بیشتر واژگانی که در تاریخ معاصر خصوصا در این چند دهه اخیر در ادبیات روزمره جهان از سوی غربیها بر ضد ما متداول شده تا اندازه ایی گنگ و نامفهومند . مثلا ما نمی دونیم واقعا به چه گناهی باید اونها این برخوردها رو با ما بکنن ! شاید گمانه زنی هایی در این باره داشته باشیم ولی از اصل ماجرا بی اطلاع هستیم یکی از جنبه های بی اطلاعی ما مربوط میشه به بحث ریشه های تاریخی قضیه به این چند تا مثال که میدم توجه کنید :
وقتی رئیس جمهور آمریکا از جنگ صلیبی حرف می زنه یا سربازان اسپانیایی که از عراق خارج شدن الانی ، روی بازوهاشون آرم یه شوالیه مشهور ضد مسلمونا رو داشتن نمی فهمیم برای چی انها از این واژگان یا نشانه استفاده می کنن یا وقتی رهبر بزرگ مسیحیان فپاپف درباره مقدسات اسلامی حرف میزنه هرچند ما موضع گیری میکنیم در مقابلش اما نمی دانیم چرا آن مقام ارشد مذهبی این حرفها رو به راحتی میزنه ؟ یا موقعی که کاریکاتورهای موهن رو آدم نگاه میکنه تعجب میکنه چرا کاریکاتوریستهای خالق اون آثار موهن چنین برداشتی از اسلام و پیامبر اعظم داشتن ( منظور اینه چرا این کارها برای اینها اینقدر سهل هستش ؟ )
حقیقتا تا وقتی کتاب
« نگرشی تاریخی بر رویارویی غرب با اسلام » رو نخونده بودم بر اساس یکسری ذهنیتهای تقریبا الکی با قضایای بالا برخورد می کردم پیشنهاد خوندن این کتاب بهتون موکدا توصیه میکنم.
این کتاب رو مطالعه کنید
مشخصات :
نام کتاب : نگرشی تاریخی بر رویارویی غرب با اسلام
نویسنده : دکتر جهانبخش ثواقب
سال چاپ : 1379 ه .ش
تعدا صفحه : 398 ص
نکته : (( الان در اواخر سال 138۷ هستیم که 6 سال از عرضه اولین چاپ کتاب می گذره اما بر اساس مطالب کتاب چندان با زمینه برخورد غربیها با دنیای اسلام آشنا می شویم که فکر میکنه آدم این کتاب رو همین امسال چاپ کردن !! ))

