محصولات همین ذهن  انسان از خدا بی خبر  و کافر بصورت محصول داغ داغ  در تمام جهان و ایضا در ام القری کشورهای اسلامی  با شمارگان  زیاد و با ترجمه های بسیار  منتشر میشه  صد البته کمپانی های شیطانی هالیود هم نمی گذارند  غذا سرد بشه زود اون رو بصورت فیلم سرو می کنند ....................

کسانی که با ادبیات فانتزی  آشنایی دارن بطور قطع  با شخصیتی  حقیقی که شکلی داستانی به خود گرفته بنام  داران شان آشنا  هستند  کتابهای  داران شان (یا شن daren shan)  در دومجموعه ارائه شد یک دوازده گانه  با اسم اصلی  خود دارن شان و مجموعه دوم  بنام  کلی دمونتا ( نوعی شیاطین بزرگ وکوچک با قابلیت زیاد ) و سرآغازش یعنی لرد لارس  . سری دوم تا داستان  پنجم  در ایران ترجمه شده  و همین ماه پیش ترجمه لحظه ایی فصولش درسایت  آکادمی  دارن شان شعبه ایران !! بنام دیو خون تموم شدو اون رو هم می تونید داغ داغ نوش جان کنید .در این مجموعه که فیلم اولین سریش سال آینده در درایوهای DVD هامون در منازل قرار می گیره  کاشکی خدا تمام و کمال مرده بود  ولی متاسفانه  خالق جهان در  یک موجود  شریر که هرلحظه در اینده و گذشته  دست به تغییر سرنوشت زمان و مکان میزنه  بنام آقای دیسموند متجلی میشه ( پناه می بریم به خدا از شر شیاطن و از افکار پلید شیاطین ) این جا نمی خوام داستان های تمام کفر آمیز دارن شان رو باز کنم  اما همین کتاب رو می تونید در کتابخانه های جمهوری اسلامی  بنام ادبیات فانتزی کودکان!! به امانت بگیرید  و اگر خواننده شما  یعنی افراد بالای 18 سال باشن عیبی نداره ؟!اما یه نوجوان  13 تا 14 ساله  چه گناهی داره تا با ادبیات کفر آمیز  و کثیف و دنیای وحشت و خون  دارن شن آشنا بشه  ارتباط برقرار کنه  و خودش دارن شان  بشه یک  بزرگزاده (کلمه خدا رو اینجا نیاوردم) خونریز  و با برادرش که مظهر شر عالم گیر شده دست و پنجه چه عرض کنم توحش محض  نرم کنه! و صد البته همین دارن شان 15  ساله در قسمت آخر داستان  می فهمد او خود فز ایزدی دارد و همچنین دشمنش نیز فر ایزدی دارد! و جالبتر  ایکنه  این دارن شن می تواند ارباب عالم یعنی دیسموند که از طرفی پدرش نیز هم هست ر شکست بدهد و یا به قولی گول بزند!و عجیب این قسمت پهلو به پهلو میزند یا قصه کشتی گرفتن  پیامبر قوم یهود با خدا و ضربه کردن خدا !! خب کودک ما می فهمد می تواند با خدا بجنگد و یا به قول همان دوست دوم خردادی می تواند بر ضد خدا هم تظاهرات کند ! و او را هم شکست بدهد ببخشند کسانی  که  هی میگن چرا به سریال صهونیستی  الیاس  و او یک فرشته بود اینقدر گیر میدی ..بماند که در سری دوم یعنی دمونتاها هستی رو شکل می دن و در دنیاهای موازی با انسانهای خوب البته از نوع جادوگرش مبارزه می کنن   باز از خدای کلیسا  خدای کنیسه خدای مسجد خدای دیر خدای بت خانه خدای کوه المپیا  هیچ خبری نیست  نه زئوس نه یهوه نه الله نه اهورامزدا و نه بوداو نه برهما و ........در این اثر دیسموند خالق جهان ( اعوذبالله) یک موجود وحشی و عوضی هستش هدفش بازی دان انسانها و دققا می توان دید نویسنده  از کدامین منظر به پروردگار نگاه می کنه ..آیا درسته  این نگاه رو به خودمون و فرزندانون منتقل کنیم........آدم تا این ادبیات رو اون ور مرزهای ارتباطی یعنی در دنیای کثیف  غرب  می بینه زیاد ناراحت نمیشه هرچند انسانهای اونجا هم گناهی ندارن که منحرف شن اما وقتی همین ادبیات  آرتیموس فارولی !( سری  و کپی و ملقمه ای (؟غ)از  دارن شان و ارباب حلقه و هری پاتر )  بنام  ادبیات فانتزی کودکانه به دست بچه هامون میرسه و ما نخونده فکر می کنیم چه شاهکارهایی هستند قطعا اگر فردا بیاد یکی از این بچه  اغماء۶ و ۷!! رو بسازه نباید متعجب بشیم .و دوستانی که آگاهانه یا ناآگانه حقوق بگیر کمپانی های صهونیستی هستند هم وقتی این حرفها رو می شنوند برن مردانه همین چند سری کتاب رو بخون شمارگانشون رو در چاپهای مختلف ببیند تا بدونن که پر بی راهم نمی گیم ........ در مورد شیطان  و نوع نگاه مسیحیت و یهود و اسلام  به اون یه کتاب سفارش دادم که واسم بیارن و دراون مستددل در این باره حرف زده شده و ان شاءالله هم معرفیش می کنیم و هم چند پست درباره اون حرف می زنیم و صحبت دیگه در مورد سریال صهیونسیتی اغماءو سریال بسیار مشکوک میوه ممنوعه هم صحبتهای تکمیلی دارم که انشاء الله درباشون خواهم نوشت  بماند که این حرفها شاید  به نظر بعضی دوستان  الکی و من دراوردی و نوعی آمپول دکترعباسی  باشد ولی اصول صحبت کاملا هستش ...متاسفانه ما اون روز در صدا وسیما قافیه رو  به نگرش  و زاویه دید به ماوراء باختیم که آثار سبکی همچون روح مهربان ! سریال سه سال پیش" کمکم کن "و کسی ککش نگزید وقتی اقبال عموم به این ژانر  یعنی  سینمای  وحشت  ماورایی  برای مسولین  مشخص شد و چراغ سبز هم داده شد سریال صهیونیستی ( او یک فرشته بود) متدینین و علمای اسلام  و روشنفکران مذهبی  در ماه رمضان پارسال در اوج ناباوری غافل گیر کرد و سپس صدا و سیما  با اینکه اون موقع هم داد خیلی ها  در مذمت سریال صهیونیستی او یک فرشته بود در اوم دامسال با کمال وقاحت  ده دوازده قسمت  شیطان رو درلباس بچه بسیجید و حزب الهی  و همون ادبیات گفتاری  به مردم قالب و غالب! کرد سپس چهره کریه از شیطان را رو کردن الانی هر چه بچه مذهبی مسجد رو که می بینم خیال می کنم الیاسن و اقعا دستتون درد نکنه  ای ول به هموتن .......طرف می خواد بره مناقصه ببره  ادای جانبازان شیمیایی رو در میاره می خوام بدونم جانبازان  که هم حزب الهی دارن هم مسیحی هم شیعه هم سنی هم یهودی هم بی دین  ! مگه چه گناهی کردن که صدا و سیما باید ادای اونها رو در بیاره واقعا دست مریضاد دم همتون گرم این بجای  فیلم ساختنتونه برید از رسول ملاقلی پور بپرسید  که چطور باید فیلم ساخت برای جانبازان شیمیایی .............

چرا نمی تونید یه سرال بسازید که افراد بدکاره  یه جایی سرشون به سنگ بخوره و آدم شدن

 امثال اون راهزنی که آیه قرآن ر می شنوه  و بعد یک عمر در اسارت شیطان به طرفه العینی برمیگرده زیاد هست زیاد.

چه حسنی داره شما شخصیتهای سالمی نظیر دکتر پژوهان یا حاج فتوحی  یا نقش اول سریال  او یک فرشته بود    رو ابتدا به لجن بکشید و ویران کنید بعد باخشت های کلوخ شده  و نیم شده یه دیوار کج و کوله بسازید ..........

نظر یکی از دوتان رو ببیید

نویسنده: ...

دوشنبه 9 مهر1386 ساعت: 20:39

واقعا براتون متاسفم.....
در مورد میوه ی ممنوعه باید بگم که خوب دست شما جماعت رو،رو کرده........آدمای پولداری که تو خونه های هزار متری زندگی می کنن و ادعای مذهبی بودنشونم میشه.....
اگرچه به مذاق شما و امثالتون خوش نیومده ولی حقیقت محضه......نمی تونین تحمل کنید که یه فیلمی داره پته مته ی همتون رو میریزه رو آب؟همتون دارین به طول ریشاتون نون می خورین......
بیخود نیست که میگن وقتی امام زمان بیاد علمای اسلام و مذهبی ها بر علیه اون جبهه می گیرن...
همین شماها هستین که مردم رو از دین زده می کنین.......
خدا همه ی ما رو به راه راست هدایت کنه......

 

اولا  بخدا من یکی  با  مدرک کارشناسی معتبر از یکی از دانشگاه های بازهم معتبرتر بی کار بی کارم  این یکی  اما خونه اصلا هزار متر هم نیست  من اصلا ریش نمی زارم یعنی در حد یک ماشین نه بیشتر  که حالا بخوام از قبالش نون بخورم...و کار امام زمان رو ه ملطف کنید بخودشون واگذارید چون نه بنده صلایت دارم در ان مورد حرف بزنم و نه شما و اگه قرار هست ایشون ما رو دک فرمایند  بر دیده منت هرچه از حضرت دوست رسد بهتر که زیر شمشیرش رقص کنان باید رفت  و در مورد دین زدگی   بهتر بگم شما به فرددینی زدگی مبتلا هستید و نه دین زدگی  دین یک حقیقت ناب هستش شاید گرد و غباری بعضی کارهای رسانه ایی از هر نوعش روش رو بگیره ولی اگر آدم  یه کمی کوشا باشه  قد تبین الرشد من الغی  رو حتما  خواهد فهمید 

شاید دید شما اط دین دارها عوضی باشه

 مثل فیلم  احمقانه و وقیحانه  اخراجی ها  یا  همین  حاج آقا فتوحی بله حرف ما هم همینه اگر لباس روحانیت رو به تن یک زندانی می پوشن و اون میشه امام جماعت مسجد و مردم هم نامردی نمی کنن به هر  طلبه ای مگن مارمولک  فردا به هر بچه  مسجدی میگن الیاس  و بهر پیرمردی میگن فتوحی ویا هرکی از  زور خردل  سرفه کرد می افتی یاد جمال بی کمال! مغلومه زده میشید و

 دیگه  به کی می تونی اعتماد کنید امثال هستی که از اول روز خدا همون نیستی  تشریف دارن  و بعد از دزدیدن مال مردم بیان با پول مردم توبه کنن و ماکسیما بخرن و آتیشش بزنن ( سریال سه سال پیش رمضان میگم" کمکم کن ") و یا فتل آقا تو زیر زمین پارسالی بشن که  میلیارد تومن مردم رو واسه راحتی روح و روان بده  آسایگاه و  یتیم خونه

 عزیزکم تازه شانس بیاری گیر آدمای چشم برزخی !؟! آخرین گناه نیفتی  که تا جم بخوری نفست رو بو بکشی که الحمداالله  در قاموس صدا و سیما این چشم برزخی یا مال دختر بازهاست که  چشم رو عمل می کنن!!ور میدارن میدنشون این و اون! یا مال همین الیاس خوشگل مامانی هستش .

دست کمال تبریزی و ده نمکی و ضرغامی درد نکنه ......

گوشه ایی ازتقذ پارسال سوره بر آخزین گناه

آخرین گناه" ادامه جریانی از سریال سازی است که بطور مشخص با " کمکم کن " آغاز و سپس با " او یک فرشته بود" ادامه یافت. این جریان تحت تأثیر گونه‌های سینمایی دلهره و وحشت که با درونمایه‌های دینی مسیحیت ساخته شده اند، علاقه شدیدی به طرح و تصویر مضامینی نظیر روح، شیطان، برزخ و هر مفهوم دینی که ناشناخته تر، مبهم و غیر متعارف است، دارد. و در این راستا ابایی هم در تحریف دین اسلام وجود ندارد. نمونه روشن آن تصویر شیطان در سریال او یک فرشته بود، که تحت تأثیر شیطان قدرتمند مسیحیت ( همچنانکه در فیلم طالع نحس می توان دید) ساخته وپرداخته شده است. آخرین گناه نیزتقلیدی ناشیانه از فیلم هفت دیوید فینچر بشمار می آید، اما همان رویکرد غیر متعارف و باطن گرای این جریان باعث گردید تا توجه و تمرکز اصلی خود را بر آثار باطنی و یا برزخی گناه قرار دهد. اما ای کاش مسأله به همین جا ختم می شد، و این سریال داعیه‌های بزرگتری نمی داشت. تمام گناهان این سریال نظیر خیانت در امانت، حسد، شهوت، رباخواری و ... در مقابل یک گناه بزرگ تری رنگ می بازند و بی تردید هدف اصلی این سریال محکومیت همین گناه است. این گناه را می توان اینگونه تعریف کرد: اجرای خودسرانه عدالت با قضاوت براساس باطن افراد اما می توان قید قضاوت بر اساس باطن افراد را بااطمینان خاطر حذف کرد، چرا که در غیر این صورت ارتکاب چنین گناهی منحصر می شود به فرهاد مودتی که دارای چشم برزخی است. هرچند که عملاً چنین گناهی در سریال اتفاق نمی افتد، اما اراده چنین گناهی چنان تبعات غیر برزخی دارد که بر همه آثار برزخی دیگرگناهان می چربد. آیا این سریال می خواهد بگوید در شرایطی که فساد همه جا را فرا گرفته است( گفته فرهاد مودت) ما نیازمند یک همزیستی مسالمت آمیز با گناهکاران هستیم؟ به عبارت دیگرآیا ثمره سریالی که ما را از گناه می ترساند این خواهد بود که نسبت به گناه بی تفاوت باشیم؟ اما اگر گمان شود که این سریال گرایش‌های عدالت خواهانه را مورد طعن قرار داده است، کاملاً اشتباه است، چرا که اساساً مقابله با بی عدالتی در آخرین گناه آنچنان معنای عام و مغشوشی دارد که قتل یک انسان حسود را نیز شامل می گردد. از آنجا که این جریان سریال سازی به دلایلی نامعلوم همواره موردعنایت بوده است، پیشنهادی برای جذاب ترشدن این گونه سریال سازی ارائه می کنم. با توجه به فیلم‌هایی نظیر وکیل مدافع شیطان و یا آخرین وسوسه مسیح، بهتر است قهرمان داستان نتیجه نهایی عمل خود راببیند و در پایان فیلم ناگهان از رؤیا، خواب و یا کما بیرون بیاید. این امر نه تنها بر ترس، دلهره و هیجان فیلم می افزاید، بلکه به خوبی می تواند نقش شیطان را به نمایش بگذارد. حق بدهید مضمون غیر متعارف دیگری به ذهنم خطور نکرد، ارواح و عالم برزخ در سریال کمکم کن بکار گرفته شد، از شیطان در او یک فرشته بود استفاده شد، و آثار برزخی گناهان در آخرین گناه، راستی یک گوش برزخی که صدا و گفتگوی ارواح را می شنود، چطور است؟

 

سیما در اغماء…

شيطان سريال «اغماء» در جامعه امروزی نمود واقعی ندارد

سريال «اغماء» مروج خرافه‌گرايی است

چرا الیاس چرا کنستانتین چرا وکیل مدافع شیطان

 

+ نوشته شده توسط محمد در 86/07/10 و ساعت 23:47 |