بنام حضرت دوست که هرچه هست از اوست
می خواستم این نوشته رو مثل خیلی نوشته های ننوشته دیگه ایی که ننوشتمشون رو بعدا بنویسم اما دلم نیومد
کتابی بدست رسید با عنوان ( دا ) کتابی با نثر شیوا و مردم فهم که برای مخاطب خاص نوشته نشده است خیلی وقت بود که یک رمان ( این اثر رمان نیست و خاطره گویی هستش ....) ناب ایرانی دستم نرسیده بود که مطالعه اش کنم بعد از کتاب " من او" ی رضا امیر خانی (با قلم کشیدن بر روی ایراداتش) و همچنین ارمیا ی باز هم امیر خانی اولین کتابی که در دفاع مقدس و سایر حوزه های ادبی دستم رسیده وخوانده ام ولذت برده ام این کتاب دا هستش و الخصوص 500 صفحه میانی کتاب .
این صفحات میانی که اتفاقا از اول جنگ خرمشهر شروع میشه و تا 21 یا 22 مهر ادامه پیدا میکنه یک از شاه کارهای ادبی معاصر ایران هستش بدون هیچ اما و اگری ......همین رو بگم که کتاب آبان 1387 رونمایی شده وهنوز یکسال نرسیده بنده چاپ 26 رو خوندم که اونهم توی ایران بسیار عجیب و غریب صدا کرده .
این کتاب در مقیاس فیلمی مثل اخراجی ها و حتی فراتر از اون درخشیده شاید شمارگان اون به یک صد هزار برسد اما ذکر همین نکته مهم هستش که یکصد هزار در مقیاس کتابها اون هم در ایران برابر است با ده میلیون بازدید کننده یک فیلم سینمایی .
حقیقتا من دوست ندارم از روی این کتاب فیلم بسازن چون اون رو نابود می کنند ..........
هر کسی که می خواهد با چیزی در قواره های جنگ و صلح تولستوی ( الیته همان 500 میانی اش ) مواجه بشه این کتاب رو تهیه کنه از کتابخانه یا خرید کتاب 812 صفحه هستش که از مقدمه و این چیزها بگذریم چیز در حدود 750 صفحه
این کتاب خاطرات خواهر بزگوار سیده زهرا حسینی هستش که در 23 روز اول جنگ در خرمشهر حضور داشته و اون هم چه حضوری!( ببخشید که اینگونه می نویسیم چون کلماتم فراتر از این کتاب نیست پس عنان نوشتن را به گردن خودش انداختم)
و به کوشش خواهر سیده اعظم حسینی به سرانجام رسیده .............
تنها ضعفی که بر این کتاب می توانم ( پس دادن درس از سوی شاگرد به استاد ) این است ، تا ثانیه ایی که خانم حسینی در فضای خرمشهر هستش اتفاقات مثل سیل هجوم میارن به خواننده و ولی بعد از اون که از صفحات 550 به بعد ( حدودا) شروع میشه داستان هی به خاطرات عقب فلش بک می کنه یا برمی گردده نمی دانم نمی شد همون خاطرات فلش بگ کرده هم در همون صفحات اولیه گنجانده می شد تا داستان اینقدر جلو و عقب کشیده نشه !؟
در کل بنده به این کتاب از 20 نمره به این کتاب 100 ( صد ) می دهم .........
کتابی که نه از الفاظ زشت استفاده کرده است ونه از داستانهای عاشقانه خنک ........
کتابی که از ازدواج با یک رزمنده با سوئ استفاده نکرده و همین قدر بگم که میگه ازدواج کردم با فلانی و یا خواهرم دو ماه قبلش نامزد کرد با فلانی و این جزء نقاط مثبت هستش واسه کتاب که نخواسته به چیزی جز جنگ بپردازه .......
کتاب را توصیه می کنم به تمام ایرانیان تا با گوشه ایی از انچه که در خونین شهر اتفاق افتاد آشنا شوید.......
من به این کتاب به همه نادانی ام احترام فراوان می گذارم و به خواهر بزرگوارم به زبان خودشان عرض می کنم
"د س کت نی ا ژه "
با ذکر صلوات و فاتحه ایی تقدیم به برادران شهیدم:
سید حسین حسینی ، شهید سید علی حسینی، شهید موسی بختور، شهید عباس فرحان اسدی ،شهید محمد فرخی ، شهید مهدی آلبوغبیش ،شهید حسین عیدی ، شهید عبدا..معاوی ، شهیدشیخ شریف قنوتی، شهیدشهید بهنام محمدی شهید احمد شوش ، شهید محمد رضا پور حیدری ، شهیدخسرو نوعدوستی، شهیدمحمد علی جهان آرا، شهید بهروز مرادی و
تمام راست قامتان سرافراز حماسه چهل روزه خونین شهر آنانی که در زمین گمنام هستن و در آسمان خورشیدهای فروزان .
باشد که بر ما نیز بتابند .
