در كتاب دا از ظاهر است كه پي به باطن مي بريم
در ادامه مراسم مرتضي سرهنگي ضمن خوش آمد گويي به ميهمانان،صحبت هاي خود را با طرح سوال مطرح كرد و پرسيد:«چرا بعضي اوقات از خواندن يك متن يا ديدن يك نمايشنامه روي صحنه كه اثر غم انگيز و پر حادثه اي است ما به فكر فرو مي رويم؟فكري كه به نوعي توام با لذت است.»
وي ادامه داد:«وقتي كه كتابي را مي خوانيم يا نمايشنامه اي را تماشا مي كنيم و مي بينيم كه راوي يا قهرمان ما به اين رنج ها آگاهي دارد،آن وقت اين فكر توام با لذت به سراغ ما مي آيد.وقتي ما به رنج هايمان معرفت پيدا مي كنيم آن وقت به اين رنج ها معناي ديگري مي دهيم.در واقع اين نوع معرفت به گريز از تنهايي و شركت در زندگي ديگران و اطرافيان ماست.وقتي راوي يا قهرمان در اين شرايط قرار مي گيرد از معرفت و توانايي خود به ما انتقال مي دهد،پس اين لذت زاييده يك چنين معرفتي است كه توام با تفكر به سراغ ما مي آيد.نمونه متعالي و عالي اين موضوع حضرت زينب(س)است. »
سرهنگي افزود:«كتاب دا كه به حضرت زينب(س)تقديم شده يكي از نمونه هاي روشن از معنا دادن به رنج انبوهي است كه خانم حسيني آن را تحمل كرده است.آنچه در كتاب دا اتفاق افتاد خارج از تحمل بشر است،چه رسد به دختري كه 17سال بيشتر ندارد.عموما حادثه هاي جنگ سخت و تحمل ناپذيرند ما با نمونه هاي اين سختي ها آشنا هستيم.اما اين ظاهر جنگ است.در كتاب دا از ظاهر است كه پي به باطن مي بريم و آن لذت همراه با تفكر دوباره به سراغ ما مي آيد.»
سرهنگي صحبت هاي خود را اين گونه به پايان برد:«آنچه كه با مطالعه كتاب دا به آن دست پيدا مي كنيم تحمل در برابر سختي ها و اميدوار بودن به آينده است.چون با مردم نا اميد به هيچ جا نمي توان رسيد.با خواندن اين كتاب حداقل مقداري از قيمت تمام شده جنگ دستمان مي آيد.قيمت تمام شده جنگ معلوم نيست.اين لذت توام با تفكري كه ما از خواندن چنين آثاري مي بريم،معطوف به آن معرفت است و اين معرفت مي تواند مرگ و فنا را شكست دهد.»
اگر سكوت مي كردم به تمام مقدساتي كه به خاطرش جنگيده ايم خيانت مي شد
سيده زهرا حسيني راوي كتاب دا در ابتداي صحبت هاي خود گفت:«جنگ كه تمام شد گفتيم خيالمان راحت است و مي رويم پي زندگي.سال ها گذشت و ديدم ارزش ها كم كم رنگ مي بازد و ضد ارزش ها برجسته مي شود.وقتي كار به اين جا رسيد ديدم اگر سكوت كنم به تمام مقدساتي كه به خاطرش جنگيده ايم خيانت كرده ام.برايم مهم بود كه اين خاطرات را به كي و كجا بسپارم.در وهله اول مهم ترين اصل براي من اصل ولايت بود،چون انقلاب ما بر اساس ولايت بود.دوست داشتم جايي كه مي خواهد اين خاطرات را منتشر كند به اصل ولايت معتقد باشد.همچنين امين باشد و آنچه را كه من مي گويم بنويسد نه آنچه را كه خود در نظر دارند.»
وي افزود:«يك بار شهيد آويني و چندين بار از طرف ايشان خواستند با من براي بازگويي خاطرات مصاحبه كنند كه در آن زمان حاضر نشدم.بعدها كه تصميم گرفته بودم خاطراتم را منتقل كنم از دفتر ادبيات با من تماس گرفته شد ولي چون اين دفتر را نمي شناختم رد كردم.بعد از تحقيق در مورد دفتر قبول كردم و خاطرات را در اختيار آنها قرار دادم.خلاصه اين كار با تمام سختي هايش هفت سال طول كشيد.»
هنرمندان از دا مي گويند
«مينو فرشچي»فيلمنامه نويس و بازيگر،ضمن تشكر از راوي و نويسنده كتاب دا گفت:«اگر اين كتاب را نخوانده بودم بخش مهمي از جنگ را حس نمي كردم.قبل از خواندن اين كتاب نمي توانستم تصور كنم كه مردم خرمشهر چه روزهاي عجيبي را تجربه كرده اند.كتاب مثل فيلم بود.در آن روزها كه 700فيلمنامه جشنواره اي را داوري مي كردم،دلم مي خواست آن فيلمنامه ها را بسوزانم و بيشتر فرصت داشته باشم اين كتاب را بخوانم.»
همچنين «رويا تيموريان»بازيگر سينما وتئاتر و «تهمينه ميلاني»كارگردان سينما نيز يادداشت هايي در مورد كتاب دا ارسال كرده بودند كه توسط مينو فرشچي قرائت شد.
رويا تيموريان در بخشي از يادداشت خود آورده است:«به گفته بزرگي،رنج روح آدمي را بزرگ مي كند.ولي رنج شما فرا تر از توان آدمي است،موهبتي كه شامل هركس نمي شود.به شما حسادت كردم چرا كه امروز جهان شما فرا تر و بزرگ تر از آن است كه ما در زندگي هر روزه دوره مي كنيم.»
تهمينه ميلاني نيز در بخشي از يادداشت خود مي نويسد:«آرمان گرايي بخشي از يك نسل در اين كتاب به خوبي بيان شده و ارتباط عميقي با خواننده برقرار مي كند.پيشنهاد مي كنم اين كتاب مورد مطالعه نسل جوان ما كه اغلب فاصله بعيدي با آرمان گرايي دارند،قرار گيرد،تا شايد پلي باشد براي ارتباط بيشتر و بهتر با نسل پيشين خود.»

در ادامه،كوروش سليماني،بازيگر سينما و تلويزيون،به صحبت در مورد كتاب دا پرداخت:«بعد از خواندن اين كتاب احساس كردم خدا خودش خوب مي دانست چطور اتفاقات دوره دفاع مقدس را حفظ كند.توصيه اي كه به دوستان هم سن و سالم دارم اين است كه اين كتاب را بخوانند.سعي مي كنم يك مبلّغ براي اين كتاب باشم.با خواندن اين كتاب با آن كه گوشه هايي از جنگ را حس كرده بودم،اما احساس كردم چيزي از جنگ نديده ام.توانايي مثال زدني يك نوجوان دختر بايد تبديل به فيلم شود و اين اثر نشان خواهد داد كه دختران و زنان ايراني چه توانايي هايي دارند كه در آن چنان روزهايي ديده مي شود.»
از دا هم تقدير شد
اعظم حسيني نويسنده كتاب دا به ذكر خاطراتي از دوران نگارش كتاب پرداخت و گفت:«اين حجم از مطالب به يكباره گفته نشد،مثل ساختماني كه از ابتدا نقشه آن طراحي مي شود،ابتدا مطالب اصلي و سپس تمام جزئيات تدريجا به كار اضافه شد.در تمام طول اين سال ها يك نگراني مرا تهديد مي كرد و آن اين بود كه اگر خانم حسيني ديگر حاضر به همكاري نباشد اين ساختمان نيمه تمام به چه سرنوشتي دچار خواهد شد.
در پايان مراسم،از «دا»،مادر سيده زهرا حسيني،كه نام او را بر اين كتاب نهاده اند نيز تقدير شد.
در ادامه مراسم مرتضي سرهنگي ضمن خوش آمد گويي به ميهمانان،صحبت هاي خود را با طرح سوال مطرح كرد و پرسيد:«چرا بعضي اوقات از خواندن يك متن يا ديدن يك نمايشنامه روي صحنه كه اثر غم انگيز و پر حادثه اي است ما به فكر فرو مي رويم؟فكري كه به نوعي توام با لذت است.»
وي ادامه داد:«وقتي كه كتابي را مي خوانيم يا نمايشنامه اي را تماشا مي كنيم و مي بينيم كه راوي يا قهرمان ما به اين رنج ها آگاهي دارد،آن وقت اين فكر توام با لذت به سراغ ما مي آيد.وقتي ما به رنج هايمان معرفت پيدا مي كنيم آن وقت به اين رنج ها معناي ديگري مي دهيم.در واقع اين نوع معرفت به گريز از تنهايي و شركت در زندگي ديگران و اطرافيان ماست.وقتي راوي يا قهرمان در اين شرايط قرار مي گيرد از معرفت و توانايي خود به ما انتقال مي دهد،پس اين لذت زاييده يك چنين معرفتي است كه توام با تفكر به سراغ ما مي آيد.نمونه متعالي و عالي اين موضوع حضرت زينب(س)است. »
سرهنگي افزود:«كتاب دا كه به حضرت زينب(س)تقديم شده يكي از نمونه هاي روشن از معنا دادن به رنج انبوهي است كه خانم حسيني آن را تحمل كرده است.آنچه در كتاب دا اتفاق افتاد خارج از تحمل بشر است،چه رسد به دختري كه 17سال بيشتر ندارد.عموما حادثه هاي جنگ سخت و تحمل ناپذيرند ما با نمونه هاي اين سختي ها آشنا هستيم.اما اين ظاهر جنگ است.در كتاب دا از ظاهر است كه پي به باطن مي بريم و آن لذت همراه با تفكر دوباره به سراغ ما مي آيد.»
سرهنگي صحبت هاي خود را اين گونه به پايان برد:«آنچه كه با مطالعه كتاب دا به آن دست پيدا مي كنيم تحمل در برابر سختي ها و اميدوار بودن به آينده است.چون با مردم نا اميد به هيچ جا نمي توان رسيد.با خواندن اين كتاب حداقل مقداري از قيمت تمام شده جنگ دستمان مي آيد.قيمت تمام شده جنگ معلوم نيست.اين لذت توام با تفكري كه ما از خواندن چنين آثاري مي بريم،معطوف به آن معرفت است و اين معرفت مي تواند مرگ و فنا را شكست دهد.»
اگر سكوت مي كردم به تمام مقدساتي كه به خاطرش جنگيده ايم خيانت مي شد
سيده زهرا حسيني راوي كتاب دا در ابتداي صحبت هاي خود گفت:«جنگ كه تمام شد گفتيم خيالمان راحت است و مي رويم پي زندگي.سال ها گذشت و ديدم ارزش ها كم كم رنگ مي بازد و ضد ارزش ها برجسته مي شود.وقتي كار به اين جا رسيد ديدم اگر سكوت كنم به تمام مقدساتي كه به خاطرش جنگيده ايم خيانت كرده ام.برايم مهم بود كه اين خاطرات را به كي و كجا بسپارم.در وهله اول مهم ترين اصل براي من اصل ولايت بود،چون انقلاب ما بر اساس ولايت بود.دوست داشتم جايي كه مي خواهد اين خاطرات را منتشر كند به اصل ولايت معتقد باشد.همچنين امين باشد و آنچه را كه من مي گويم بنويسد نه آنچه را كه خود در نظر دارند.»
وي افزود:«يك بار شهيد آويني و چندين بار از طرف ايشان خواستند با من براي بازگويي خاطرات مصاحبه كنند كه در آن زمان حاضر نشدم.بعدها كه تصميم گرفته بودم خاطراتم را منتقل كنم از دفتر ادبيات با من تماس گرفته شد ولي چون اين دفتر را نمي شناختم رد كردم.بعد از تحقيق در مورد دفتر قبول كردم و خاطرات را در اختيار آنها قرار دادم.خلاصه اين كار با تمام سختي هايش هفت سال طول كشيد.»
هنرمندان از دا مي گويند
«مينو فرشچي»فيلمنامه نويس و بازيگر،ضمن تشكر از راوي و نويسنده كتاب دا گفت:«اگر اين كتاب را نخوانده بودم بخش مهمي از جنگ را حس نمي كردم.قبل از خواندن اين كتاب نمي توانستم تصور كنم كه مردم خرمشهر چه روزهاي عجيبي را تجربه كرده اند.كتاب مثل فيلم بود.در آن روزها كه 700فيلمنامه جشنواره اي را داوري مي كردم،دلم مي خواست آن فيلمنامه ها را بسوزانم و بيشتر فرصت داشته باشم اين كتاب را بخوانم.»
همچنين «رويا تيموريان»بازيگر سينما وتئاتر و «تهمينه ميلاني»كارگردان سينما نيز يادداشت هايي در مورد كتاب دا ارسال كرده بودند كه توسط مينو فرشچي قرائت شد.
رويا تيموريان در بخشي از يادداشت خود آورده است:«به گفته بزرگي،رنج روح آدمي را بزرگ مي كند.ولي رنج شما فرا تر از توان آدمي است،موهبتي كه شامل هركس نمي شود.به شما حسادت كردم چرا كه امروز جهان شما فرا تر و بزرگ تر از آن است كه ما در زندگي هر روزه دوره مي كنيم.»
تهمينه ميلاني نيز در بخشي از يادداشت خود مي نويسد:«آرمان گرايي بخشي از يك نسل در اين كتاب به خوبي بيان شده و ارتباط عميقي با خواننده برقرار مي كند.پيشنهاد مي كنم اين كتاب مورد مطالعه نسل جوان ما كه اغلب فاصله بعيدي با آرمان گرايي دارند،قرار گيرد،تا شايد پلي باشد براي ارتباط بيشتر و بهتر با نسل پيشين خود.»
در ادامه،كوروش سليماني،بازيگر سينما و تلويزيون،به صحبت در مورد كتاب دا پرداخت:«بعد از خواندن اين كتاب احساس كردم خدا خودش خوب مي دانست چطور اتفاقات دوره دفاع مقدس را حفظ كند.توصيه اي كه به دوستان هم سن و سالم دارم اين است كه اين كتاب را بخوانند.سعي مي كنم يك مبلّغ براي اين كتاب باشم.با خواندن اين كتاب با آن كه گوشه هايي از جنگ را حس كرده بودم،اما احساس كردم چيزي از جنگ نديده ام.توانايي مثال زدني يك نوجوان دختر بايد تبديل به فيلم شود و اين اثر نشان خواهد داد كه دختران و زنان ايراني چه توانايي هايي دارند كه در آن چنان روزهايي ديده مي شود.»
از دا هم تقدير شد
اعظم حسيني نويسنده كتاب دا به ذكر خاطراتي از دوران نگارش كتاب پرداخت و گفت:«اين حجم از مطالب به يكباره گفته نشد،مثل ساختماني كه از ابتدا نقشه آن طراحي مي شود،ابتدا مطالب اصلي و سپس تمام جزئيات تدريجا به كار اضافه شد.در تمام طول اين سال ها يك نگراني مرا تهديد مي كرد و آن اين بود كه اگر خانم حسيني ديگر حاضر به همكاري نباشد اين ساختمان نيمه تمام به چه سرنوشتي دچار خواهد شد.
در پايان مراسم،از «دا»،مادر سيده زهرا حسيني،كه نام او را بر اين كتاب نهاده اند نيز تقدير شد.
+ نوشته شده توسط محمد در 88/03/14 و ساعت
21:1 |

