تبليغاتX
پرواز تا بیکران

منبع: وب لاگ تشيع علوي

"به خاطر دارم که روزی جلسه ای در منزل یکی از اعضا تشکیل شده بود. از حجت الاسلام فلسفی هم برای شرکت در این جلسه دعوت به عمل آمده بود و ایشان که بنا به اظهار خودشان دقیقا مقاله را خوانده بودند، مطلب مهمی را که باعث آن همه تبلیغات سوء شده باشد به دست نیاوردند و تنها ایرادی که به مقاله دکتر شریعتی داشتند و در حضور استاد مطهری و آقای شریعتی ابراز نمودند، عبارت از این بود که چرا شریعتی در تمامی این دو مقاله از ابتدا تا انتها القاب خاص حضرت رسول را به کار نبرده اند و به جای استفاده از کلمه "حضرت" در مقابل نام رسول اکرم در همه موارد و همه جا به نامیدن نام محمد اکتفا کرده اند.


همه حاضران منتظر بودند که دکتر شریعتی برای این قصور و تقصیر که القاب خاص پیامبر را از جلو نام ایشان حذف کرده بی جواب بماند و پاسخی نداشته باشد، پس از یک لحظه برقراری سکوت در بین حضار، دکتر شریعتی در پاسخ اظهار داشت: "وقتی در این مملکت بالاتر از حضرت که اعلیحضرت باشد داریم همان نام مبارک "محمد" زیبا ترین و خدایی ترین نامی است که می شود در این کشور و در این مقاله و در هر اثری به جا گذاشت و خود این نام به تنهایی مبین شخصیت و رسالت پیغمبر است."

+ نوشته شده توسط محمد در 88/02/26 و ساعت 23:57 |

بدون شرح

                                 


منبع: موعود

 

به این وبلاگ حتما سر بزنید مسئله روش

+ نوشته شده توسط محمد در 88/01/24 و ساعت 23:53 |

بعد از سه روز، كسالت حضرت شدت گرفت در حالی كه پارچه ای به سر بسته و دست راست بر دوش امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ و دست چپ بر دوش فضل بن عباس داشت وارد مسجد شد. به منبر نشست و فرمود: مردم نزدیك است كه من از میان شما بروم و مقداری مردم را موعظه كرد و از منبر فرود آمد و با مردم نماز ظهر ادا كرد و به خانه ام سلمه مراجعت نمود.

 رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ پس از آخرین سفر حج و رخداد با شكوه غدیر به مدینه مراجعت فرمود و بر آن حضرت معلوم شد كه مرگ و رحلت او نزدیك است، پیوسته در میان اصحاب خطبه می خواند و از آخرین فرصتها برای ارشاد و راهنمائی خلق خدا استفاده می كرد.

همواره وصیّت می كرد داخل فتنه های بعد از خود نشوند، دست از راه و روش او برندارند، در دین خدا بدعت نگذارند و در هر شرائط متمسك به عترت و اهل بیت - علیهم السلام - او شده و از دستورهای آنها سرپیچی ننمایند. شب شد و تب به سراغ حضرت آمد دست امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ را گرفت و متوجه قبرستان بقیع گردید و فرمود: خداوند به من گفت: سلام بر شما ساكنان قبرستان! خوش بیارامید كه روزگار شما آسوده تر از روزگار این مردم است، فتنه ها همچون پاره های شب تیره پیش آمده اند.

مدتی ایستاد و طلب آمرزش برای جمیع اهل بقیع كرد.

بعد از سه روز، كسالت حضرت شدت گرفت در حالی كه پارچه ای به سر بسته و دست راست بر دوش امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ و دست چپ بر دوش فضل بن عباس داشت وارد مسجد شد. به منبر نشست و فرمود: مردم نزدیك است كه من از میان شما بروم و مقداری مردم را موعظه كرد و از منبر فرود آمد و با مردم نماز ظهر ادا كرد و به خانه ام سلمه مراجعت نمود. احتضار فرا رسید، رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ دیگر نمی توانست سخن بگوید، حضرت علی ـ علیه السلام ـ سر آن حضرت را بر روی سینه نهاد، ظرف آبی كنار آن بزرگوار بود هرگاه كه اندكی به هوش می آمد دستش را در آب فرو می برد و بر صورتش می كشید و می گفت: «خدایا در سكرات مرگ یاریم كن» «خدایا در سكرات مرگ مرا بنگر».

در این لحظه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از علی ـ علیه السلام ـ خواست به لبهای او نزدیكتر شود. به او نزدیك شد. رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ در زمانی طولانی به او راز گفت، پس امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ سربرداشت و در گوشه ای نشست و حضرت رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ در خواب رفت. سپس از حضرت علی ـ علیه السلام ـ پرسیدند یا اباالحسن چه رازی بود كه پیغمبر با تو می گفت، فرمود: هزار باب از علم تعلیمم كرد كه از هر بابی هزار باب مفتوح می شود و وصیت كرد مرا به آن چیزی كه بجا خواهم آورد آن را انشاء الله تعالی! همین كه بیماری حضرت سنگین شد و رحلت نزدیك، به امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمود: بار دیگر سر او را به دامن بگیرد و فرمود: امر خداوند رسیده و چون جان من بیرون آید مرا بسوی قبله بگردان و متوجه تجهیز من باش، اول تو بر من نماز بگذار و از من جدا مشو تا مرا به قبر بسپاری.

در این لحظه صدای گریه حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ، رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ را متوجه خود كرد. از او خواست در كنارش بنشیند، رازی در گوش او گفت كه صورت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ برافروخته شد و شاد گردید. (و احتمالاً راز همان بود كه تو اول كسی هستی كه در بهشت به من ملحق خواهی شد) و بالاخره روح مقدس یگانه شخصیت جهان آفرینش به ملكوت اعلی پیوست.[2]

پينوشت:

[1] . زمر، 30.

[2] . اقتباس از بحار، جلد 22، صفحه 503 - 455.سید كاظم ارفع - سیره عملی اهل‎ بیت(ع)، ج 1، ص 71
 
منبع: تبيان

+ نوشته شده توسط محمد در 87/12/05 و ساعت 23:27 |
  • محمد (ص) در تورات


قبلا باید دانست كه هیچ یك از كتابهاى مذهبى ادیان گذشته به شكل اصلى خود باقى نمانده و آن پاكى و خلوصى را كه در زمان ظهور نبى داشته‏اند حفظ نشده است.

در قرون وسطى عده‏اى از دانشمندان غربى توراة را زیر ذره بین انتقاد قرار داده، معارضات و تناقضات تاریخى آن را استخراج كردند. در قرن هفدهم میلادى فیلسوف یهودى هلندى به نام «اسپینوزا» قلم نقد به دست گرفته و در كتاب خود موسوم به «مذهب و سیاست» تناقضات و اختلافات كتاب مقدس را بیان كرد و دانشمندانى را كه معتقدند این تناقضات ظاهرى است به باد ریشخند گرفت. (7)

فلیسین شاله مى‏نویسد: بین انجیلهاى (8) جامع و انجیل «یوحنا» اختلاف روش و اسلوب و گاهى ضد و نقیض وجود دارد. در انجیلهاى جامع، دوره تبلیغ مسیح یك سال است، ولى در انجیل «یوحنا» سه سال مى‏باشد. در انجیلهاى جامع كارهاى مسیح مخصوصا در «جلیله» ایالت قدیمى فلسطین گسترش مى‏یابد در صورتى كه در انجیل «یوحنا» در «یهودیه» انجام مى‏پذیرد... در انجیل «متى» عیسى (ع) آمده تا ادیان را تكمیل كند (9) در صورتى كه در انجیل «مرقس» گوید: «تصور نكنید كه من براى پیوند آمده‏ام بلكه براى تفرقه آمده‏ام» (10) . به هر حال، با همه اشتباهات و تناقض‏گوییهایى كه در میان كتابهاى دینى سابق وجود دارد، نباید همه آنها را مردود و مخدوش دانست. در میان آنها دستوراتى صحیح و نكات و مطالبى پاك كه نشانى از اصل باشد بسیار است، از جمله آنها بشاراتى است نسبت به پیامبر بزرگ اسلام كه با همه تلاشهایى كه روحانیون كرده‏اند كه در آن تغییراتى بوجود آورند، اصل مطلب از بین نرفته است. در توراة آمده است كه خداوند به ابراهیم گفت: «از ولایت خود و از مولد خویش و از خانه پدر خود به سوى زمینى كه بتو نشان دهم بیرون شو و از تو امتى عظیم پیدا كنم و ترا بركت دهم و نام تو را بزرگ سازم و تو بركت خواهى بود و بركت دهم به آنانى كه تو را مبارك خوانند و لعنت كنم به آنكه تو را ملعون خواند و از تو جمیع قبایل جهان بركت خواهند گرفت.» (11)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/10/05 و ساعت 22:28 |

شايد بسياري غرب جديد را فقط غرب فوق صنعتي بدانند، امّا واقعيت اين است كه غرب جديد، غربي است با رويكرد مذهبي به منازعات كلان سياسي و پايان تاريخ.

1. غرب جديد مسيحي، حزب الله آمريكايي

شايد بسياري غرب جديد را فقط غرب فوق صنعتي بدانند، امّا واقعيت اين است كه غرب جديد، غربي است با رويكرد مذهبي به منازعات كلان سياسي و پايان تاريخ.مواجهه غرب با جهان اسلام را مي توان به سه دورة مهم تقسيم كرد:

الف ـ دوره جنگ هاي صليبي

ب ـ دورة استعمار،هم زمان با انقلاب صنعتي در غرب

ج ـ از تأسيس دولت اسرائيل به دست غرب تا كنون.

دوره اخير، دوره غرب جديد است كه براي يافتن مختصات آن، بايد تاريخ را گذرا نظاره كنيم.

قرن 15 ميلادي:

در اين قرن، يهوديان از تمدن مسيحي اروپا طرد شده، مجبور شدند در مناطق محصور (گتو) زندگي كنند. كليساي كاتوليك، سقوط اورشليم و پراكنده شدن قوم اسرائيل را مجازاتي از جانب خداوند مي دانست كه به دليل صليب كردن مسيح بدان گرفتار شده اند، از اين رو كوشيد تا يهوديان را از اروپا بيرون براند يا آنان را از آيين يهود برگرداند كه در كشورهايي مثل پرتغال و اسپانيا، اين اتفاق رخ داد.

قرن 16 ميلادي:

در اين قرن، جنبش اصلاح ديني (پروتستانيسم) جريان مسيحيت يهودي را پديد مي آورد. «مارتين لوتر» مؤسس پروتستانيسم، در سال 1533 كتاب مسيح يهودي متولد شد را به رشته تحرير درآورد و به يهوديان به عنوان فرزند پروردگار اعتبار بخشيد و عهد قديم را مرجع والاترين اعتقادات مسيحي دانست.

در سال 1538 وقتي به دستور «هنري دوم»، انگلستان از كليساي كاتوليك جدا شد، مسيحيت يهودي همراه با جنبش اصلاح ديني در انگلستان رونق يافت.

در قرن شانزدهم، اعتقاد به طرح خداوند براي پايان تاريخ، از سوي مسيحيت يهودي وارد مناقشات مذهبي شد. براساس اين اعتقاد، تاريخ خداوندي با ظهور مسيح و آغاز هزارة خوشبختي آغاز خواهد شد. در اين ميان كتاب دانيال (عهد قديم) و مكاشفات يوحنا (عهد جديد) مورد تفسير جديد قرار گرفت كه بر اساس آن، پيش از آمدن مسيح براي حكومت بر جهان در هزارة خوشبختي، دو گام عظيم برداشته خواهد شد: الف ـ بازگشت يهوديان به صهيون (اورشليم)، ب ـ ساخت معبد سليمان. از اين رو، انگلستان در قرن شانزدهم، اين رسالت مقدس را بر عهده گرفت تا يهوديان را پيش از آمدن مسيح و حكومت بر جهان، به اورشليم اعزام كند.

اين خيزش، در دوران رنسانس رونق بيشتري يافت. «جان لاك» ـ بنيان گذار ليبراليسم ـ «روسو» ـ فيلسوف قراردادهاي اجتماعي ـ «كانت» و «جان ميلتون» همگي طرفدار انديشة تأسيس اسرائيل بودند. از اين رو، جنبش صهيونيزم مسيحي چند دهه پيش از صهيونيزم يهودي (1879) شكل گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/09/28 و ساعت 23:7 |

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمانِ الرَّحیمِ‏    

 

1.     اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى عَلا فى تَوَحُّدِهِ وَدَنا فى تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فى سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فى اَرْکانِهِ، وَاَحاطَ بِکُلِّ شَىْ‏ءٍ عِلْماً وَ هُوَ فى مَکانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَمیداً لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ (وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ کُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ).

 

[1] ستایش خدای را سزاست که در یگانه گی اش بلند مرتبه و در تنهای اش به آفریدگان نزدیک است. سلطنتش پر جلال و در ارکان آفرینش اش بزرگ است، بر همه چیز احاطه دارد بی آنکه مکان گیرد و جابه جا شود و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.همواره ستوده بوده وخواهد بود ، مجد و بزرگی او را پایانی نیست آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست .

 

2.   بارِئُ الْمَسْمُوکاتِ وَداحِى الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُالْأَرَضینَ وَالسّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائکَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلى جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلى جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ یَلْحَظُ کُلَّ عَیْنٍ وَالْعُیُونُ لاتَراهُ. کَریمٌ حَلیمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ کُلَّ شَىْ‏ءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ.

 

لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلایُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ 

 

[2] اوست آفریننده ی آسمان ها و گستراننده ی زمین ها و حکمران آنها . دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر. هموست پروردگار فرشتگان و روح ، افزونی بخش بر آفریدگان ، و بخشنده ی بر همه موجودات است ، به نیم نگاهی دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند .کریم و بردبار و شکیباست .

 

رحمتش جهان شمول و عطایش منت گزار در انتقام و کیفر سزاواران عذاب بی شتاب است .

 

3.   قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ اَلْمَکْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ. لَهُ الْإِحاطَةُ بِکُلِّ شَىْ‏ءٍ، والغَلَبَةُ على کُلِّ شَى‏ءٍ والقُوَّةُ فى کُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلى‏ کُلِّ شَئٍ وَلَیْسَ مِثْلَهُ شَىْ‏ءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّىْ‏ءِ حینَ لاشَىْ‏ءَ دائمٌ حَىٌّ وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُالْحَکیمُ.

 

[3] بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا ، پوشیده ها بر او آشکار و پنهان ها بر او روشن است .بر هر هستی فراگیر و چیره . نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژه ی اوست ، او را همانندی نیست .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/09/25 و ساعت 23:44 |

پروفسور پیتر چلكوفسكی به عنوان متخصص مطالعات خاورمیانه و اسلامی در دانشگاه نیویورك از جمله متخصصان برجسته است كه تحقیقاتش از ارزش والایی برخوردار بوده و در مقام منابع الهام بخش مورد استفاده جوامع آكادمیك می‌باشد. نوشته حاضر بیعتی است از جانب دانش‌آموزان، هم‌قطاران و دوستان با این محقق و دانشور بزرگ. این پژوهش بر اساس مصاحبه‌هایی با نمایندگان جمعیت‌های شیعی ساكن در ایتالیا، گردآوری شده است و هدف آن بررسی علل تغییر دین ایتالیایی‌ها به اسلام شیعی است. همچنین در پی ترسیم نقشه‌ای از مناطق شیعه‌نشین در ایتالیا، ارتباطات آن با دیگر جمعیت‌های شیعه در اروپا و سایر نقاطی است كه شیعه از آنجا سرچشمه می‌گیرد. جامعه مسلمان در ایتالیا از نظر پیدایش، قدمت زیادی ندارد، ولی در چند سال اخیر از نظر تعداد به صورت وسیعی رشد یافته، به‌طوری كه هم‌اكنون به دومین آیین كشور تبدیل شده است. باوجود اینكه شیعیان در امت مسلمان ایتالیا در اقلیت می‌باشند ولی در گسترش و سازماندهی شیوه‌های زندگی‌شان گام‌های بزرگی برداشته‌اند. در برخی از شهرهای كوچك ایتالیا مساجد - یا حداقل اتاق‌هایی - وجود دارد كه شاهد برگزاری نمازهای یومیه شیعیان می‌باشد. گرچه گاه میان آنها تعارضاتی هم دیده می‌شود از جمله آنكه مسجدی كه در شهر میلان است كما بیش از سوی كنسولگری ایران به رسمیت شناخته نمی‌شود. نكته حائز اهمیت این است كه شیعیان نمایندگانی دارند كه از جانب مقامات ایتالیایی به رسمیت شناخته شده و حق شركت در تصمیم‌گیری‌های اجرایی پیرامون جامعه شیعیان ایتالیا را دارا می‌باشند. البته اكثر آنان ایرانیانی هستند كه در سفارت جمهوری اسلامی ایران در رم مشغول به كار هستند. غالب شیعیان ایتالیا اصلیت ایرانی یا لبنانی دارند، اما آنچه كه حائز اهمیت است تعداد روزافزون كسانی است كه به آیین شیعه روی می‌آورند. برخی از آنان كسانی هستند كه از طریق ازدواج با شیعیان شیعه می‌شوند. این مسئله خصوصا در مورد زنان ایتالیایی كه با مسلمانان خارجی ازدواج می‌كنند به چشم می‌خورد. با این حال مردان جوان زیادی نیز وجود دارند كه به دلایل متعددی به مذهب شیعه روی می‌آورند.

چه كسانی، به چه تعداد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 87/09/24 و ساعت 22:15 |

 معاون شبكه حمل و نقل تورينو ساوونا، در حال گشتزني روزانه‌اش بود كه در ميانه راه به اتومبيل فيات كروماي خاكستري‌رنگي برخورد كه در وسط پل رومانو بدون سرنشين پارك شده بود. چراغ راهنماي ماشين روشن بود و درها قفل نشده بودند. او ابتدا فكر مي‌كند كه اتومبيل دچار نقص فني شده و راننده آن پاي پياده به تعميرگاهي در حوالي آن جا رفته؛ اما وقتي پرسنل تعميرگاه از مراجعه چنين شخصي اظهار بي‌اطلاعي مي‌كنند، فرانكليني متوجه مي‌شود كه بايد اتفاق وحشتناكي افتاده باشد. به محل پارك اتومبيل بازمي‌گردد و به آرامي از نرده‌هاي پل به پايين نگاه مي‌كند و جسد مردي را در ارتفاع 5/1 متري مي‌بيند كه با صورت بر روي زمين افتاده است. او به سرعت نيروي پليس را خبر مي‌كند. ساعت 11 نيروهاي پليس بالاي سر جسد مي‌رسند. صورت مرد در اثر ضربه به شدت مجروح شده است؛ اما كارت شناسايي‌اي كه در جيب كتش يافت شد متعلق به ادواردو آنيلي، تنها پسر سناتور جيوواني آنيلي، مالك كمپاني فيات و باشگاه يوونتوس است. ادواردو آنيلي (Edoardo Agnelli) تنها پسر ثروتمندترين خانواده ايتاليايي، يك مسلمان شيعه بود...............


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 86/05/29 و ساعت 22:43 |

 جامعه شيعيان امريكا را در وهله نخست مي توان به دو گروه بزرگ تقسيم كرد:
گروه اول، شيعيان مهاجري هستند كه حدود صد و هشتاد سال پيش، از كشورهاي مسلمان به آمريكا مهاجرت كردند.
گروه دوم، آمريكايي هايي هستند كه به علت هاي گوناگون، از جمله، تبليغات صوفي ها مسلمان مي شوند. البته بيشتر مسلمانان آمريكايي آفريقايي تبار، ابتدا سني شده اند و بعد تحت تأثير روحيه و شخصيت امام خميني(ره)و پيروزي انقلاب اسلامي ايران به تشيع روي آورده اند.


گروه اول: شيعيان مهاجر

نخستين گروه شيعيان مهاجر، از حدود صد و هشتاد سال پيش، از لبنان و سوريه به آمريكا مهاجرت كردند و در شهرهاي ديترويت ميشيگان و راس و داكوتاي شمالي ساكن شدند. اين مهاجرت بين سال هاي 1824 تا 1878 صورت پذيرفته است. در سال 1924، دولت آمريكا قانوني را تحت عنوان «قانون منع ورود آسيايي ها» (Asian Exelusion Act)، كه به نوعي مفهوم نژادپرستي را نيز دربرداشت، وضع كرد و با تمسك به آن، از ورود آسيايي هايي كه از نظر آنان رنگين پوست محسوب مي شدند و از نظر فرهنگ و رفتار، با سفيدپوستان اروپايي تبار آمريكا متفاوت بودند، ممانعت كرد. پس از جنگ جهاني دوم، اين قانون تعديل شد و آسيايي ها، و از جمله مسلمانان و شيعيان، توانستند به آمريكا مهاجرت كنند. اينك بزرگ ترين جمعيت شيعي در آمريكا در شهر ديترويت ميشيگان، با سيصد هزار آمريكايي عرب تبار، ساكن است. در جنوب شرقي اين شهر، يكي از بزرگ ترين مساجد آمريكا، يعني مركز اسلامي ديترويت، در سال 1920 ميلادي ساخته شد. اين مركز، نزديك كارخانه ماشين سازي فورد آمريكا ساخته شده است زيرا بيشترين مهاجران عرب، در بدو ورود به آمريكا در آن كارخانه مشغول به كار شدند. رهبر فعلي اين گروه، شخصي به نام «امام حسن قزويني» است كه در كربلا متولد شده و تقريباً ده سال نيز در حوزه علميه قم مشغول به تحصيل بوده و در سال 1992 به آمريكا مهاجرت كرده است. در بالاي سردر ورودي اين مسجد، عكس بزرگي از او به چشم مي خورد.................


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در 85/12/19 و ساعت 23:21 |