تبليغاتX
پرواز تا بیکران
 

نگاهی به دنیای  فراماسونری  (2)

چرا مي‌خواهند احمدي‌نژاد نباشد؟

+ نوشته شده توسط محمد در 88/04/03 و ساعت 0:17 |

منبع: وب لاگ تشيع علوي

"به خاطر دارم که روزی جلسه ای در منزل یکی از اعضا تشکیل شده بود. از حجت الاسلام فلسفی هم برای شرکت در این جلسه دعوت به عمل آمده بود و ایشان که بنا به اظهار خودشان دقیقا مقاله را خوانده بودند، مطلب مهمی را که باعث آن همه تبلیغات سوء شده باشد به دست نیاوردند و تنها ایرادی که به مقاله دکتر شریعتی داشتند و در حضور استاد مطهری و آقای شریعتی ابراز نمودند، عبارت از این بود که چرا شریعتی در تمامی این دو مقاله از ابتدا تا انتها القاب خاص حضرت رسول را به کار نبرده اند و به جای استفاده از کلمه "حضرت" در مقابل نام رسول اکرم در همه موارد و همه جا به نامیدن نام محمد اکتفا کرده اند.


همه حاضران منتظر بودند که دکتر شریعتی برای این قصور و تقصیر که القاب خاص پیامبر را از جلو نام ایشان حذف کرده بی جواب بماند و پاسخی نداشته باشد، پس از یک لحظه برقراری سکوت در بین حضار، دکتر شریعتی در پاسخ اظهار داشت: "وقتی در این مملکت بالاتر از حضرت که اعلیحضرت باشد داریم همان نام مبارک "محمد" زیبا ترین و خدایی ترین نامی است که می شود در این کشور و در این مقاله و در هر اثری به جا گذاشت و خود این نام به تنهایی مبین شخصیت و رسالت پیغمبر است."

+ نوشته شده توسط محمد در 88/02/26 و ساعت 23:57 |
 
 اين داستان هم زنده كننده يادِ واقعه ي مشكوك هلوكاست است و هم نشان دادن يك الگو و منجي (آمريكا) و هم منحرف كننده اذهان به ماورا الطبيعه است.
من يكي از خوانندگان مجموعه كتاب هاي هري پاتر و بينندگان فيلم هاي هري پاتر هستم. مدتي پيش كه تازه كتابهاي هري پاتر را به پايان رساندم، به نكاتي برخوردم، كه تقديم خوانندگان جست و جوگر مي كنم .شايسته است پيش از هر چيز به خلاصه ي داستان توجه فرماييد:
هزاران سال پيش در جامعه ساحران چهار جادوگر بزرگ به نام هاي گودريك گريفندور، هلگا هافلپاف، روينا رونكلاو  و  سالازار اسليترين  به تاسيس مدرسه اي با نام هاگوارتز براي آموزش سحر اقدام كردند.  اين چهار جادوگر كه چهار گروه را در مدرسه به وجود آوردند، بنا به سليقه و تفكر خود به آموزش پرداختند.  اما در ميان اينها سالازار اسليترين به اين عقيده داشت كه بايد جادوگراني را در مدرسه تعليم دهيم كه داراي خون خالص جادوگري هستند، يعني پدر و مادر آنها جادوگر باشند (و انواع ديگر جادوگران به اين صورت است كه: يكي از والدين جادوگر باشد، يا هيچ يك از والدين جادوگر نباشد و فقط فرزند ساحر متولد شده باشد ) آن سه جادوگر ديگر با عقيده ي وي موافق نبودند بنابراين اسليترين از مدرسه خارج شد و قبل از خروج از مدرسه تالاري را در اعماق آن بنا كرد و هيولايي را در آن نهاد و درب تالار را بست  به اميد اينكه روزي نواده واقعي اش برگردد و با باز كردن درب تالار، مدرسه را از وجود خون ناخالص  پاك كند.
 
 (حتما بخوانید منیع : سایت موعود)

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 88/02/23 و ساعت 21:2 |

بدون شرح

                                 


منبع: موعود

 

به این وبلاگ حتما سر بزنید مسئله روش

+ نوشته شده توسط محمد در 88/01/24 و ساعت 23:53 |

به این فراز از کتاب " برخورد تمدنها و بازسازی نظم جهانی " ساموئل هانتینگتون  توجه فرمایید :

" رهبران سیاسی ای که  سرشار از غرور خیال می کنند قادر به تغییر شکل جامعه خود به صورت بنیادین هستند ، سرنوشتی جز ناکامی خواهند داشت . ایشان هر چند عناصری از فرهنگ غرب را به جامعه خود وارد می کنند قادر نیستند که عناصر اصلی فرهنگ بومی را از میان ببرند یا تحت الشعاع قرار دهند.برعکس، وقتی ویروس غرب به بدن جامعه ای وارد شد، بیرون راندن آن دشوار است.وبروس غرب استقامت می کند ولی کشنده نیست ؛ مریض زنده می ماند ولی سلامتی خود را هرگز باز نمی یابد. رهبران سیاسی می توانند تاریخ رابسازنداما از تاریخ فرار نمی توانند کرد.آنچه ایشان خلق می کنند جامعه ایی غربی نیست؛ کشوری است از درون گسیخته است.آنها جامعه خود را با دوگانه اندیشی فرهنگی آلوده می کنند و این بیماری ماندگار می شود و ریشه می گیرد. " (ص245-246 ترجمه محمد علی حمید رفیعی،1378)

این متن بهترین تعریفی است که از جامعه غربی شندیده ام ، اما باز یک ایراد کلی بر آن وارد است وآن اینکه هانتینگتون  یک نویسنده و روشن فکر غربی است و هر آنچه را نیز بخواهد با صداقتی که در خور اندیشمندان است بیان کند باز از منظر یک غربی است شاید بتوان عبارت بالا را با اینگون تصحیح کرد :

"جامعه غرب همانند ویروس ایدز است که مریض می کند و در دراز مدت می کشد ."

پی نوشت :

1-دوستان غرب گرا به صفحات این کتاب حتما مراجعه کنند

2- می خواهم یک نقد دانشجویانه یک صفحه ایی بر این کتاب 550 صفحه ایی بنویسم  با عنوان " آنچه از هانتینگتون فهمیدم "

3- این کتاب بسیار مهم هستش بخونید این کتاب رو ای ملت کتاب نخون!

4- به زودی بقیه نقد فیلم جن گیر رو هم میارم

وسلام

+ نوشته شده توسط محمد در 88/01/23 و ساعت 23:15 |

بنام خدا

(پنجره ایی  به دنیای فیلم  جن گیر (قسمت 1) )

بعداز مدتها فرصت دست داد تا دوباره پای این فیلم بنشینم و از پنجره ایی دیگر بنام نقد و نه سرگرمی به این اثر فانتزی گونه اما ایدئولوژیک  منش  سینمای غرب  نگاهی بندازم . دیده بودم و شنیده بودم که این فیلم جهت گیری خاصی نسبت به دنیای شرق (شرق فکری و نه شرق منطقه ایی ; چه اینکه اصلا شرق منطقه ایی اساسا وجود ندارد بطور مثال ژاپن برای اروپا  هم شرق فکری است و هم شرق منطقه ایی اما همین کشور برای آمریکا شرق فکری است و غرب منطقه ایی و به همین نسبت سایر بلاد آسیایی اما چرا اصطلاح شرق فکری رو انتخاب کردم احتمال میدم بخاطر این است که این اصطلاح رو توی کتابهای شریعتی و یا سخنرانیهای عباسی و یا رحیم پور ازغدی خوندم یا شندیم و در حافظه ناخودآگاه این حقیر ثبت شده باشد و واسه اینکه پرانتز رو ببندم عرض کنم این توضیحات شاید مسخره باشند و یا هم دلیلی بر افاضه فضل کردن بنده تلقی بشن اما به نظرم مهم است که نویسنده تمام و کمال اونچه رو که میگه روشن بیان کنه و نه مبهم حالا اگه به اضافه گویی افتاد اون آفت رو بنده به جان می خرم مثلا در کتاب راز داوینچی اثر دن بران اونچه من رو مجذوب خودش کرده  توضیحات پاورقی هستش که مترجمین بزرگوار و فهیم اثر به کتاب افزودند و نه خود رمان !! پرانتز بسته)

اولین سکانس فیلم(1) ،یک صفحه سیاه است که موسیقی پشت اون (بک گراند) صدای اذان هستش  بعد وقتی اذان رو ادامه میده صفحه سیاه از بین می ره که هنگام  طلوع خورشید رو به تصویر میکشه و مصادف میشه  شهادت به وحدانیت خدا و شهادت به رسالت رسول !


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 88/01/18 و ساعت 0:13 |

بنام خدا

با سلام امروز فایل سخنرانی برادر حاج سعید قاسمی رو خدمت شما تقدیم می کنم  با عنوان :

 آفند یا پدافند انقلاب اسلامی

نکته :

این سخنرانی ( تصویری ) رو می تونید از سایت آرمان  تهیه کنید

و

دومین نکته اینکه جتاب قاسمی در سخنرانی های خودشون به صاحت اعلام کردند که می تونیم این فایلها رو MP3کنیم و در اختیار شما قرار بدیم .

و

یک فایل از  برادر بزرگوار مال 5 سال پیش دارم درباره حاج احمد

 اما کیفیت اون خیلی خرابه نمی دونم اون رو بذارم یا نه ؟

(این فایل رو مطمئنا خود برادر قاسمی هم ندارند !)

 قسمت 1

قسمت2

                                 برای سلامتی شهدا صلوات

+ نوشته شده توسط محمد در 88/01/10 و ساعت 1:9 |

کاریکاتوری که خشم صهیونیستها را برانگیخته است Pat Oliphant Gaza  cartoon

کاریکاتوری که می بینید اثر پت آلیفنت (Pat Oliphant)، کاریکاتوریست مشهور آمریکایی است که انتشار آن در روزنامه نیویورک تایمز، خشم صهیونیستها را برانگیخته است. بنا بر گزارش پرس تی وی، مرکز صهیونیستی وایزنتال در بیانیه ای از تمامی پایگاه های اینترنتی جهان که به انتشار این کاریکاتور پرداخته اند، خواست تا هر چه سریع تر این تصویر «موهن» را از دسترس عموم خارج سازند.

من هم به نوبه خود، با توجه به درخواست صهیونیستها و به تقدیر از پت آلیفنت، این کاریکاتور را در وبلاگم قرار دادم.

پت آلیفنت، کاریکاتوریست آمریکاییِ استرالیایی الاصل و برنده جایزه پولیتزر بهترین کاریکاتور مطبوعاتی جهان در سال 1967 است. او در این کاریکاتور که واکنشی هنرمندانه به جنگ غزه است، فردی یونیفرم پوش را ترسیم کرده است که در یک دست شمشیر و در دستی دیگر یک ستاره یهود دارد و زنی ریزه اندام را که کودکی در آغوش دارد و نمادی از «غزه» است، تعقیب می کند.

در اینجا چند پیشنهاد دارم که امیدوارم مورد توجه قرار گیرد:

۱- وبلاگنویسهایی که دغدغه حمایت از مظلوم و مخالفت با صهیونیسم دارند، با توجه به درخواست صهیونیستها مبنی بر حذف این کاریکاتور از صفحه های اینترنتی، این کاریکاتور را در وبلاگهای خود منتشر کنند.

۲- خانه کاریکاتور ایران که در سالهای گذشته برنامه های ابتکاری جالب توجهی در حمایت از مردم مظلوم فلسطین برگزار کرده است، نامه ای تقدیر آمیز به امضای کاریکاتوریستهای ایرانی تنظیم کند و آن را برای پت آلیفنت ارسال کند.

۳- بچه های جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در نشریاتی مثل ماهنامه راه یا خود شبکه پرس تی وی، می توانند ترتیب مصاحبه هایی ضدصهیونیستی با  آلیفنت را بدهند و در نشریات خود منتشر کنند. اینگونه مصاحبه ها علاوه بر پتانسیل بالای تبلیغاتی، راه موثری در نزدیکی هنرمندان جبهه مقاومت در سرتاسر جهان است.
سال گذشته در سالروز ۶۰ سالگی رژیم صهیونیستی، چند تن از هنرمندان و شخصیتهای فرهنگی مشهور غربی مثل کن لوچ (فیلمساز انگلیسی)، راجر واترز (عضو معروف گروه موسیقی معترض پینک فلوید)، جودیت باتلر (فیلسوف آمریکایی)، دمیس روسس (خواننده معروف یونانی که قدیمیها بیشتر او را می شناسند) و جان ویلیامز (گیتاریست مشهور سبک فلامنکو)، بیانیه ای علیه موجودیت این رژیم صادر کردند که پتانسیل تبلیغاتی خوبی به نفع جبهه مقاومت جهانی به وجود آورده بود، اما رسانه های ایرانی متاسفانه مثل همیشه فرصت استفاده از آن را از دست دادند. امیدوارم از این به بعد این فرصتها از دست نرود.
----
پی نوشت
لینک خبر مربوط به واکنش صهیونیستها به این کاریکاتور در پرس تی وی: +

((این مطلب عینا از وبلاگ یهود شناخت خدمت دوستان تقدیم می کنیم ))

+ نوشته شده توسط محمد در 88/01/08 و ساعت 23:21 |

 ببينيد! غرب‌ در ذات‌ تكنولوژيكي‌ خودش‌ تفوق‌ طلب‌ است‌. يعني‌ ما بحثي‌ داريم‌ در فلسفه‌ علم‌ كه‌ علم‌ وقتي‌ مجتمع‌ شد في‌حد نفسه‌ قدرت‌ را به‌دنبال‌ مي‌آورد. برگرديم‌ به‌همان‌ كلامي‌ كه‌ «فرانسيس‌ بيكن‌» در ابتداي‌ رنسانس‌ گفته‌ كه‌ «هدف‌ نهايي‌ علم‌ قدرت‌ است‌». در چنين‌ فضايي‌ غرب‌ براي‌ اعمال‌ اين‌ قدرت‌ و كسب‌ مطامع‌ بيشتر از تصوير دارد بهترين‌ استفاده‌ را مي‌كند. هاليوود به‌عنوان‌ مركز فيلمسازي‌ آمريكا، كه‌ در سال‌ 700 فيلم‌ توليد مي‌كند و سالانه‌ 15، 16 ميليارد دلار سود خالص‌ دارد و نزديك‌ به‌ 78% سينماها و تلويزيونهاي‌ جهان‌ از آن‌ تغذيه‌ مي‌شوند. شما كلمات‌ را كه‌ كنار هم‌ قرار بدهيد به‌صورت‌ بسيار وسيعي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ ما با چه‌ قدرت‌ و تأثير و برنامه‌ريزي‌ عظيمي‌ از آن‌ طرف‌ روبه‌رو هستيم‌. واقعيت‌ مسأله‌ اين‌ است‌ كه‌ غرب‌ به‌ اهميت‌، قدرت‌ و تاكتيك‌ تصوير پي‌ برده‌ است‌ و از آن‌ در قالب‌ سينما دارد استفاده‌ مي‌كند. ما در غرب‌ فيلم‌ خنثي‌ نداريم‌، يعني‌ از اين‌ 600، 700 فيلمي‌ كه‌ در سال‌ توليد مي‌كند 30، 40 فيلم‌ است‌ كه‌ در سطح‌ جهان‌ مطرح‌ مي‌شوند، البته‌ آنها را هم‌ خودشان‌ مطرح‌ مي‌كنند با اسكارهايي‌ كه‌ مي‌دهند و بعضاً هم‌ به‌دليل‌ جذابيتهاي‌ عامه‌اي‌ كه‌ دارند در سطح‌ جهان‌ مطرح‌ مي‌شوند و واقعاً فرهنگسازي‌ مي‌كنند. مانند جرياني‌ كه‌ «تايتانيك‌» با دو ميليارد بيننده‌ در سطح‌ جهان‌ ايجاد كرد. اين‌ نكات‌ را به‌صورت‌ پراكنده‌ دارم‌ عرض‌ مي‌كنم‌ چون‌ درهر بُعدش‌ يك‌ معناي‌ عظيمي‌ وجود دارد، مي‌خواهم‌ با اين‌ دلايل‌ نشان‌ بدهم‌ كه‌ غرب‌ به‌قدرت‌ عظيم‌ سينما پي‌ برده‌ است‌. به‌همين‌ دليل‌ الان‌ مهمترين‌ كاري‌ كه‌ مي‌كند اين‌ است‌ كه‌ مباني‌ نظري‌ خودش‌ را كه‌ محصول‌ ايده‌ها و اهدافش‌ است‌ به‌ زبان‌ تصوير ترجمه‌ مي‌كند. يعني‌ من‌ بزرگترين‌ ويژگي‌ غرب‌ را ترجمة‌ معنا به‌ تصوير مي‌دانم‌. چون‌ روانشناسي‌ مدرن‌ بيانگر اين‌ است‌ كه‌ تأثيري‌ كه‌ تصوير دارد هيچ‌ كلامي‌ ندارد و بحثي‌ در روانشناسي‌ داريم‌ كه‌ هر تصوير معادل‌ هزار كلمه‌ است‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/23 و ساعت 23:4 |

يكي‌ از مواردي‌ كه‌ اينها به‌ آن‌ پي‌ بردند مسأله‌ «باب‌ بودن‌» بود. يعني‌ آنها متوجه‌ شدند كه‌ ما در اعتقادات‌ اسلامي‌ يك‌ منجي‌ داريم‌ كه‌ زماني‌ ظهور مي‌كند و لذا سعي‌ كردند كه‌ از اين‌ موضوع‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ اهداف‌ سلطه‌جويانه‌ خود استفاده‌ كنند. اينكه‌ شما مي‌بينيد «مستر همفر» در كتاب‌ خاطراتش‌ ذكر مي‌كند كه‌ چطور ما محمدعلي‌ باب‌ را انداختيم‌ در اين‌ فضا و گفتيم‌ تو بابي‌ و امام‌ زماني‌ به‌نحوي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ غرب‌ نسبت‌ به‌ تأثير و اوج‌ حضور اين‌ انديشه‌ در تمدن‌ اسلامي‌ شناخت‌ پيدا كرده‌ است‌، اين‌ را داشته‌ باشيد تا بعد برويم‌ سراغ‌ امام‌ مهدي‌ سوداني‌. آن‌ كسي‌ كه‌ در سودان‌ حدود 100، 120 سال‌ پيش‌ قيام‌ كرد و تحت‌عنوان‌ مهدي‌ درجهان‌ مطرح‌ شد.

 اين‌ باز بُعد دوم‌ بود و كتبي‌ كه‌ صهيونيستها بعد از آن‌ نوشتند كه‌ مشهورترينش‌ «چهارپر» است‌ كه‌ سعي‌ كرده‌ مهدويت‌ را در ذهن‌ جهانيان‌ بشكند. يعني‌ مسأله‌، مسألة‌ دامنه‌داري‌ است‌ و بعد از آن‌ شما بيائيد سراغ‌ مركز شيعه‌شناسي‌ استراسبرگ‌ فرانسه‌ كه‌ البته‌ آنها امام‌ جعفر صادق‌، عليه‌السلام‌، را مبنا قرار داده‌اند، اين‌ مصداقهاي‌ جزئي‌ را دارم‌ عرض‌ مي‌كنم‌ و مي‌خواهم‌ اين‌ نكته‌ را بگويم‌ كه‌ براي‌ غرب‌ شناخت‌ محورهاي‌ اسلام‌ و بويژه‌ شيعه‌ خيلي‌ مطرح‌ است‌. شما مي‌دانيد غربيها از ايران‌ و عراق‌ خيلي‌ ايمن‌ نبودند. كشورهاي‌ عربي‌ را با دست‌نشانده‌ها توانستند تحت‌ سيطره‌ خود دربياورند، امّا اينجا را نه‌.
 در جريان‌ فتوايي‌ كه‌ داده‌ شد و مسلمانها ريختند به‌ سفارت‌ روسيه‌ در ايران‌ همه‌ را به‌ قتل‌ رساندند صرف‌ اينكه‌ به‌ ناموس‌ ايران‌ تجاوز شده‌ بود و پشت‌ سرش‌ ديدند پشت‌ همه‌ اين‌ جريانات‌ يك‌ آخوندي‌ نشسته‌ و دوتا جمله‌ نوشته‌. اهل‌ سنت‌ با چنين‌ فضايي‌ آشنا نبود كه‌ حكم‌ جهاد داده‌ بشود، اينها فهميدند يك‌ قشري‌ در اين‌ وسط‌ وجود دارد كه‌ قدرت‌ بسيار عظيمي‌ دارد، بعد در مسألة‌ تحريم‌ تنباكو هم‌ اين‌ را ديدند. اينها نكات‌ مهمي‌ است‌ كه‌ در نگاه‌ غرب‌ نسبت‌ به‌ شناخت‌ مفاهيم‌ محوري‌ شيعه‌ نقش‌ داشت‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/21 و ساعت 21:48 |

 به‌عنوان‌ اولين‌ سؤال‌ بفرمائيد كه‌ نقش‌ و جايگاه‌ سينما و رسانه‌هاي‌ صوتي‌، تصويري‌ در غرب‌ و خصوصاً آمريكا چيست‌؟

به‌ يك‌ عبارت‌ جهان‌ امروز جهان‌ تصوير است‌ و عمده‌ترين‌ مصداق‌ اين‌ تصوير سينماست‌. «پُستمن‌» در كتاب‌ «زندگي‌ در عيش‌، مردن‌ در خوشي‌» خود سه‌ دوره‌ را يا سه‌ سپهر را اصطلاحاً براي‌ انتقال‌ معلومات‌ ذكر مي‌كند. دورة‌ اول‌ دوره‌ انتقال‌ معلومات‌ به‌ وسيله‌ زبان‌ بود. پدر مي‌گفت‌ فرزند حفظ‌ مي‌كرد، دوره‌ دوم‌ دورة‌ مكتوب‌ بود و كتاب‌ حافظ‌ و حامل‌ معنا براي‌ نسل‌ بعدي‌ شد. ايشان‌ سومين‌ دوره‌ را دورة‌ تصوير مي‌داند كه‌ تصوير سينمايي‌ و تلويزيوني‌ جاي‌ دو موج‌ قبلي‌ نشسته‌ است‌. البته‌ تحليل‌ ايشان‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ تصويرها به‌صورت‌ خاص‌ دارد ساخته‌ مي‌شود و به‌ جهان‌ ارائه‌ مي‌شود، ما در قلمرو افزايش‌ دامنة‌ جهل‌ انسان‌ قرار داريم‌ تا علمش‌. تحليلي‌ كه‌ پستمن‌ ارائه‌ مي‌دهد تحليل‌ درستي‌ است‌ و اين‌ تقسيم‌بندي‌ نسبت‌ به‌ سه‌ دورة‌ انتقال‌ معلومات‌. واقعيت‌ قضيه‌ اين‌ است‌ كه‌ ما داريم‌ در عصر تصوير و عصر سينما زندگي‌ مي‌كنيم‌ و عنواني‌ كه‌ شما تحت‌ عنوان‌ دنياي‌  anformatic ، information   يا اطلاعات‌ و انفجار اطلاعات‌ داريد عصاره‌اش‌ تصوير است‌، يعني‌ از يك‌ طرف‌ ما الان‌ در عصر اطلاعات‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌ كه‌ اين‌ اطلاعات‌ جذابترين‌، مؤثرترين‌، كارآمدترين‌ و ماندگارترين‌ شيوة‌ ابراز آن‌ تصوير است‌. البته‌ فقط‌ اين‌ نيست‌ كه‌ حالا قدرتها دارند از اين‌ عنصر بالاترين‌ استفاده‌ را مي‌كنند. ذهنيت‌ مخاطبها هم‌، چنين‌ قدرت‌ و جايگاه‌ پذيرشي‌ را دارد. ما در شبانه‌روز بين‌ 78 تا 79% اطلاعات‌ دريافتي‌ روزانه‌ را از چشممان‌ به‌دست‌ مي‌آوريم‌ و بقيه‌ حواس‌ درصد بعدي‌ را به‌خود اختصاص‌ مي‌دهند. درعين‌ حال‌ شما اگر به‌ سيستم‌ دريافتي‌ انسان‌ نگاه‌ كنيد مي‌بينيد كه‌ نيمكرة‌ راست‌ مغز مربوط‌ به‌ علوم‌ حضوري‌ و شهودي‌ به‌صورت‌ تصوير است‌. طبق‌ تحقيقاتي‌ كه‌ طي‌ 10، 15 سال‌ گذشته‌ صورت‌ گرفته‌، انسان‌ با نيمكره‌ راست‌ مغزش‌ با اطلاعات‌ برخورد شهودي‌ مي‌كند يعني‌ در آنجا ماندگار است‌ و بزرگترين‌ و عميق‌ترين‌ تأثيرات‌ را روي‌ شخصيت‌ انسان‌ مي‌گذارد. مجموعة‌ اين‌ قضايا كه‌ من‌ به‌صورت‌ مختصر خدمت‌ شما عزيزان‌ ذكر كردم‌ معنايي‌ را مي‌سازد كه‌ تصوير را كارآمدترين‌ عامل‌ نه‌تنها براي‌ انتقال‌ معلومات‌، بلكه‌ تأثيرگذاري‌ روي‌ شخصيت‌ و روان‌ افراد قرار مي‌دهد. اين‌ مقدمه‌ به‌نحوي‌ بيانگر جايگاه‌ تصوير و سينماست‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/08/07 و ساعت 22:6 |