تبليغاتX
پرواز تا بیکران - تحليل حیدر رحیم پور از انتخاب نهم



مجمع متخصصان شاهد پس از نمايش شگفت انگيز ايرانيان در انتخابات رياست جمهوري دوره نهم بار ديگر به سراغ آقاي حيدر رحيم پور نويسنده اي با سابقه بيش از نيم قرن فعاليت سياسي و فرهنگي رفت و از ايشان خواست تا به تحليل اين انتخابات حيران كننده جهان بپردازد. انتخاباتي كه چون انتخابات دوره هفتم حتي جهان سياست را مات و هاج و واج گردانيد.
در آغاز مصاحبه، عرضه داشتيم: مجمع بر اين باور است كه بدون شك آراء اين انتخابات به نفع ساختار جمهوري اسلامي و احياي مكتب و خط رهبري بود. مي خواهيم نظرتان را درباره چگونگي و ‏‏برد و باخت ها و واكنش هاي آينده سياست مردان داخلي و خارجي بيان فرماييد. زيرا چنان كه شنيده ايد شعار امروز جهان درباره ايران اين جمله گشته «ايران؛ حيران كننده جهان» و نويسنده تجربه مند چنين به شرح پرداخت:
بسمعه تعالي

همه برد از انقلاب اسلامي و همه باخت از مخالفان اين انقلاب بود و دليل حيراني جهان هم از اين رو است كه تشيع جعفري را سطحي مي‎شناسد و از كاربرد امامت ائمه عدل و اولياء امر آنان بي خبراست، همه افت و خيز خودي ها هم براي اين است كه گاهي از راهنمايي‎هاي مكتبشان غافل مي مانند و غربي، شرقي و سياسي مي انديشند و مهم تر اين كه بيگانه هنوز نفهميده كه صاحبان اين انقلاب به ايدئولوژي و مذهبشان راي دادند نه به آدم هايي كه جهت اجرا به خدمت مي‎گيرند و يا به دموكراسي هاي بي محتوا يي كه بر هيچ نهاده شده و چيزي به جز زر و زور و تزوير در درون ندارند و هميشه دست خوش گروه هاي حاكم و مبتلا به افراط و تفريط مي باشد.
جمهوري‎هايي كه مردمانش يك بار به آن سر كرباس مي خزند و راستي و افراطي و محافظه كار و مرتجع مي‎شوند و يك بار به اين سر كرباس و تفريطي و چپ رو و التقاطي و معتزلي و پروتستاني مي‎گردند و هيچ كدامشان متوجه نيستند كه چپ و راست دو شاخه يك پلاخنند كه دسته آن در كف سنگ پراني است. آري جهان استثمار از فرداي رنسانس نان دموكراسي هاي بي محتوا را مي خورد و مردم غرب هم هنوز به اين نكته پي نبرده اند كه چرا امام پس از پيروزي اي آن چنان مقتدرانه خود را كنار كشيد و فرمود مردم پيش از تشكيل حكومت به رژيم مقبول خود راي دهيد تا بدانيد حاكمان خود را بر چه پايه اي انتخاب كنيد و 98% مردم به اسلام ناب محمدي(ص) راي دادند و هميشه هم به گمان خود حاكماني را بر گزيده اند كه به ايجاد حكومتي اسلامي كمر همت بر بندند. لذا همين كه مي بينند ابزار نا كارآمد است آنان را به دور مي ريزند و دگر بار اجتهاد مي‎‌كنند و كارمند نو استخدام مي‎‌كنند. زيرا اين مردم آشنا با مكتب به اقتضاء اولين شعار ايماني خود يعني كلمه لااله الا ا... هرگز تن به بردگي هم نوعان خود نمي‎دهند و اگر هم چهار روزي فريب وعده هاي دروغين اين و آن را بخورند در انتخابات ديگر و فرصتي تازه خدمه نافرمان را به دور مي ريزند. زيرا امت به راهنمايي‎هاي متداوم امام و رهبر امروز در يافته اند دموكراسي بي پسوند يعني تن به تزوير و ظلم بوش و بلر دادن و چنين دموكراسي‎اي پيش صاحب نظران يك شوخي سياسي و براي مردم، فريبي كشنده و مبتكر آن نمرود بوده است. او در لحظه اي كه ابراهيم(ع) بت‎ها را شكست و تبر را بر گردن بت بزرگ نهاد و گفت از او كه تبر بر گردن دارد بپرسيد چه كسي بت‎ها را شكسته است، ناخود آگاه پاسخ داد مگر بت سخن مي گويد؟ و با اين سخن مردم بيدار شدند و احتمال طغيان دسته جمعي مي رفت. لذا فرعونی كه مدام ذكر «انا ربكم الاعلي» بر زبان داشت در لحظه دموكرات شد، و كار را به مردم واگذارد و گفت: اي مردم اين ابراهيم است كه خدايان شما را درهم كوبيده، آن چه مي خواهيد با او بكنيد. و با ابزار گيري مردم، آتشي را برافروخت كه فقط معجزه الهي مي توانست بر آن حاكم شود و شد. آري بطلان دموكراسي بي پسوند آشكار تر از آن است كه خواص در نيابند زيرا كلمه مردم مفهومي كلي است و همگان مي دانند كلي نمي‎تواند مصداقي در خارج داشته باشد كه به آن بپردازيم. زيرا جايگاه كلي فقط در ذهن است و آن چه در خارج وجود دارد مردم حقيقي مي‎باشند و در اين صورت حكومتي مردمي است، كه همه مردم حكومت كنند و اين محال عقلي است. لذا تمدن‎ها اجبارا افرادي را براي اداره حكومت انتخاب مي كنند و سوال اين است مردمي كه ايدئولوژي ندارند بر چه پايه اي مي توانند مديريت‎ها را انتخاب كنند؟ و همين جاست كه وضع ما با ديگر دموكراسي‎ها تفاوت مي كند. زيرا ما منتخبان را با ترازوي ايدئولوژي خود مي سنجيم ليكن ديگر دموكراسي‎ها ترازويي ندارند و همه چيز را به منتخب وا مي‎گذارند. لذا دموكراسي هاي بي پسوند هميشه شكار گاه سياستمداران است و صيادان امروز براي حفظ طعمه، در دو طرف شكار گاه دموكراسي ديوارهاي چپ و راست را كشيده‎اند و مي‎گويند اگر از سياست هاي حزب جمهوري و محافظه كار خسته شدي آزادي، بفرما به حزب كارگر و دموكرات راي بده و هرگاه از آنان خسته شدي برگرد و مردم غافل از اين كه دو حزب متفاوت دو سر يك كرباس و دو شاخه يك پلاخنند ناخودآگاه هميشه اسير دموكراسي پوچ بي پسوندی می باشند، متاسفانه روشنفكران غرب زده مكتب نشناس ما هم چندي همين شيوه را تبليغ كردند و مردم بسياري هم فريب اين شعارهاي تهي را خوردند. و به همين ها بود كه دورششم كه قرارشان به دور ريختن راستي هاي بي هنر بود، نا خود آگاه به تور چپي هايي افتادند كه بسياريشان پليد تر از يقه گردهاي رانتخوار راستي بود.
سخن كوتاه وضع سياسي حكومت ما هم چند سالي اين چنين بود و قدرت بين چپي ها و راستي ها دست به دست مي شد ليكن اين بار امت به رهبري امام خود با رجعتي فرهنگي و حركتي خطي از خط ضالين و مغضوبين بيرون جستند و به صراط مستقيم رسيدند. ‏‏‏ الحمدا... و اين نوبت سالاران حكومت ديني است كه به نمايش تمدن دلكش مذهب عدل و اختيار بپردازند. زيرا مردم در شرايطي بس دشوار و پيچيده قوه مقننه و مجريه را برتخت عدالت نشاندند. اميد است معجزه ديگري اتفاق افتد و قوه قضائيه هم وارد خط مذهب عدل و اختيار شود تا حکومت، مقبول ولي ا... الاعظم گردد.
حال به كم و كيف آراء و پاسخ شما بپردازم، پيشتر به اجمال بدانيد كه سهم بزرگي از اين آرا متاثر از شور و شوق و صداقت رهبري است به اين معنا كه اگر رهبري آن چنان كه ديديد به احياء خط مذهب عدل و اختيار نپرداخته بود به يقين آراء ريخته شده در صندوقها به بيست ميليون هم نمي رسيد. زيرا مردم با شكستشان در انتخاب دوره ششم در پي آن بودند كه اين بار به مبارزه منفي بپردازند. ده ميليون ديگر هم هديه بوش و ماده ميمون دست آموز او و تبليغات احمقانه دستگاه هاي تبليغاتي غرب بود و به همين است كه معصوم مي فرمايد: خدا را شكر مي كنيم كه دشمنان ما را از احمق ترين افراد قرار داده است و ما نيز خدا را به خاطر حماقت‎هاي بوش كه انبوه بزرگي را وادار به شركت در انتخابات كرد سپاسگذاريم.
و چگونگي آراء كانديداها از اين قرار است:
• آراء آقاي مهندس مهرعليزاده و آراء آقاي دكتر لاريجاني100 درصد متعلق به خودشان مي باشد زيرا قبائل و مرتجعين را نمي‎توان نيرويي خطي به حساب آورد و يک ميليون رأی شخصی، کم‎رأيی نيست.
• 60 درصد از آراء آقاي دكتر معين متعلق به دوم خرداديهايي مي باشد كه به اسلاميت جمهوري راي نمي دهند يعني مسلمانان پروتستان و 40 درصد ديگر متعلق به خودشان و شبه روشنفكراني كه مدني نيستند و هضم شهرها شده‎اند.
• آقاي قاليباف به عكس ديگران آراء حقيقي ايشان 5 ميليون بيشتر از مقداري بود كه در صندوق‎ها ريخته شد و كاهش آراء از آن جا شروع شد كه به خاطر جلب نظر مردم به حركات ليبرال منشانه پرداختند و اجازه دادند خط سرمايه داري و روشنفكران مدني در ساختار تبليغاتشان رخنه و مكتبي‎ها را برانگيزند و بر انديشه ايشان بشورانند.
عكس هاي كذايي، لباس هاي آن چناني، حلقه بر انگشت به جاي انگشتر عقيق و اين ها نه حكايت از ضعف ديني ايشان كه حكايت از غفلت و عدم شناخت مبلغان ايشان از امتي بود كه راي اولي‎هاي اين امت، مكتبي تر از پيرمردان انقلاب بود، با آن كه اگر حضرتشان به خاطر داشته باشند من در جلسه همكاري نيروهاي دكتر توكلي با ايشان عرض كردم فقط يك گونه تبليغ داشته باشيد و آن هم با كاغذ هاي دورريز مطبوعات بنويسيد: من باقر قاليباف چنين تشخيص داده‎ام كه در شرايط فعلي بايد در پست رياست جمهوري به مكتب و امت و امامم خدمت كنم. اگر مردم اين تشخيص را صحيح مي دانند به من راي دهند و ميليون‎ها برگه را كه بهاء هر هزار تاي آن به اندازه يك عكس نيست در سراسر كشور پخش كنند. ليكن برخي گردانندگان تبليغات وي شيوه تبليغات را به گونه اي امت آزار و غربي پسند تغيير دادند و نتيجه، كاهش 5 ميليون از آراء حقيقي ايشان شد. اميد است كه بواسطه همكاري با رياست جمهوري منتخب مردم، انقلاب از ايشان بهره لازم را ببرد و من پست وزارت کشور را برای ايشان مناسب می دانم.
• آقاي كروبي بخشي از آراء ايشان متعلق به سابقه و شخصيت خودشان مي‎باشد و بخشي متعلق به اقوام و ايل‎هاي هوادار ايشان و بخش بيشتر مربوط به وعده پرداخت ماهيانه 50 هزار توماني كه دادند. آن چه متأسفانه در دوران وكالت و رياست‎مجلس هرگز به ذهنشان نرسيد!
• رئيس جمهور منتخب مردم آقاي دكتر احمدي‎نژاد علت پيروزي اين مرد اسلام باور و مردم و انقلاب مردمي شناس كه چپ و راست، ارتجاع و التقاط، و همه احزاب و به خصوص خط سرمايه داري و بالاخص رانت خواران در جنگ با او بودند، اين بود كه حضرتش كوچكترين توجهي به شيوه هاي تبليغاتي غربي و جلب رضايت اين و آن نداشت و در شيوه تبليغاتي، صراط مستقيم را در مي نورديد و به فرمان خدا به خداي مردم پناه برد چه خدايش سروده بود قل اعوذ برب الناس.
• آقاي رفسنجاني آراء ريخته شده در صندوق آرايشان هم 10 ميليون كمتر از آراء هاشمي رفسنجاني شاگرد امام و رفيق رهبري مي باشد و اينجانب كه شصت سال در گودی صحنه سياست حاضرم مي دانم كه كسي چون آقاي رفسنجاني، اگر علل زير نبود، ده ميليون بيشتر از امروز راي داشت:
1) حدود 2 ميليون از آراء به خاطر عدم توجه ايشان به حال مستضعفان و بسيجيان در دوره رياست جمهوري حضرتشان و توجه ايشان به دولت سالاري و بانك سازي و ثروتمند سالاري، كه مقبول مردم اين انقلاب نيست كاهش يافت.
2) دو ميليوني هم به خاطر لا ابالي گري هاي فائزه خانم و نسبت هايي كه به فرزندانشان مي دهند و دفاع ناقص بهترين متكلم كشور از آنان.
3) دو ميليوني نيز به خاطر همدردي نائب اول امام جمعه تهران با دختر خانم مدرني كه ناراحت از تمدن ما چون دير به دانشگاه و خانه مي رود توبيخ مي شود و جانش از نبود آزادي‎هايي در حد آزادي غربيان به خرخره رسيده است.
4) و بقيه تا ده ميليون را هم آقايان مرعشي و نوبخت از حساب ايشان برگرفتند و به حساب آقاي احمدي‎نژاد ريختند و احمدي‎نژاد بايد به خاطر حرف هايي كه مرعشي و به ويژه نوبخت گفتند خدا را سپاسگذار باشند. چه اهانت‎هاي حضرات بيش از آن كه شامل حال آقاي احمدي‎نژاد باشد، متوجه مردمي بود كه مو را از ماست بيرون مي كشند و رشد آنان تا اين حد است كه شعور راي اوليهاي اين امت بيش از كهن مردان قبيله بود. آيا كسي كه براي جذب مردم بگويد حزب ا...ي ها دامادي را به خاطر اين كه پيراهن آستين كوتاه پوشيده بود در برابر چشمان تازه عروسش كشتند، اهانتش به اسلام و امت و بسيج بيشتر است يا به رقيب؟
آري اين هاست كه جهان فرياد ميزند: "ايران حيران كننده جهان"؛
زيرا نمی‎دانند که ما به مکتب رأی داده‎ايم؛ نه هر که خود را مکتبی نامد.
و اما نظر من درباره آقاي رفسنجاني كه پانزده سال پيش نوشتم: رئيس‎جمهور ما داناترين و تواناترين رئيس‎جمهور دموكراسي‎هاي جهان است، بر دو گونه متضاد مي‎باشد:
1- اين كه حضرتشان از انقلاب و مردم انقلابي عقب افتادند و ايشان هم ضربه دموكراسي بي محتواي مدني را خورده‎است.
2- به مقامي رسيده‎اند كه بهره ايثارشان بيش از همه خدمات سابقشان گشته است كه شرح اين حركت و اين ايثار كه حربه را از دست دشمن گرفت و حق را به حقدار داد، مناسب سياست روز نيست.
3- با همه اين‎ها آن چه كه شد به نفع اسلام و انقلاب و خط رهبري و عدالت خواهان بود و عکس العمل عظمت اين انتخابات هر لحظه در حرکات کشورهای جهان آشکارتر ديده می شود. اميد اين كه با اصلاحات بنيادي قوه قضاييه تمدنمان به شكلي درآيد كه قائم آل محمد (عج) بپسندند و با ما همكاري فرمايند. آمين يا رب العالمين.

لاحول و لاقوة الا با... العلي العظيم
حيدر رحيم پور


 انجمن طلاب و دانشجويان

+ نوشته شده توسط محمد در 88/03/07 و ساعت 0:32 |