تبليغاتX
پرواز تا بیکران - آیا تجسم شیطان از دید قرآن ممکن است ؟

 

بنام خدا ( پناه می بریم از شر شیطان رجیم به خداوند بخشنده و مهربان)

در این پست  و شیطان رو از سیمای قرآن مورد بررسی قرار می دهیم و سپس در پست آینده شیطان رو از دید انجیل و تورات نظاره گر می شیم و در سومین پست به مقایسه ای تطبیقی  بین این دو دیگاه می پردازیم  ودر این بین  سریال صهیونیستی اغماء رو هم   در بوته  نقد قرار می دهیم. اما برای تفسیر آیات از تفسیر المیزان علامه طباطبایی که مورد وثوق شیعه وسنی است و المیزان ایشان در دانشگاه الازهر مصر مورد استناد قرار می گیرداستفاد می کنیم

کلمه شیطان  در  (63) آیه  و کلمه شیاطین در (17)آیه  و کلمه ابلیس در ( 11 ) آیه  در قرآن آمده است  ،  شیطان در بعضی از آیات دوبار استعمال شده  ،  لفظ ابلیس دقیقا 11 بار بدون تکرار آمده است و نکته جالب اینست که از 11 بار 9 بار  آیه مربوطه  به داستان سجده ملائکه بر حضرت آدم و تمرد ابلیس از دستور خداوند و خط و نشانهای ابلیس برای آینده  انسان دارد  در یکی از همین آیات ( الاسراء65_61) خداوند بعد از ذکر داستان  به صراحت بعد از استعمال کلمه ابلیس در آیه بعدی از نام شیطان برای ابلیس  استفاده می کند که به آن خواهیم پرداخت چون  در این 91 مورد آیه روشهای شیطان (ابلیس) مشابه است از موارد تکراری  پرهیز می شود  .

اما قبل از اینکه به بحث درباره ابلیس بپردازیم با ذکر 3 آیه درباره نزول جسمی ! فرشتگان بر انبیاء ومردم عادی  نشان می دهیم اگر قرار بود شیطان بصورت تجسم بر انسانها  متجلی شود  قرآن در این باره صراحت لازم را بکار می برد  یعنی چون در قرآن  هیچ موردی در تجسم شیطان ذکر نشده و انواع دیگری از روشهای شیطان معرفی می شود پس قضیه تجسم شیطان در گمراه کردن  مردم مردود است .(برهان خلف)

1_فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا(مريم/17)‏

در مقابل آنان پرده اى آويخت ، پس ما روح خود را نزد او فرستاديم كه به صورت انسانى تمام عيار بر او مجسم گشت (17)

ترجمه تفسير الميزان جلد 14 صفحه 46

 ((فارسلنا اليها روحنا فتمثل لها بشرا سويا)) - از ظاهر سياق بر مى آيد كه فاعل كلمه تمثل ضميرى است كه به روح بر مى گردد پس  روحى كه به سوى مريم فرستاده شده بود به صورت بشر ممثل شد، و معناى تمثل و تجسم به صورت بشر اين است كه در حواس بينائىمريم به اين صورت محسوس شود، و گرنه در واقع باز همان روح است نه بشر.و چون از جنس بشر و جن نبود، بلكه از جنس ملك و نوع سوم مخلوقات ذوى العقول بود كه خدا او را در كتابش وصف نموده ، و ملك ناميده ، و آن فردى را كه ماءمور وحى است جبرئيل ناميده ، مثلا فرمود: ((من كان عدوا لجبريل فانه نزله على قلبك باذن اللّه )) و جاى ديگر او را روح خوانده ، فرموده : ((قل نزله روح القدس من ربك )) و نيز فرموده : ((نزل به الروح الامين على قلبك )) و نيز او را رسول خوانده و فرمود: ((انه لقول رسول كريم )) لذا ازهمه اينها مى توان فهميد كه آن روحى كه براى مريم به صورت بشرى مجسم شد همان جبرئيل بوده است .

2- وَ لَقَدْ جَاءَت رُسلُنَا إِبْرَهِيمَ بِالْبُشرَى قَالُوا سلَماً قَالَ سلَمٌ فَمَا لَبِث أَن جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ(69)فَلَمَّا رَءَا أَيْدِيهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكرَهُمْ وَ أَوْجَس مِنهُمْ خِيفَةً قَالُوا لا تخَف إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلى قَوْمِ لُوطٍ(70) ، سوره هود

فرستادگان ما نزد ابراهيم آمدند تا به او مژده دهند  نخست سلام كردند و ابراهيم جواب سلام را داد و چيزى نگذشت كه گوساله اى چاق و بريان برايشان حاضر ساخت . (69)ولى وقتى ديد دستشان به آن غذا نمى رسد رفتارشان را ناپسند و خصمانه تشخيص داده ، از آنان احساس ترس كرد، فرستادگان ما گفتند: مترس ما ماموران عذاب به سوى قوم لوطيم . (70)

اين آيات ، داستان بشارت يافتن ابراهيم (عليه السلام ) به اينكه صاحب فرزند خواهد شد را در بردارد و اين در حقيقت به منزله زمينه چينى است براى بيان داستان رفتن ملائكه نزد لوط پيغمبر براى هلاك كردن قوم او، چون اين داستان در ذيل آن داستان آمده و در دنباله داستان بشارت يافتن ابراهيم (عليه السلام ) بيانى آمده كه قصه هلاك كردن قوم لوط را توجيه و بيان مى كند و آن اين جمله است : ((انه قد جاء امر ربك و انهم آتيهم عذاب غير مردود)). منظور از كلمه ((رسل )) در آيه مورد بحث ملائكه اى هستند كه به نزد ابراهيم (عليه السلام ) فرستاده شدند تا او را به فرزنددار شدن بشارت دهند و نيز به نزد جناب لوط فرستاده شدند تا قوم آن جناب را هلاك سازند، و كلمات مفسرين در عدد آن فرشتگان مختلف است ، البته بعد از آنكه همه اتفاق دارند بر اينكه از دو نفر بيشتر بوده اند چون كلمه ((رسل )) جمع است و جمع بر كمتر از سه نفر اطلاق نمى شود. و در بعضى از روايات وارده از ائمه اهل بيت (صلوات اللّه عليهم ) آمده كه آنها چهار نفر از فرشتگان گرامى خداى تعالى بوده اند،ابراهيم (عليه السلام ) نيز ميپنداشت كه واردين ميهمانانى از جنس بشرند در اكرامشان زياده روى كرد.

3_ وَ لَمَّا جَاءَت رُسلُنَا لُوطاً سى ءَ بهِمْ وَ ضاقَ بهِمْ ذَرْعاً وَ قَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ(77)وَ جَاءَهُ قَوْمُهُ يهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَ مِن قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السيِّئَاتِ قَالَ يَقَوْمِ هَؤُلاءِ بَنَاتى هُنَّ أَطهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تخْزُونِ فى ضيْفِى أَ لَيْس مِنكمْ رَجُلٌ رَّشِيدٌ(78) سوره هود       و همين كه فرستادگان ما نزد لوط آمدند، سخت ناراحت شد، و خود را در برابر قوم بيچاره يافت و زير لب گفت : امروز روز بلائى شديد است . (77)در همين لحظه مردم آلوده اش با حرص و شوقى وصف ناپذير به طرف ميهمانان لوط شتافتند، چون قبل از اين ماجرا اعمال زشتى داشتند. لوط گفت : اى مردم اين دختران من در سنين ازدواجند، مى توانيد با آنان ازدواج كنيد، براى شما پاكيزه ترند، از خدا بترسيد و آبروى مرا در مورد ميهمانانم نريزيد، آخر مگر در ميان شما يك مرد رشد يافته نيست . (78)

بيان آيات

اين آيات داستان عذاب قوم لوط را بيان مى كند و مى توان گفت كه به يك حساب تتمه آيات قبلى است كه داستان نازل شدن ملائكه و وارد شدن آنان بر ابراهيم و بشارت دادن به ولادت اسحاق را ذكر مى كرد چون بيان آن مطالب در واقع زمينه چينى بود براى بيان عذاب قوم لوط.

کاملا مشخص که قوم لوط فرشتگان الهی را بصورت جوانان زیبا رو دیدند

تا اینجا دیدم که فرشتگان  در بیان قرآن می توانند بصورت جسمی و دیدنی بر مردم عادی و آنهم گناه کارش متجلی شوند  و صراحت قرآن کاملا معلوم است  اما  در (80 آیه مخصوص شیطان و ابلیس و نه سربازان انس و جن شیاطن ) هیچ اشاره ایی ولو کوچک به این تجسم نشده کما اینکه صراحت خداوند در آیه (الإسراء/64) در مورد شیطان چیزی دیگر است !! :

متن قرآن

وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُوراً (الإسراء/64)

ترجمه فارسى (مكارم)‏

هر كدام از آنها را مى‏توانى با صدايت تحريك كن! و لشكر سواره و پياده‏ات را بر آنها گسيل دار! و در ثروت و فرزندانشان شركت جوى! و آنان را با وعده‏ها سرگرم كن! - ولى شيطان، جز فريب و دروغ، وعده‏اى به آنها نمى‏دهد -«64»

این آیه کاملا مشخص می کند  که شیطان حق تجسم بصورتهای مختلف بر انسان را ندارد وگرنه چه  احتیاجی بود به بیان صریح وبی پرده وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ !!  و فقط با صدا می تواند تحریک کند ونه با صدا وسیما .

إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئاً إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ(المجادلة/10)‏

نجوى تنها و تنها از ناحيه شيطان است تا كسانى كه ايمان آورده اند اندوهگين شوند ولى هيچ ضررى به ايشان نمى زند مگر به اذن خدا و مؤ منين بايد بر خدا توكل كنند (10).

اما لشکر شیطان را ما هر روز می بینیم و شاید خودمان هم از  جنود شیطان باشیم والله اعلم ( نعوذبالله) وحساب  لشکر شیطان  با خود شیطان فرق میکند دوستان عزیز صدا وسیما شاید فرمایش کنند  که امثال فرشته پارسال والیاس امسال جنودشیطان هستندونه خود شیطان(!!)  که حقیر  سراپا تقصیر عرض کنم حمایتی که الیاس از جانیان  می کند و آنها را با علم پژوهان درمان می کند با این ادعا منافات دارد واز طرفی می ترسم با این سیر تکاملی که شیطان در طول سه سال  از سریال کمکم کن  و او یک فرشته بود و اغماء امسال سال دیگر به صراحت  تمام خود شیطان را نشان می دهند(هرچند در سریال او یک فرشته بود به صراحت از شیطان نام بردند تا امروز در سریال اغماء فقط از روی قرینه ها و نوع نورپردازی وسیاه بودن چهره الیاس حدس قوی می زنیم جناب الیاس شیطان تشریف داشته باشد که احتمالا اعتراف زبانی حضرات به شیطان بودن الیاس را خواهیم شنید )  کاری که زعمای یهود در 3500سال کردند و شیطان را تصویر کردند ما در عرض سه سال مرتکب  شدیم و این درجه  سرعت در تکامل انسان را به حیرت فرو می برد، باید ببینیم در طول سال آینده شیطان تبلیغ شده صدا و سیمای ایران چه قدرتی پیدا می کند احتمالا پدر هر چی شیطان هالیودی و فانتزی را در خواهد آورد­ J!

آیه ای را که از زبان شیطان آمده ملاحظه فرمایید :

وَ قَالَ الشيْطنُ لَمَّا قُضىَ الاَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكمْ وَعْدَ الحَْقِّ وَ وَعَدتُّكمْ فَأَخْلَفْتُكمْ وَ مَا كانَ لىَ عَلَيْكُم مِّن سلْطنٍ إِلا أَن دَعَوْتُكُمْ فَاستَجَبْتُمْ لى فَلا تَلُومُونى وَ لُومُوا أَنفُسكم مَّا أَنَا بِمُصرِخِكمْ وَ مَا أَنتُم بِمُصرِخِىَّ إِنى كفَرْت بِمَا أَشرَكتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظلِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (إبراهيم/22)‏

و همينكه كار خاتمه پذيرد، شيطان مى گويد:خدا به شما وعده درست داد.و من نيز به شما وعده  دادم و تخلف كردم ، من بر شما تسلطى نداشتم جز اينكه دعوتتان كردم و شما اجابتم كرديد، مرا ملامت نكنيد، خودتان را ملامت كنيد، من فريادرس شما نيستم ، و شما نيز فريادرس من نيستيد من آن شركتى كه پيش از اين برايم قائل بوديد انكار دارم .به درستى ستمگران ، عذابى دردناك دارند (22)

این آیه کاملا با شیطان قدرتمندی که در ادبیات غربی آمده است منافات دارد ، به خدا پناه می برم که سال آینده از این آیه در جهت نقد سریال رمضان آینده استناد نکنم! هرچند که الیاس کاملا تسلط ندارد اما در جهت یک شیطان مسلط گام بر می دارد واین برای همه بچه مسلمانها زنگ خطر است اگر دیر بجنبند خیلی چیزهای دیگر را غالب مان و قالبمان  می کنند  مثلا اشتباه بودن دفاع مقدس که تا حالا جرات نداشته اند در صدا و سیما این کار را بکنند اما  زمزمه هایش را می شود شنید و دید را سرمان در  می اوردن و چرا انقلاب کردید و از این حرفها

و من نمی دانم  بندگان صالح خدا کجایند و چرا ساکت ؟

وقتی درباره شیطان در نرم افزارهای قرآنی جستجو میکردم به نتایجی رسیدم که  شکی برایم نماند سریال اغماء  چندین آیه قرآن  را کاملا نفی می کند  ببینید :

إِنَّ عِبَادِى لَيْس لَك عَلَيْهِمْ سلْطنٌ وَ كَفَى بِرَبِّك وَكيلاً(_الاسرا65)

همانا ترا بر بندگان من تسلط نيست وتنها محافظت ونگهبانى خدا كافى است (65)

دکتر پژوهان در این سریال تا این لحظه 23رمضان در مقابل شیطان ایستادگی کرده ، یعنی روزه اش را نخورده نمازش را قضا می کند و کارهای که به او دستور داده می شود و انجام میدهد  در جهت ثواب انجام میدهد به عبارت ساده تر هنوز خدا را بعنوان اول و آخر  قبول دارد  چرا تا بدینجا هیچ  کسی به کمک ایشان نیامده صد رحمت به سریال او یک فرشته بود که آن روحانی آمد کمک بهزاد . هر چند برای اینکه ذائقه مخاطب را داشته باشند  کمکی دست و پا می کنند حضرات سیما اما آن کمک باید از ابتدا به  خطوات شیطان مبارزه می کرد. این آیه را ملاحظه بفرماید:

إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئاً إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ(المجادلة/10)‏

نجوى تنها و تنها از ناحيه شيطان است تا كسانى كه ايمان آورده اند اندوهگين شوند ولى هيچ ضررى به ايشان نمى زند مگر به اذن خدا و مؤ منين بايد بر خدا توكل كنند (10).

آیا کم به دکتر پژوهان خداجو ضربه خورده است ؟ ، استادش را ناراحت کرده خانم بردیا  این مثلث عشقی را از خود رنجانده دخترش را همین دیشبی از دست داد و بماند که آبروی پرستارش خانم علی زاده را برده ! شاید اینها ضرر نباشد ...

آیه بعدی به ما می گوید  که شیطان با قلوب مریض کار دارد ، شاید منظور قلوب جسمی باشد ؟ که از یک شیطان جسمی  این کار بعید نیست الیاس یا مغزها و قلوب جسمی مریض بیشتر کار دارد ؟ یا با قلوب و مغزهای روحی مریض ؟ یا با هر دو؟ :

لِيَجْعَلَ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ(الحج/53)‏

تا آنچه را كه شيطان القاء مى كند براى كسانى كه در دلهايشان مرضى هست و براى سنگدلان مايه ابتلاء كند كه ستمگران در خلافى بى نهايتند (53)

ترجمه تفسير الميزان جلد 14 صفحه 554

القائات و وسواس شيطان وسيله امتحان است

لِّيَجْعَلَ مَا يُلْقِى الشيْطنُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فى قُلُوبهِم مَّرَضٌ وَ الْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ...مرض قلب عبارت است از اينكه استقامت حالتش در تعقل از بين رفته باشد، به اينكه آنچه را بايد به آن معتقد شود نشود و در عقايد حقه كه هيچ شكى در آنها نيست شك كند. و قساوت قلب به معناى صلابت و غلظت و خشونت آن است ، كه از ((سنگ قاسى (( يعنى سنگ سخت گرفته شده و صلابت قلب عبارت از اين است كه عواطف رقيقه آن كه قلب را در ادراك معانى حقه يارى مى دهد از قبيل خشوع و رحمت و تواضع و محبت ، در آن مرده باشد. پس قلب مريض آن قلبى است كه خيلى زود حق را تصور مى كند ولى خيلى دير به آن معتقد مى شود. و قلب قسى و سخت ، آن قلبى است كه هم دير آن را تصور مى كند و هم دير به آن معتقد مى گردد، و به عكس ، قلب مريض و قسى وسواسهاى شيطانى را خيلى زود مى پذيرد.و اما القاآت شيطانى كه زمينه را عليه حق و اهل حق تباه و خراب مى كند و در نتيجه زحمات انبياء و رسل را باطل نموده ، نمى گذارد اثر خود را ببخشد هر چند مستند به خود شيطان است و ليكن در عين حال مانند ساير آثار چون در ملك خدا قرار دارد، بدون اذن او اثر نمى كند، همچنانكه هيچ مؤ ثرى اثر نمى كند و هيچ فاعلى بدون اذن او عملى انجام نمى دهد مگر آنكه به همان مقدار دخالت اذن مستند به او شود و آن مقدار كه مستند به او مى شود داراى مصلحت و هدف شايسته است .

ختم کلام  با استناد  به صحبتهای بزرگترین مفسر عالم اسلام بعد از علم النبی و الائمه علامه طباطبایی(ره)

وَ لَقَدْ خَلَقْنَكمْ ثُمَّ صوَّرْنَكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَئكَةِ اسجُدُوا لاَدَمَ فَسجَدُوا إِلا إِبْلِيس لَمْ يَكُن مِّنَ السجِدِينَ(11)قَالَ مَا مَنَعَك أَلا تَسجُدَ إِذْ أَمَرْتُك قَالَ أَنَا خَيرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنى مِن نَّارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِينٍ(12)قَالَ فَاهْبِط مِنهَا فَمَا يَكُونُ لَك أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّك مِنَ الصغِرِينَ(13)قَالَ أَنظِرْنى إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ(14)قَالَ إِنَّك مِنَ الْمُنظرِينَ(15)قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنى لاَقْعُدَنَّ لهَُمْ صرَطك الْمُستَقِيمَ(16)ثُمَّ لاَتِيَنَّهُم مِّن بَينِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمَنهِمْ وَ عَن شمَائلِهِمْ وَ لا تجِدُ أَكْثَرَهُمْ شكِرِينَ(17)قَالَ اخْرُجْ مِنهَا مَذْءُوماً مَّدْحُوراً لَّمَن تَبِعَك مِنهُمْ لاَمْلاَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ(18) سوره اعراف

شما را خلق كرديم آنگاه نقش بنديتان نموديم ، سپس به فرشتگان گفتيم كه آدم را سجده كنيد، همه سجده كردند مگر ابليس كه از سجده كنندگان نبود(11)خداوند فرمود چه چيز مانع تو شد كه وقتى به تو فرمان دادم سجده نكردى ؟ گفت من از او بهترم ، مرا از آتش آفريده اى و او را از گل خلق كرده اى (12)فرمود از آسمان فرود شو كه در اينجا بزرگى و نخوت كردن حق تو نيست ، برون شو كه تو از حقيرانى (13)گفت : مرا تا روزى كه برانگيخته مى شوند مهلت ده (14)فرمود مهلت خواهى داشت (15)شيطان گفت كه چون تو مرا گمراه كردى من نيز بندگانت را از راه راست گمراه مى گردانم (16)آنگاه از جلو رو و از پشت سر و از طرف راست و چپ به آنان مى تازم ، و بيشترشان را سپاسگزار نخواهى يافت (17)گفت از آسمان بيرون شو، مذموم و مطرود، هر كه از آنها از تو پيروى كند جهنم را از همه شما لبريز مى كنم (18)

ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه : 36

محاصره انسان توسط شيطان از چهار طرف !

و جمله (( ثم لاتينهم من بين ايديهم و من خلفهم و عن ايمانهم و عن شمائلهم )) بيان نقشه و كارهاى او است ، مى گويد: ناگهان بندگان تو را از چهار طرف محاصره مى كنم تا از راهت بدر برم . و چون راه خدا امرى است معنوى ناگزير مقصود از جهات چهارگانه نيز جهات معنوى خواهد بود نه جهات حسى .از آيه (( يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطان الا غرورا)) 1 و آيه (( انما ذلكم الشيطان يخوف اولياء)) 2 و آيه (( و لاتتبعوا خطوات الشيطان )) 3 و آيه (( الشيطان يعد كم الفقر و يامركم بالفحشاء)) 4. نيز مى توان در اين باره چيزهايى فهميد، و از آن استفاده كرد كه مقصود از (( من بين ايديهم - جلو رويشان )) حوادثى است كه در زندگى براى آدمى پيش مى آيد، حوادثى كه خوشايند و مطابق آمال و آرزوهاى او يا ناگوار و مايه كدورت عيش او است ؛ چون ابليس در هر دو حال كار خود را مى كند. و مراد از (( خلف - پشت سر)) اولاد و اعقاب او است ؛ چون انسان نسبت به آينده اولادش نيز آمال و آرزوها دارد، و درباره آنها از پاره اى مكاره مى انديشد. آرى ، انسان بقا و سعادت اولاد را بقاء و سعادت خود مى داند، از خوشبختى آنان خوشنود و از ناراحتى شان مكدر و متاءلم مى شود. انسان هر چه از حلال و حرام دارد همه را براى اولاد خود مى خواهد و تا بتواند آتيه آنان را تاءمين نموده ، و چه بسا خود را در اين راه به هلاكت مى اندازد.و مقصود از سمت راست كه سمت مبارك و نيرومند آدمى است سعادت و دين او است . و (( آمدن شيطان از دست راست (( به اين معنا است كه وى آدمى را از راه ديندارى بى دين مى كند، و او را در بعضى از امور دينى وادار به افراط نموده به چيزهايى كه خداوند از آدمى نخواسته تكليف مى كند. و اين همان ضلالتى است كه خداوند آن را (( اتباع خطوات الشيطان (( نام نهاده است .و منظور از (( سمت چپ )) بى دينى مى باشد، به اين معنا كه فحشا و منكرات را در نظر آدمى جلوه داده وى را به ارتكاب معاصى و آلودگى به گناهان و پيروى هواى نفس و شهوات وادار مى سازد.زمخشرى در كشاف مى گويد: اگر كسى بپرسد چرا نسبت به (( من بين ايديهم )) و (( من خلفهم )) لفظ (( من )) را كه براى ابتداء است استعمال كرد، و در (( ايمان )) و (( شمائل )) لفظ (( عن )) را كه براى تجاوز است بكار برد؟ در جواب مى گوييم : فعل بطور كلى به هر حرفى كه به مفعول به متعدى مى شود به همان حرف و به همان وسيله به مفعول فيه متعدى مى گردد، و همانطورى كه در تعدى به مفعول به حروف تعديه مختلف است همچنين در تعدى به مفعول فيه حروف تعديه مختلف مى گردد. نحوه استعمال هر لغتى را بايد از عرب اخذ كرد، نه اينكه با قياس آنرا تعيين نمود، و اگر در لغت بحثى مى شود، تنها از حيث موارد استعمال آن است ؛ به اين معنا كه بحث مى شود از اينكه آيا فلان لغت را در چه جايى بايد استعمال كرد؟ و استعمالش در چه جايى غلط است ؟ مثلا وقتى از عرب مى شنويم كه مى گويد: (( جلس على يمينه )) معناى (( على يمينه )) اين است كه وى در طرف راست فلانى طورى قرار گرفت كه گويى غالبى در كنار مغلوب و زيردست خود قرار گرفته ، و وقتى مى شنويم كه مى گويد:(( فلان جلس عن يمين فلان )) مى گوييم معنايش اين است كه فلانى در طرف راست فلان كس با فاصله طورى نشست كه گويى نمى خواهد به او بچسبد، اين معناى لغوى (( عن يمينه )) است ، و ليكن در اثر كثرت استعمال در هر دو قسم نشستن استعمال مى شود، همچنان كه درباره كلمه (( انفال )) نيز به اين نكته اشاره نموديم .

اما کسانی بودند که به ما گفتند چرا گیر دادی  جوابشان را حواله می دهیم به این آیه و بس :

الَّذِينَ ءَامَنُوا يُقَتِلُونَ فى سبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقَتِلُونَ فى سبِيلِ الطغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشيْطنِ إِنَّ كَيْدَ الشيْطنِ كانَ ضعِيفاً(76)

كسانى كه ايمان آورده اند، در راه خدا پيكار مى كنند، و آنها كه كفر را پيشه خود كرده اند در راه طاغوت مى جنگند، پس شما اى مؤ منان با ياران شيطان پيكار كنيد، كه كيد شيطان هميشه ضعيف بوده است (76)

منتظر نظرهای انتقادی و ارشادی شما می باشم

تا پست آینده  خدانگهدار

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در 86/07/14 و ساعت 17:35 |